( سال ۱۳۹۷ / حمایت از کالای ایرانی )
 

هفته ی دفاع مقدس گرامی باد

 

سلام بر یوم الله ۳۱ شهریور . . .  و دفاع مقدس ما سربازان امام و رهبر ادامه دارد

تجليل رهبر انقلاب از مقام شهداء و صبر و پايداری خانواده ايثارگران 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز(پنجشنبه) به منظور گرامیداشت یاد و خاطره‌ی شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و همزمان با روز تجلیل از شهدا و ایثارگران دفاع مقدس پیامی صادر فرمودند.
متن پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
در نخستین روز هفته‌ی دفاع مقدس كه یادآور مجاهدت عمومی و با شكوه ملت ایران در برابر كید و مكر دشمنان انقلاب و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی است، نام و یاد شهیدان عالیمقام و سرافراز را گرامی میدارم و برترین درجات بهشتی را برای آنان از خداوند متعال مسألت میكنم. همچنین سلام و احترام و ارادت قلبی خود به خاندانهای شریف و ایثارگر آنان كه با صبر و پایداری بی نظیر خود چهره‌ی ملت ایران را در تاریخ، درخشان ساختند تقدیم میكنم.
امروز با پیشرفت و درخشش كشور و تأثیر عمیق آن در بیداری عالم اسلام، بار دیگر ارزش مجاهدت فداكارانه‌ی شهیدان عزیز ما آشكار گشت. خدای حكیم و قدیر را سپاسگزاریم كه خون شهیدان ما ضایع نگشت و این فداكاریها جان تازه‌ئی به امت اسلام بخشید. همه باید خداوند متعال را بر الطاف آشكار و پنهانش شكر گوئیم و دوام و افزایش آن را از درگاهش مسألت كنیم و توفیق انجام وظیفه را از او بخواهیم. امید است قلب مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و روح مطهر شهیدان و امام بزرگوار از همه‌ی ما خشنود گردد.

والسلام علیكم و رحمة الله
سیّدعلی خامنه ای
٣١/شهریور/١٣٩٠

 

دفاع مقدس و مهر

یاد وخاطره ی شهدای مظلوم رخداد تروریستی ۳۱ شهریور ۸۹ مهاباد و هفته ی دفاع مقدس گرامی باد

پاسخ های مشروح دکتر محسن رضایی به 20 سوال از ناگفته های دفاع مقدس

پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی با گرامیداشت هفته دفاع مقدس، پاسخ های مشروح دکتر محسن رضایی (فرمانده کل سپاه در دوران دفاع مقدس) را به بیست سوال درباره ناگفته های جنگ منتشر می‌کند:

به عنوان نخستین سوال بفرمائید آیا هنوز ناگفته های جنگ باقی است و چرا همچنان مسائلی از جنگ ناگفته مانده است؟
 

معمولا بیان ناگفته ها در کشورهای مختلف پیرامون وقایع مهم امری مرسوم و طبیعی است به همین دلیل در کشورهای دنیا قانونی وجود دارد که هر 30 سال یک بار اسناد محرمانه و پشت صحنه را منتشر می کنند.

هر حادثه ای معمولا ناگفته هایی دارد جنگ ایران و عراق از وقایع مهم جهان که دارای ناگفته هایی است از این قاعده مستثنی نیست. الان بعد از 20 سال که از جنگ گذشته فضا و شرایط برای گفته شدن مسائل پشت صحنه آماده تر است.

البته برخی از مسئولان کشور در خاطرات، کتابها و ... وقایع آن دوره را مطرح کرده اند. اما من بنا به دلایل خاصی تاکنون کمترین مسائل را از جنگ بیان کرده ام و دو سه سالی است که آرام آرام این کار را شروع کرده ام و مسائلی را که تا قبل از آن به آن ورود پیدا نمی کردم را طرح می کنم.

فکر می کنم در سالهای آینده اسناد و مدارک بیشتری در ارتباط با جنگ منتشر شود که محدودیت های قبلی امنیتی و سیاسی آنها برطرف شده باشد.

آیا مستند سازی که پیرامون اسناد جنگ باید صورت بگیرد و اخیرا برآن تاکید کردید در راستای همین اسنادی است که اشاره داشتید؟ 

مستند سازی یک علم است روش ها و قواعد خاص خود را دارد و اگر درباره جنگ ایران و عراق از آن استفاده شود پایه تاریخ واقعی دفاع مقدس محسوب می شود. هر چه مستند سازی قوی تر باشد تاریخ صحیح تر و درست تر و کامل تر نوشته و بهتر منتقل می شود البته مستند تنها نوشته یا اسناد مکتوب نیست بلکه مستندات جنگ می تواند مجموعه بزرگی از آثار مکتوب، خاطرات، عکس، آثار باقیمانده از جنگ مثل تجهیزات و وسایل غنیمت مانده، فیلم های پراکنده و خودجوش باشد.

در حقیقت یک عکس می تواند به تنهایی به اندازه یک کتاب با انسان حرف بزند. لذا همه توجهات نباید به سمت اسناد مکتوب و دست نوشته ها برود. برخی مواقع آثاردیگری وجود دارد که هرکدام دریایی از پیام قرار دارد. به این دلیل مستند سازی آثار جنگ تهیه یک مجموعه وسیع از آثار است که اگر امروزه گردآوری و ثبت نشود ممکن است در 10 سال آینده منابع این آثار از بین برود.

به نظر شما عدم تمرکز و فقدان متولی باعث جمع آوری نشدن مستندات جنگ شده است؟

تمرکز هم در جمع آوری موثر است. قبلا چنین متولی وجود نداشت اما در چند سال گذشته ستاد کل نیروهای مسلح برنامه ریزی خوبی کرده و ارتش و سپاه نیز از طریق بنیاد حفظ آثار، اقداماتی انجام داده اند.

به نظر شما در رابطه با حفظ وضعیت طبیعی مناطق جنگی اقدام مناسبی صورت گرفته است؟ چراکه به نظر می رسد رفته رفته این مناطق در حال مصنوعی شدن است!

البته یک بخشی از مستندات جنگ، مناطق جنگی است که خودش یک سند محسوب می شود و اگر این فضا به صورت واقعی نگه داشته شود مانند بخش هایی از خرمشهر و قصرشیرین یک سند بسیار مهمی خواهند بود.

پیرامون توجه به مسائل فرهنگی همچون مناطق دفاع مقدس در طرح آمایش سرزمینی که در مجمع مورد بررسی قرار گرفته است چه اقداماتی صورت گرفته است؟

در بحث سیاست های کلی فرهنگی حفظ آثار جنگ و توجه به فرهنگ، اندیشه و سیره امام در معماری و آموزش و ایرانگردی و روحیه ایثارگری و انتقال آن به نسل های بعدی جزء تاکیدات است. مصادیق آن در مناطق کشور باید در برنامه ریزی دیده شود.

در رابطه با پایان جنگ همواره مسائلی مطرح بوده که این اقدام سیاسی بوده یا نظامی! نظر شما به عنوان یکی از حاضران در مدیریت جنگ در آن مقطع چیست؟

همانطور که آیات ناسخ و منسوخ داشته، کلام رهبران دینی که پایین تر از کلام خدا هستند نیز می تواند ناسخ و منسوخ داشته باشند اما ناسخ و منسوخی که خودشان تصمیم گرفته باشند، نه آنکه چیزی به آنها تحمیل شود. حضرت امام در شرایط تلخی یک تصمیم تاریخی گرفتند هم آگاهانه و هم با پذیرفتن همه پیامدهای این تصمیم گیری ایشان بخاطر مصلحت اسلام و انقلاب اسلامی قطعنامه را در آن شرایط پذیرفتند و به آن با تعبیر، جام زهر گفتند، و این یک تصمیم تاریخی امام بود. خود ماها جزء کسانی بودیم که موافق پذیرش قطعنامه نبودیم. کما اینکه امام در نامه شان نوشتند که بنده جزء معدود فرماندهانی بودم که می گویم جنگ باید ادامه پیدا کند.

چرا عده ای شما را متهم می کنند شما از موافقان پذیرش قطعنامه بودید؟

انگیزه های سیاسی است. در نامه امام هم آمده که نوشته جزء معدود فرماندهان هستند که می گوید باید جنگ ادامه یابد. ولی حوادث بعدی که اتفاق افتاد معلوم شد که امام یک تصمیم گیری فوق العاده مهم و تاریخی در آن شرایط گرفته است. این تصمیم گیری امام باعث شد که از فجایع بعدی جلوگیری شود و در حقیقت جنگ به نفع ایران تمام شود. آن جام زهری که امام نوشید خدای متعال آن را تبدیل به پیروزی برای ایران در هفته های بعد کرد و لذا یکماه بعد امام فرمودند ما در این جنگ حتی یک لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم، این جمله امام تعبیر جام زهر را منسوخ کرد.

اگر همان شرایط و نتیجه ای که باعث شد امام جام زهر بنوشد اگر جنگ با آن نتیجه تمام می شد ما در جنگ شکست می خوردیم اما آن نتیجه ای که منجر به نوشیدن جام زهر برای امام شد جنگ با آن نتیجه به پایان نرسید. آن نتیجه بعد از آن جام زهر خنثی شد. چه موقع عوض شد؟ موقعی که بعد از تصمیم امام حملات صدام به کرمانشاه و خرمشهر تماما با شکست مواجه شد تصمیم حضرت امام توانایی ها را افزایش داد و محدودیت های بین المللی برای صدام بوجود آورد. یکی از افسران عراق در کتاب خود گفته است "پذیرش قطعنامه توسط ایران شمشیری بود که به کمر صدام وارد شد". ایران از توانی در مرداد ماه برخوردار می شود که تمامی حملات صدام را با شکست مواجه می کند و او را وادار به عقب نشینی تا مرزها کرد و آماده شد که وارد خاک عراق شود خود امام جلوی رزمندگان را گرفت. رزمندگان ما نه تنها صدام را با شکست مواجه کردند بلکه در تعقیب او می خواستیم به سوی بصره حمله کنیم، امام جلوی ما را گرفت. ما در سال آخر جنگ در مرداد ماه روزها و هفته های آن ما با پیروزی مواجه می شویم. در حالیکه در تیرماه، ماه بسیار تلخی بود و پذیرش قطعنامه هم یک رویداد تلخی بود بر همه ما و ما نمی دانستیم مرداد ماه چه اتفاقی می افتد و مرداد ماه ماه پیروزی های ایران است و جنگ با این پیروزی تمام می شود بنابراین نتیجه ای که منجر می شود که امام آن تصمیم را در تیرماه بگیرد آن نتیجه در مرداد ماه ادامه پیدا نمی کند بلکه نتیجه دیگری حاصل می شود که پیروزی های پی در پی ایران است و ایران جنگ را با پیروزی پی در پی به پایان برد.

منظور شما کدام پیروزی هاست؟

ما در پایان جنگ و در مرداد ماه در عملیات مهم یعنی عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه را انجام دادیم و آن هم این بود که عراق در حمله به خرمشهر آنجا را محاصره کرده بود. با عملیات سرنوشت طی چهل و هشت ساعت آنجا را آزاد کردیم و در کرمانشاه عراقی ها و منافقین تا 30 کیلومتری کرمانشاه می آیند یعنی بعد ازپذیرش قطعنامه 120 کیلومتر عمق پیشروی در خاک ما را داشتند که حتی در اول جنگ در هیچ محوری نیز اینقدر پیشروی نداشتند اما این پیشروی را ایران در عملیات مرصاد عقب می زند و دوباره آنها را تا مرز عقب می زند و می خواهد از مرز عبور کند خود امام جلوی رزمندگان را می گیرد یعنی در اوج پیروزی ها جنگ را تمام می کنیم. حضرت امام پس از این پیروزی ها فرمودند "ما حتی یک لحظه در جنگ نادم و پشیمان نیستیم".

اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد در کوتاه مدت چه اتفاقی می افتاد؟

اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد عراق به کرمانشاه و خرمشهر وارد می شد و هیچ وقت قطعنامه 598 را نمی پذیرفت و آنها قطعنامه 599 را به ایران تحمیل می کردند که در آن قطعنامه امتیازات بزرگی از ایران می گرفتند.

آیا قبول دارید به خاطر مقدس بودن فضای جنگ مقداری از ابهامات، مشکلات آن دوره باز نشده است، مثلا بحث اختلافاتی که بین فرماندهان بود، مثلا اختلاف شما با شهید صیاد شیرازی اگر بوده؟

من در همایش مستند سازی عرض کردم. اختلافات در جنگ دو نوع اختلاف بود اختلافات سیاسی و تخصصی. آن چیزی که بین سپاه و ارتش بود عمدتا اختلافات فنی، تخصصی و کارشناسی بود. مثلا در عملیات بیت المقدس من و برادر صیاد در مرحله سوم یک نظر داشتیم ستاد ایشان (صیاد شیرازی) و بعضی از فرمانده لشکر های سپاه نظر دیگری داشتند حتی بحث های تندی بین ما با فرماندهان و عناصر ستادی منجر شد. ما دو نفر یک نظر داشتیم آنها نظر دیگری داشتند، یکی دو نفر قهر کردند و از جلسه ما رفتند بیرون اما این اختلافات سیاسی نبود. بنابراین این اختلافات بین ارتش و سپاه از جنس تخصصی، فنی و کارشناسی بود. ولی اختلافات دیگری بود که معمولا جنبه های سیاسی به خود می گرفت که بین ما و ارتش نبود. البته برخی از دولتمردان کشور بدلیل ناپختگی دخالت هایی می کردند که این اختلافات را، تشدید می کردند و مدیریت و فرماندهی را در جنگ با مشکل مواجه می کرد.

درباره تقدیس دفاع مقدس نیز نظرتان را می گویید؟!

چهره قداست دفاع گاهی وقتها ممکن است مانع گفتن همه حقایق شود اما من معتقدم که جنگ در انحصار هیچ گروهی نیست و یک مسئله ملی است و همه حق دارند از جنگ تعریف کنند همه حق دارند انتقاد کنند مهم این است که انتقادات و تعریف ها در یک چارچوب منطقی مطرح شود که دچار غلو و افراط و تفریط نشود.

بحث انشقاق در روحانیت یکی از نکات مهم است که سال 66 اتفاق افتاد خیلی از رزمندگان احساس نگرانی می کردند نکند ما در جبهه کاری را جلو می بریم اما کسانی در پشت جبهه بر خلاف مشی امام و سیستم جلو می روند، این بحث شکاف بین روحانیت همین اختلافات سیاسی است که اشاره کردید یا موضوع دیگر؟

در عقب جبهه اختلاف سیاسی وجود داشت. بین سیاسیون و نظامی ها هم اختلافاتی در رابطه با اداره جنگ وجود داشت که جنبه سیاسی به خود می گرفت. وقتی جنگ در مرداد ماه تمام شد یکی از آقایان ظاهرا دکتر فیروزآبادی بود در هیئت دولت پیشنهاد می کند با توجه به پیروزی هایی که در مرصاد و بیت المقدس خرمشهر به دست آمده و صدام از روی ناچاری قطعنامه را پذیرفته است خوب است ما در مرداد ماه همان سال اعلام جشن کنیم اما دو نفر از اعضای کابینه مخالفت می کنند و می گویند ما در جنگ شکست خوردیم چرا شما می گویید جشن بگیرد که این قضاوتی سیاسی بود.

چه کسانی گفتند جشن نگیرید؟

حالا این موضوع مربوط به گذشته است.

بفرمائید جهت اطلاع نسل فعلی!

آقای فیروزآبادی به من گفت این دو نفر بهزاد نبوی و آقای خاتمی بوده اند.

با توجه به اینکه بخشی از ناگفته های جنگ مربوط به سال 66 و 67 است سئوالات را در این بخش متمرکز کرده ایم یکی از سئوالات ما این است با توجه به نگاهی که به مستند سازی دارید چرا کتابی را نمی نویسید مجموعه خاطرات و مستندات مکتوب غیر مکتوب ...؟

من مستندات مربوط به خودم را جمع آوری کرده ام اما بنا به چند دلیل منتشر نکرده ام. یکی برای حفظ نظام بوده که نمی خواستم عده ای از نوشته های من سوء استفاده بکنند علیه اشخاص یا علیه مسئولان کشور و در رابطه با بحث های سیاسی روز بخواهند از این تاریخ استفاده کنند این انگیزه اول من بود.

انگیزه دوم من این بود که بعضی از مسائل هنوز حالت محرمانه داشته که من نمی توانم آنها را بگوییم که یک مدت زمان طولانی باید از آن می گذشت. یک بعد آن هم اخلاقی بود که اگر من بخواهم اسنادم یا خاطرات خود را منتشر کنم ممکن است که این تداعی را ایجاد کند که من بدنبال این هستم که خود و دوستانم را متولی جنگ نشان دهم و طوری وانمود شود که نقش موثر در جنگ داشته ام. از نظر اخلاقی هم همیشه این را برای خود مانع روحی می دانستم.

ولی امروزه بنا به این دلیل که احساس می کنم تحریف های زیادی در رابطه با جنگ صورت می گیرد و بیش از حد هم حملاتی دارد صورت می گیرد که تا حالا ما همیشه صبر کردیم و پاسخ ندادیم اما از یک حدی دارد تجاوز می کند تهمت زدن ها و تخریب هایی که دارد صورت می گیرد و مسئله سوم هم فشارهای خیلی زیادی که از سوی رزمندگان، مردم و دوستان سیاسی در این چند سال اخیر به من وارد شده که خاطراتم را بنویسم لذا ناچار شدم که اولین آثار خود را تا پایان امسال منتشر کنم.

در طول 8 سال دفاع مقدس چرا بیشترین عملیات ها سالهای اول و آخر جنگ بوده و سالهای میانی جنگ ما تحرکات نظامی نداشته ایم؟

ما همیشه تحرک داشته ایم اما در یک مقطعی مثلا بعد از آزادی خرمشهر و عملیات فاو حدود 3 - 4 سال از جنگ تحرکات ما در جنگ منجر به دستیابی به انتظارتمان نمی شد و اهدافی که در پیش می گرفتیم عملیات های ما منجر به فتح و دستیابی به آن اهداف نمی شد که ما آن را عدم الفتح نامگذاری کردیم. مثلا ما درخیبر اهداف بلندی داشتیم که جز جزیره شمالی و جنوبی چیزی به دست نیاوردیم. ما در عملیات رمضان خیلی اهداف بزرگی را داشتیم اما پیشروی های ما متناسب با آن اهداف نبود. لذا این عدم دستیابی به همه اهداف در عملیات ها در طول این دوران بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات فاو در حقیقت منجر شده بود ما نتوانیم مشابه آزادی خرمشهر در عملیات ها شاهد پیروزی باشیم.

بحث دیگری که افکار عمومی را به خود مشغول کرده این است که با توجه به بافت جمعیتی آن موقع انقلاب آیا همه افراد در این سنین در جنگ برای دفاع از سرزمین خود حاضر می شدند یا جزء قشر خاصی مثل مستضعفین بودند؟

از همه اقشار در جنگ حاضر شدند از همه مذاهب و گروه ها از قبیل ارامنه و مسیحیان و برادران اهل سنت حاضر و شهید دادند و...البته به نسبت جمعیتی این حضور متفاوت است. از برادران اهل سنت افراد زیادی داریم که آمدند در استانهای شیعه مثلا در استان خوزستان با ارتش عراق جنگیدند، تعداد زیادی شهید دادند. از همه اقشار بودند از دانشگاهی، کارگر، کشاورز، روحانی از همه اقشار حتی کسانی که ملی گرا بودند نیز در جنگ حضور داشتند.

اما از دو گروه بیشتر شرکت می کردند یکی نیروهای حزب الهی و معتقد که نسبت به جمعیت خود رقم بالایی دارند و مسئله دوم از محرومین و مستضعف که نسبت به جمعیت از قشرهای دیگر بیشتر در جنگ شرکت می کردند و حضور بیشتری داشتند.

از دوران دفاع مقدس شبهه ای مطرح شد که ایران در جنگ برای خرید سلاح با واسطه به معامله با اسرائیل روی آورد که تجهیزات و تسلیحات نظامی را در اختیار بگیرد در این باره نظرتان چیست و با چه اهدافی این موضوعات مطرح می شد؟

در طول جنگ همیشه شایعاتی از این قبیل علیه ایران راه می افتاد که دو منشاء داشت که یکی خود اسرائیلی ها بودند و دیگری عراقی ها که شایعاتی را مطرح می کردند که یکی ازاین شایعات این بود که ایران اسلحه ومهمات از اسرائیل می گیرد و عراقی ها با این انگیزه این حرف را می زدند که از عربها و کشورهای عربی کمک بیشتری بگیرند و اسرائیلی ها در حقیقت در این جهت این مسائل را مطرح می کردند که آن جنبه انقلابی گری ایران و صدور انقلاب ایران را تضعیف کنند و ملت های دیگر به انقلاب ما نپیوندند و با اهداف سیاسی این کار صورت می گرفت لذا کاملا این ادعا یک دروغ محض بود و ایران دشمن شماره یک خود را اسرائیل می دانست و اسرائیل هم به شدت وحشت داشت که ایران پایش وارد عراق شود و می دانست که با ورود ایران به عراق رژیم غاصب اسرائیل دیگر نمی تواند در فلسطین بماند و به شدت از پیشروی ها و پیروزی های ایران وحشت داشت و همیشه به دنبال این بود که به صدام به شکل های مستقیمی کمک شود و به عنوان سدی مانع از نفوذ ایران به عراق و از عراق حمایت می کرد.

بعد که جنگ تمام شد دیدند که از بس به عراق کمک کردند ممکن است خود این عراقی که در جنگ قوی شده با کمک های خودشان برایشان به مشکل تبدیل شود به این دلیل ریختند روی سر صدام چرا که از آینده اش می ترسیدند.

در دوران جنگ هدف حفظ خاک بود یا ایران فراتر از مرزها به دنبال پیشروی بود؟

در حقیقت جنگ تحمیلی و دفاع مقدس دومین رویارویی آمریکا و غرب با ایران بود آنها به دنبال آن بودند که استقلال جمهوری اسلامی را بگیرد یعنی جمهوری اسلامی را تبدیل به یک حکومت دست نشانده در منطقه کنند از طرف دیگر از صدور انقلاب هم جلوگیری کنند یعنی انقلاب در درون مرزها مهار شود. مهار انقلاب و وابسته کردن جمهوری اسلامی به نظم جهانی و بین المللی و سردمداری آمریکا. خود آمریکا باور نمی کرد که بتواند در این جنگ جمهوری اسلامی را از بین ببرد و به دنبال آن بود که انقلاب را مهار کند و جمهوری اسلامی را دست نشانده کند.

اهداف ما درست درمقابل این قرار داشت ما می خواستیم استقلال ایران را تثبیت کنیم وبه عنوان یک قدرت موثر درمنطقه ظاهر شویم و دوم صدور انقلاب را ادامه دهیم که کشورهای دیگر اسلامی هم به انقلاب و اندیشه امام بپیوندند. ما اگر در عراق پیروز می شدیم به این دو هدف دست پیدا می کردیم اگر شکست می خوردیم آمریکایی ها به اهدافشان دست می یافتند اگر ایران شکست می خورد ایران تبدیل به رژیمی وابسته می شد ولو با نام جمهوری اسلامی یعنی اگر شکست می خوردیم یک جمهوری اسلامی وابسته به آمریکا شکل می گرفت و انقلاب ما هم در مرزها محدود می شد ولی اگر پیروز می شدیم ایران به عنوان بازیگر بین الملل ظهور می کرد و انقلاب را نیز صادر می کردیم که این اتفاق افتاد ما نه تنها سرزمین های خود را آزاد کردیم و این ما بودیم که سالهای آخر به خاک عراق حمله می کردیم و آنها بودند که التماس می کردند که جنگ پایان یابد. مخصوصا از عملیات فاو به این طرف. البته درمقطعی از جنگ که ما با عدم الفتح مواجه بودیم آمریکاییها به استراتژی "جنگ نباید برنده داشته باشد" روی آورده بودند و خواهان طولانی شدن جنگ بودند ولی وقتی ما وارد برنده شدن شدیم آنها گفتند نه باید جنگ زود پایان یابد یعنی عملیات فاو باعث شد که قدرت های بین المللی به این نتیجه برسند که این جنگ نباید طول بکشد و باید تمام شود اما قبل از عملیات فاو آنها می گفتند این جنگ باید 20 سال طول بکشد.

در ایران فضا فرق می کرد، خود شما گفتید اگر امام نمی پذیرفت ممکن بود صدام خرمشهر و کرمانشاه را بگیرد؟

این مساله در رابطه با آخر جنگ بود. در حقیقت فروردین ، اردیبهشت و خرداد و تیر ماه سال 1367. در آن زمان وضعیت جبهه ها طوری شده بود که ورق کاملا به نفع صدام برگشته بود، اما درمردادماه طور دیگری شد برعکس شد. دوباره در مرداد ماه که ما صدام را عقب زدیم، زیربار پذیرش قطعنامه 598 نمی رفت اما آلمانی ها، شوروی وآمریکایی ها وهمه فشار آوردند به صدام که قطعنامه را بپذیرد یعنی آن هفته های آخر جنگ فشارهای بین المللی به صدام زیاد شده بود که سریعا قطعنامه را بپذیرد.

یعنی این کشورها از ایران حمایت می کردند ؟!

حمایت نمی کردند آنها نگران بودند که اگر جنگ ادامه یابد ایران صدام را ساقط می کند و موجب زیان های بزرگی به آنها شود. در حقیقت آنها از ترس منافع خودشان که منافعشان را از دست ندهند تشخیص دادند که جنگ سریعتر پایان یابد.

ما که پیروز شدیم ایران تبدیل به قدرت منطقه ای شد و انقلاب ایران هم صادر شد. آن چیزی که در لبنان و فلسطین اتفاق افتاده بعد از پیروزی ما در عراق بود. یعنی اگر ما پیروز نمی شدیم انتفاضه در فلسطین بوجود نمی آمد و صدام هم از بین نمی رفت یعنی اگر ما شکست می خوردیم ایران تبدیل به کشوری وابسته می شد و انقلاب هم در مرزهای کشور مهار می شد اما پیروزی ما باعث شد که صدام برای اینکه چاره ای بیندیشد که به کویت حمله کند و کویت را لقمه ای قابل هضم می دانست که آنجا هم شکست خورد و امروز همان هایی که در یک سنگر با ما علیه صدام می جنگیدند امروز در عراق حاکمند آقای طالبانی و مالکی و حکیم. بنابراین پیروزی ماباعث صدور انقلاب به خارج از مرزهای کشور و ایجاد جبهه هایی در سوریه، لبنان، فلسطین و ... شد.

با توجه به اینکه شما یکی از فرماندهان و یکی از موسسین سپاه هستید بفرمایید به لحاظ شرایط بین المللی و منطقه ای احتمال جنگ آینده علیه ایران را چگونه ارزیابی می کنید، خیلی از تحلیل گران و حتی مسئولان نظامی بر این باورند که باید انتظار یک جنگ از سوی غرب به سرکردگی امریکا یا بوسیله اسرائیل و دیگر ایادی آنها داشته باشیم؟

آمریکاییها و غربیها یک رویارویی سوم را با ما شروع کرده اند. در حقیقت بعد از 15 سال بررسی گذشته و به کمین نشستن و انتظار نشستن بالاخره یک رویارویی سومی طی سالهای اخیر به ویژه از سال گذشته و مخصوصا از امسال با قطعنامه 1929 اینها یک رویارویی سوم را با ما آغاز کرده اند. در این رویارویی سوم بر خلاف رویارویی اول که عمدتا سیاسی و امنیتی بود مثل حوادث کردستان و سیستان و بلوچستان، کودتا و تروها و... که سیاسی امنیتی بود و برخلاف رویارویی دوم که سیاسی - دفاعی بود و جنگ تحمیلی در رویارویی جدید سیاسی - اقتصادی است و البته بخشی از آن هم ممکن است تهدیدات نظامی باشد.

بنابراین رویارویی سوم ما با آمریکاییها با رویارویی های گذشته متفاوت است. مهمترین محور این رویارویی جنگ اقتصادی است. تهدیدها جنگ اقتصادی کارشکنی هایی که در پیشرفت ایران دارند که مسئله هسته ای بخشی از آن است. اینها تلاش می کنند ما را از دسترسی به فناوری های برتر باز بدارند. تجارت ایران را محدود کنند در معاملات بین المللی ایران مشکل بوجود خواهند آورد با یک جنگ اقتصادی تحمیلی مواجه هستیم.

تهدیدات نظامی را نیز مطرح می کنند که در کنار فشارهای اقتصادی تهدیدات نظامی هم داشته باشند چه آمریکایی ها چه اسرائیلی ها.

چند درصد احتمال حمله نظامی به ایران وجود دارد؟

حمله نظامی به ایران کار ساده ای نیست خود آنها هم می دانند. بزرگترین مشکلی که آنها دارند یکی اینکه حمله آنها مثل حمله طبس ناموفق باشد. دوم اینکه ایران بر خلاف افغانستان و عراق پاسخ خواهد داد و به آنها آسیب می زند. عدم موفقیت و آسیب های بعد از حمله فوق العاده آنها را دچار نگرانی کرده و مثل یک سپر بلندی این 2 احتمال آنها را از حمله به ایران تا کنون باز داشته در آینده هم آنها این دغدغه را خواهند داشت لذا حمله به ایران کار ساده و تصمیم گیری ساده ای برای آنها نخواهد بود.

در صورت بروز جنگ فکر می کنید که مثل همان دوران جنگ دفاع مقدس همه اقشار حضور پیدا می کنند یا از قشر حزب الهی ها به جبهه ها می آیند؟

ما ایرانی ها یک فرهنگی داریم که هروقت تهدید خارجی آمده ما متحد و منسجم شدیم و درمقابل تهدیدات اگریک دولت وحکومت همراه با مردم بوده، مردم همیشه درصحنه بوده اند بعد ازانقلاب همیشه اینگونه بوده. البته قبل ازانقلاب وقتی ایران تهدید نظامی می شده یا مردم می آمدند در صحنه دولت ها همراهی نمی کردند یا دولت تقاضا می کرده و مردم جدی نمی گرفتند.

پس چرا ایران ژاندارم منطقه شاخته می شده؟

قدرت های خارجی فقط روی نیروهای کلاسیک و سازمان یافته ایران حساب می کردند. آن هم عمدتا روی بخش محدودی از نیروهای کلاسیک که مجهز به تجهیزات مدرن بوده، حساب می کردند. انقلاب اسلامی به آنها نشان داد که همین حساب آنها هم درست نبوده است. سال 1353 که بین ایران وعراق چالش های مرزی بوجود آمد و حتی ایران ارتفاعاتی ازعراق را گرفت ایران به عراق حمله ای محدود کرد هیچ گاه مردم این درگیری را جدی نمی گرفتند ومی گفتند که قدرتهای بین المللی خود سازش می کنند. برعکس جنگ هایی که بین ایران و روس بوده مردم در مقابل ارتش روس می جنگیدند ولی دولت مرکزی 200 سال پیش از آنها هیچ حمایتی نکردند 10 سال مردم و روحانیت در مقابل ارتش روس جنگیدند اما دولت و حکومت از آنها حمایت نمی کردند اما امروز اینگونه نیست اگر تهدید خارجی بوجود آید، مردم و هم حکومت متحد از کشور دفاع می کنند.

اختلافات سیاسی را کنار می گذارند؟

اختلافات سیاسی در ایران بنیادی نیست آنها را کنار می گذارند و چون منافع ملی برایشان مهم است و به همه آنها ارتباط پیدا می کنند می آیند صحنه و دفاع می کنند.

با توجه به اینکه شما فرمانده سپاه بودید درآن دوره خیلی از عملیاتهای ایران شکست می خورد آیا نفوذی ها باعث شکست عملیات ها می شدند یا کارشکنی هایی در بالاتر یا ستاد جنگ یا کابینه، علت شکست خوردن عملیات های مهم ایران بود؟

درصد شکست های ایران نسبت به پیروزی های آن خیلی کم بود و نسبت به ارتش عراق قابل مقایسه نبود یعنی در حقیقت ما می توانیم 8 سال جنگ را بگوییم بیش از 6 سال ما هجوم کردیم و کمتر از 2 سال عراق در حال هجوم به ایران بود. مثل دو کشتی گیر که از 8 امتیاز کلی 6.5 را ایران گرفت و 1.5 امتیاز عراق بگیرد. هجوم با ما بود. البته آن شکست ها هم دلایلی داشت.

شکست هایی که ایران درسال اول جنگ داشت ضعف مدیریت جنگ بود. فرمانده قوی در سال اول جنگ که ارتش عراق حمله کرد وجود نداشت. اما در سال سوم و چهارم به دلیل تقویت سیستم اطلاعاتی عراق بوده که از آمریکایی ها گرفته تا منافقین به آنها کمک می کردند و رشد تجهیزات نظامی عراق، توان رزمی عراق که چند برابر ما شده بود در مقابل، شتاب رشد و تقویت توان نظامی ایران کند شده بود. در طول سالهای بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات خببر که ما با ابتکارات این توانایی ها و اطلاعات وسیع ارتش عراق را دور می زدیم. چه از طریق فریب هایی که ما به کار می بردیم و چه از طریق ضد اطلاعاتی که ما موفق شدیم در سالهای سوم و چهارم جنگ به یک سیستم ضداطلاعاتی دست پیدا کنیم که اطلاعات آنها را خنثی می کردیم با ابتکارات عملیاتی که در فاو و شلمچه به آن دست یافته بودیم توان رزمی عراق که چند برابر ایران شده بود ما آن توان رزمی را خنثی می کردیم. بنابراین یا با کمک ضد اطلاعات یا با کمک ابتکارات عملیاتی ما توانستیم سالهای اخر جنگ با پیروزی های پی در پی مواجه شویم.

دلیل خروج شما از سپاه؟

16 سال من فرمانده سپاه بودم باید نسل های بعدی می آمدند و خودشان را برای آینده سپاه آماده می کردند مسئله دوم اینکه من در خارج از پادگان ها یعنی در جامعه و اداره کشور احساس خطر می کردم و فکر می کردم که در مسائل اقتصادی دیر یا زود با مشکلات جدی مواجه می شویم و من معتقد بودم بعد از جنگ تهدید آینده ایران یک تهدید اقتصاد می دانستم و چون خودم را آماده کرده بودم برای کمک به نظام از سپاه بیرون آمدم.

البته امکانی دراختیار من قرار نگرفت و دولتمردان به من کمکی نکردند ولی همین امکان مجمع که آن هم رهبرانقلاب در اختیار من قرار دادند در مسئله تدوین چشم انداز و سیاست های کلی کشور به ویژه اصل 44 توانستم از بخشی از توانایی هایم استفاده کنم از نظر تخصصی کمک کنم به نظام. بعد از پایان جنگ تهدید آینده ایران را فرهنگ و اقتصاد می دانستم و مترصد بودم که فرصتی پیش بیاید بیرون بیام. البته مقام معظم رهبری بعد از 3 سال که قانع شدند، من با اجازه ایشان از سپاه بیرون آمدم.

با خواست خودتان بود؟

بله اما بعد از قانع شدن مقام معظم رهبری که زمانی که ایشان فرمودند من دیگر "قانع شدم" از سپاه خارج شدم، البته چند سال طول کشید.

به اعتقاد شما غرامت جنگ چقدر بوده و پیشنهاد شما برای پیگیری آن چیست؟ اقدامات به چه شکلی بوده؟

همان 90 میلیارد دلار سازمان ملل را من قبول دارم. شاخص خوبی است که دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد معیار خوبی است و از طریق سرمایه گذاری های مشترک با عراق در حوزه های نفتی مشترک قابل دست یافتن است ما چاه های نفت مشترکی در نقاط مرزی با عراق داریم. می توانیم سرمایه گذاری کنیم و در یک دوره معقول بیست یا سی ساله این 90 میلیارد دلار را از این حوزه های مشترک برداشت کنیم این حوزه های مشترک امروزه راکد مانده است و کار جدی در استخراج نفت صورت نگرفته من نمی دانم چرا دولت این کار را انجام نمی دهد. 

تأمین امنیت، حفظ اقتدار و برخورد مهربانانه؛ ضرورتهای مورد توجه نیروی انتظامی

مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی صبح امروز با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.
حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای ورود به دانشگاه علوم انتظامی در محل یادمان شهدا حضور یافتند و با قرائت فاتحه، علو درجات شهدای نیروی انتظامی را مسئلت کردند.
فرمانده کل قوا سپس از یگانهای انتظامی، راهنمایی و رانندگی و مرزبانی حاضر در میدان سان دیدند.
رهبر انقلاب اسلامی در سخنانی در این مراسم کارکنان و فرماندهان نیروهای انتظامی به عنوان حافظان امنیت، آسایش و آرامش مردم را «مجاهدان واقعی فی سبیل الله» خواندند و تأکید کردند: نیروی انتظامی همواره باید هم مظهر اقتدار و نظم و هم مظهر مهربانی، رأفت و رحمت در جامعه باشد.
ایشان امنیت اعم از امنیت اجتماعی و امنیت اخلاقی و روانی را از ارکان پیشرفت و سربلندی کشور خواندند و خاطرنشان کردند: یکی از روشهای استکبار برای مقابله با ملتهای مستقل، ایجاد ناامنی اجتماعی و همچنین ناامنی اخلاقی و روحی در جامعه است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به طراحی پشت صحنه سیاسگذاران استکبار برای ترویج مواد مخدر و ایجاد بی بندوباری اخلاقی و سست کردن پایه های اخلاقی، تأکید کردند: نیروی انتظامی امروز وظیفه بسیار بزرگی برعهده دارد که انجام صحیح و دقیق آن، نیازمند برطرف کردن آسیب های احتمالی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم احساس توأمان اقتدار و رأفت نیروی انتظامی در جامعه افزودند: این موضوع باید در آموزشها و دوره های مختلف مورد توجه جدی قرار گیرد و به یک فرهنگ سازمانی قطعی در نیروی انتظامی تبدیل شود.
ایشان با اشاره به پیشرفتهای چشمگیر نیروی انتظامی، زمینه برای پیشرفتهای جدید را مهیا دانستند و خاطرنشان کردند: دستیابی به عرصه های جدید، فقط با دانش، تجربه، تحقیق، تأمل و بکار گرفتن همه استعدادها امکان پذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: سربلندی ایران عزیز در گرو عزم مستحکم جوانان و نخبگان کشور است که به لطف خداوند روز بروز مشهودتر از گذشته است.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، سردار سرتیپ احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در سخنانی، ایجاد نظم، امنیت و آرامش در جامعه از طریق ایجاد اقتدار درونی و بیرونی در نیروی انتظامی و تربیت نیروهایی متدین، بصیر، حرفه ای، شجاع و کارآمد و روزآمد را از اهداف اصلی برشمرد و گفت: تشکیل پلیس تخصصی مواد مخدر و کاهش ورود مواد مخدر به کشور، تشکیل یگان مرزبانی و کاهش قاچاق کالا و سوخت و محصولات مخرب فرهنگی، مبارزه قاطع با ناامنی و شرارت، افزایش سرعت در کشف جرم و علمی فنی کردن کشف جرم، ارتقای امنیت اخلاقی در جامعه، افزایش 20 درصدی ارائه خدمات الکترونیکی به شهروندان و کاهش تصادفات و خسارات ناشی از آن با وجود افزایش دو برابری تولید خودرو از جمله اقدامات و دستاوردهای نیروی انتظامی در سالهای اخیر است.
سردار سرتیپ دوم عصار فرمانده دانشگاه علوم انتظامی نیز در گزارشی با اشاره به تدوین راهبردهای اساسی این دانشگاه گفت: ایجاد کرسی های تخصصی، کاربردی و حرفه ای کردن آموزشها، و نهادینه سازی دانش محوری از رویکردهای اصلی دانشگاه علوم انتظامی در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد است.
در این مراسم همچنین، تعدادی از دانشجویان، فارغ التحصیلان، اساتید و کارکنان نمونه دانشگاه علوم انتظامی و همچنین خانواده های شهدای نیروی انتظامی، هدایا، درجه و سردوشی خود را از دست مقام معظم رهبری دریافت کردند.
اجرای حرکات نمایشی و راپل بخش دیگری از مراسم دانش آموختگی و تحلیف دانشگاه علوم انتظامی بود.
در پایان این مراسم یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.

سلام بر دفاع مقدس و مهر

سخنان دبیركل اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی

اولین اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی، صبح امروز (شنبه) با حضور ولی‌امر مسلمین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و متفكران اسلامی بیش از هشتاد كشور دنیا، در مركز همایش‌های بین‌المللی سازمان صدا و سیما در تهران آغاز به كار كرد. پیش از بیانات رهبر انقلاب در این اجلاس دكتر علی‌اكبر ولایتی، مشاور بین‌الملل رهبری و دبیركل این همایش در گزارشی كوتاه به بیان نكاتی پرداخت. متن این سخنان درپی می‌آيد:

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیكم و رحمةالله و بركاته

با استعانت از خداوند متعال و كسب اجازه از محضر مبارك مقام معظم رهبری و عرض خیرمقدم به محضر میهمانان گرامی و با سلام و درود به شهدای گرانقدر جنبش بیداری اسلامی و همه آنان كه در این راه تلاش و مجاهدت كرده و این حماسه پرافتخار را آفریده اند جلسه را آغاز می كنیم.

بیداری اسلامی كه موجب سرفرازی ملت‌های اسلامی شده و اكنون ما را در این اجلاس مبارك گرد هم آورده است، ریشه در قرآن و سنت و تكیه بر حضور مردم در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی دارد. این باور ایمانی به همراه خودباوری و خرد جمعی، منبع الهام‌بخش جنبش‌های فراگیر اسلامی بوده و با تكیه بر نقش قاطع مردم در تعیین سرنوشت خویش، مردم‌سالاری دینی را به ارمغان آورده است. این حركت عظیم و پرشور خواستار تعامل عادلانه و عزت‌مند با جهان است و بر استقلال سیاسی و هویت دینی خود تأكید كرده و هرگونه سلطه‌گری و سلطه‌پذیری را نفی می‌كند. بیداری اسلامی خودآگاهی گسترده و عمیقی است كه می‌كوشد در پرتو آموزه‌های اسلامی ملت‌های مسلمان را از اسارت فكری، سیاسی و اقتصادی رها ساخته و عزت و پیشرفت و وحدت و همدلی را در میان آحاد امت اسلامی محقق سازد.

اجلاس بینالمللی بیداری اسلامی 90/06/26

فلسطین و قدس شریف و مقاومت علیه تجاوز مستمر رژیم صهیونیستی به عنوان اصلی‌ترین مسئله جهان اسلام به یكی از اركان جنبش بیداری اسلامی مبدل گردیده و نور امید در دل مسلمانان و آزادگان جهان برافروخته است.

در آستانه این تحولات بنیادین رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در استمرار اندیشه بلند حضرت امام خمینی
رحمه‌الله احیاگر بزرگ اسلامی در تاریخ معاصر، با بصیرت و دوراندیشی بیداری اسلامی را به امت مسلمان جهان بشارت دادند. این گردهمایی باشكوه جز در پرتو رهنمودهای ارزنده و حمایت‌های عملی حضرت ایشان میسر نبود.

لازم می‌دانم از تمام نهادها و سازمان‌ها كه در برپایی موفق این اجلاس مشاركت داشته‌اند قدردانی و تشكر كنم.

این اجلاس دو روزه كه با حضور بیش از 600 نفر از اندیشمندان، علما، شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی و رهبران مقاومت از جهان اسلام برگزار می‌گردد در پنج نشست تخصصی، مهم‌ترین دستاوردها، فرصت‌ها، چالش‌ها و افق‌های آینده جنبش بیداری اسلامی را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.

http://farsi.khamenei.ir/others-report?id=17267

رهبر معظم انقلاب در نخستین اجلاس بیداری اسلامی

اجلاس بیداری اسلامی - شهریور90  اجلاس بیداری اسلامی -شهریور 90

بررسی هویت قیامها و انقلابهای منطقه/ مخاطرات و آسیب های پیش روی انقلابها/ راهکارهای علاج جویی و پیش گیری از آسیبها

 

آمادگي سازمان بسیج اساتيد جهت ايده‌پردازی براي تحقق جنبش نرم‌افزاری و تحول در علوم انساني

سيزدهمين اجلاس سالانه بسيج اساتيد كه در شهر مشهد مقدس برگزار شد، با صدور بيانيه پايان يافت.
متن اين بيانه به شرح زير است:

     سپاس خداوندي را سزاست كه در تقديرمان اينگونه مقدر نمود تا چند صباحي از ايام عمرمان را هر چند كوتاه و گذرا در سيزدهمين گردهمايي سالانه سازمان بسيج اساتيد و در آستانه دهه چهارم انقلاب شكوهمند اسلامي در جوار امام رحمت و خوبي‌ها حضرت علي بن موسي الرضا(ع) باشيم.

     تاريخ انقلاب اسلامي ثابت كرد كه اين انقلاب يك حركت زودگذر تاريخي نيست بلكه امواج خروشان آن حقيقت طلبي و تعالي‌گرايي جامعه اسلامي ايران در پي داشته است كه از جمله نتايج مهم دستيابي به پيشرفت‌هاي بزرگ در عرصه گوناگون علمي اعم از فضايي، هسته‌اي، پزشكي، بيوتكنولوژي، اقتصادي، سياسي، نظامي و شكوفايي ساير ظرفيت‌هاي سخت‌افزاري است.

     با اين وجود هدف راهبردي و شرط پايداري انقلاب اسلامي تبديل ايران به يك قدرت بين‌المللي است كه شرط اين مهم نيز دستيابي به مرجعيت علمي جهاني است. بيداري اسلامي در جهان اسلام و به خصوص منطقه عربي كه به اذعان بسياري از تحليلگران جهان الهام گرفته از انقلاب اسلامي ملت قهرمان ايران است و جهان سلطه و حكومت‌هاي ديكتاتوري وابسته به آن را غافلگير نموده و تعدادي از آنان را نيز سرنگون كرده است، مسئوليت ملت بزرگ ايران و به خصوص نخبگان ايران اسلامي را در پيگيري تدوين الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت و استقرار تمدن بزرگ اسلامي دوچندان نموده است.

     تاريخ معاصر ايران و ديگر كشورهاي منطقه نشانگر يك واقعيت بسيار تلخ است و آن اينكه نظام سلطه از طريق تلاش براي واژگون كردن فرهنگ و ارزش‌هاي متعالي جامعه اسلامي به خصوص بوسيله قشري از روشنفكران غرب‌گرا و مدافع نظام‌هاي ديكتاتوري چون رضاخان و آتاتورك، توانست بر مقدرات ملت‌هاي اسلامي حاكم گردد و اينك نيز شرط مهم پايداري استقلال و اقتدار ملت ايران در اصلاح آموزه‌ها و مباني معرفتي حاكم بر نهادهاي آموزشي و پژوهش كشور به خصوص در حوزه علوم انساني است زيرا كه علوم انساني بر پايه بنيان‌هاي جهان شناسي، انسان شناسي و معرفت شناسي بشري پردازش يافته است و برآيند اين معارف ترسيم نقشه راه و بايسته‌هاي هنجاري و فرهنگ و تمدن انسان عرصه جديد خواهد بود.

     اكنون كه با رهنمودها و تاكيدات ولي امر مسلمين حضرت امام خامنه‌اي "مدظله‌العالي" فرآيند آغاز تلاش‌ها براي پردازش نظريه‌ها و نرم‌افزارهاي اسلامي و بومي ضرورت يافته است، سازمان بسيج اساتيد به عنوان نهاد و تجلي جمع ميان تخصص و تعهد در نيروهاي علمي و پژوهشي كشور، مفتخر است كه با رويكرد تحول در علوم انساني به عنوان شرط لازم تحقق دانشگاه اسلامي، برنامه‌ها و راهبردهاي خود را سامان بخشيده و با تاكيد بر اينكه محول تحول علوم انساني و تحقق دانشگاه اسلامي جذب اساتيد معتقد به مباني ديني است از آنجا كه محور علمي سيزدهمين اجلاس اين سازمان، رويكرد تحول در علوم انساني بود معتقد است كه مسير اين تحول بر چهار مرحله زير استوار خواهد بود:
1- تحول در نظام معرفتي فلسفه‌هاي مضاف: در اين مرحله بايسته است ضمن بازشناسي انتقادي ماهيت،‌اهداف و كار ويژه‌ها و محتواي گزاره‌هاي هر يك از زير شاخه‌هاي علوم انساني، ضعف‌ها، كاستي‌ها و تعارفات آنها در وضعيت موجود با وضعيت آرماني خود مشخص گردد.

2- تحول در علوم اسلامي و به خصوص فقه: از آنجا كه فرآيند اسلامي سازي علوم انساني جز بر پايه معارف و احكام ديني ممكن نمي‌باشد،‌ بنابراين تفقه و تامل عميق در منابع و متون ديني به جهت استخراج و استنباط بايسته‌هاي زندگي انسان عصر جديد در همه زمينه‌ها اعم از فرهنگ، رسانه، جامعه، تاريخ، مديريت و... بر مبناي معارف وحياني ضروري است.

3- تحول در مجموعه عقلي رشته‌هاي علوم انساني ازجمله جامعه‌شناسي، روانشناسي، مديريت، اقتصاد و ...

4- تحول در مجموعه معارف نقلي علوم انساني مانند تاريخ

به منظور به بار نشستن مجاهدت‌ها و كوشش‌ها در زمينه تحول در علوم انساني اقدامات زير ضروري است.

1- انتظار مي‌رود حوزه‌هاي علميه كشور ضمن ايجاد تحولي بنيادين در نگرش‌ عالمان و صاحب‌نظران در شيوه پرداختن به مباحث ديني و به خصوص فقهي، در تمام عرصه‌ها اعم از اينكه موضوعات آنها در ادبيات فقهي مسبوق به سابقه باشد و يا اينكه ازجمله مسائل مستحدثه باشد به استخراج و استنباط بايدها و نبايدهاي فقهي و اخلاقي همت گمارند.

2- بايسته است وزارت آموزش و پرورش ضمن اصلاح سرفصل و مواد درسي كه در مدارس مخصوصا دبيرستان‌ها تدريس مي‌شود در راستاي كارآمدي بيشتر نظام آموزشي، به واسطه ترميم حيثيت علمي رشته‌هاي علوم انساني، دانش‌آموزان نخبه را به منظور تربيت و كادرسازي به عنوان مديران و صاحب‌نظران فرداي جامعه اسلامي جهت تحصيل در رشته علوم انساني هدايت و جذب نمايند.

3- از وزارت علوم تحقيقات و فناوري و شوراي انقلاب فرهنگي انتظار مي‌رود ضمن بازنگري در سرفصل‌ها و مواد درسي ارائه شده در مقطع كارشناسي به نحوي كه منجر به كارآمدي هر چه بيشتر نظام آموزشي در مقطع كارشناسي گردد، زمينه را براي جذب و هدايت دانشجويان نخبه مقطع كارشناسي جهت تحصيلات در دوره تحصيلات تكميلي هدايت نمايد، در اين راستا بازنگري در شيوه و روش جذب دانشجويان در مقاطع تحصيلات تكميلي ضروري خواهد بود ليكن نبايد با انجام شتاب زده و به دور از حزم‌انديشي لازم فرصت‌ها تبديل به چالش گردد.

4- از كليه سازمان‌ها، ارگان‌ها و نهادهاي كشوري انتظار مي‌رود ضمن ارزيابي نيازهاي نيروي انساني متخصص، وزارت علوم را در راستاي فراهم نمودن نقشه آمايش نيروي انساني متخصص كشوري ياري نمايند تا براساس نقشه مذكور در حوزه ظرفيت‌هاي رشته‌هاي مختلف علوم انساني بازنگري مبتني بر نياز سنجي انجام شده اعمال گردد.

5- از وزارت علوم و شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان متصديان انجام پروژه بازنگري در منابع و سرفصل‌هاي علوم انساني انتظار مي‌رود ضمن رعايت غايت اينكه نكته سنجي، حساسيت و دقت در تدوين مطالب هر چه سريع‌تر پروژه مذكور را به پايان رسانده و جهت عملياتي نمودن آثار آن همه دانشگاه‌ها اقدامات لازم را مبذول دارند.

6- از آنجايي كه متون و مواد درسي بدون همراه شدن با تدريس و تفهيم مناسب كارآيي و نفع چنداني در راستاي اهداف مطلوب در پي نخواهد داشت، انتظار مي‌رود مراجع ذي صلاح نسبت به اصلاح فرايندها و معيارهاي جذب اساتيد دانشگاه‌ها ضمن در اولويت قرار دادن دانش‌آموختگان مراكز علمي داخلي زمينه را جهت افزايش توامان سطح تخصص و تعهد اساتيد فراهم آورد.

در پايان سازمان بسيج اساتيد اعلام آمادگي مي‌نمايد تا بنا به درخواست مراجع و نهادهاي صالح درفرآيند تحقق جنبش نرم‌افزاري و تحول در علوم انساني جهت ايده پردازي و ارائه مشاوره اقدامات لازم را مبذول دارد. همچنين با اعلام آمادگي براي كمك نرم‌افزاري به جنبش‌هاي اسلامي منطقه تاكيد دارد كه با عنايت به ضعف و بلكه ياس شديد دشمن در تهديد نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران از طريق مقابله سخت‌افزاري، تمام تلاش خود را در پروسه جنگ رواني اخير خود به نفوذ ايادي خود به مراكز مهم اجرايي و تقنيني كشور متمركز خواهد داشت؛ از اين رو انتظار مي‌رود شوراي نگهبان نسبت به پاسداشت كيان نظام جمهوري اسلامي در جلوگيري از نفوذ نيروهاي دشمن به جايگاه مهم قانونگذاري دقت بيشتري مبذول نمايد.

http://www.basijasatid.ir/tabid/1739/articleType/ArticleView/articleId/7370/------.aspx

http://www.basijasatid.ir/اخبارنشستسالیانه.aspx 

این روزها در تقویم انقلاب ما

دفاع مقدس

آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران و هفته دفاع مقدس
     در 31 شهريور 1359 رژيم بعثي عراق با تصميم و طرح قبلي و با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران اسلامي آغاز کرد. صدام حسين رييس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربين‌هاي تلويزيون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزاير، آغاز تجاوز رژيم بعثي به خاک ايران را اعلام کرد . جنگي نابرابر در شرايطي به ايران اسلامي تحميل شد که از جانب استکبار جهاني بويژه آمريکا تحت فشار شديدي قرار داشت و در داخل کشور نيز جناح ‌هاي وابسته به غرب و شرق، با ايجاد هياهوي تبليغاتي و ايجاد درگيري‌هاي نظامي در صدد تضعيف نظام بودند و نيروهاي نظامي نيز به خاطر تبعات قهري انقلاب، هنوز مراحل بازسازي و ساماندهي را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند. آمريکا براي به سازش کشاندن جمهوري اسلامي و در نهايت تسليم آن‌ها حمايت پنهان و آشکار خود را در کليه زمينه‌هاي سياسي، نظامي‌، ‌اقتصادي و ... از رژيم بعثي عراق به اجرا گذاشت. از سوي ديگر نيز ابرقدرت ديگر جهان‌ يعني شوروي که متحد عراق محسوب مي‌شد، خصومتش را با نظام اسلامي که شعار نه شرقي و نه غربي را سرلوحه کار خود قرار داده بود و در جريان اشغال افغانستان توسط شوروي، اين تجاوز را محکوم کرده بود، بيش از پيش نمود.
      ارتش عراق که بر اساس محاسبات خود از وضعيت داخلي و خارجي ايران، فتح يک هفته‌اي تهران را در سر مي‌پرورانيد، در روزهاي نخست تجاوز، بدون مانعي جدي در مرزها تا دروازه‌هاي اهواز و خرمشهر پيش تاخت. تحت چنين شرايطي امام خمینی (ره)‌ به خروش آمد و نداي ملکوتيش دل‌هاي شيفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از کيان جمهوري اسلامي نمود؛ بطوريکه، نيروهاي مردمي بدون امکانات و تجهيزات و حتي آموزش‌هاي نظامي به مقاومت پرداختند. عليرغم کارشکني‌هاي رييس جمهور وقت بني‌صدر، دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابي ايران شکل گرفت و نيروهاي جوان و شهادت طلب به جبهه‌ها شتافتند. پس از شکل‌گيري اتحاد و انسجام در ميان نيروهاي انقلابي و طرد نيروهاي وابسته، حماسه‌اي مقدس شکل گرفت که در تاريخ ايران اسلامي بي‌سابقه بود. حماسه دفاع مقدسی که برکات و دستاوردهاي بي‌نهايتي را براي ملت ايران به ارمغان آورد. جهاد و شهادت مردمان با ايمان و مخلص اين سرزمين ، ستون‌هاي نظام اسلامي را تا مدت‌ها مستحکم نمود. به مناسبت بزرگ‌داشت اين همه مجاهدت و ايثار هرسال 31 شهريور تا ششم مهرماه به عنوان هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است.

دکتر محسن رضایی:ضرورت توليد ، اشتغال و صرفه جويي در اقتصاد و عدم نیاز كشور به رياضت

90/06/23

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: امروز بايد كاري كنيم كه به سمت توليد و اشتغال رويم و صرفه جويي را مد نظر داشته باشيم، كشور نياز به رياضت ندارد، چون ميلياردها پول و طلا و امكانات در كشور وجود دارد كه اگر همه درهاي دنيا را هم به روي ما ببندند، اگر سيستم اقتصادي را عوض كنيم بدون رياضت مي توان تحولات بزرگي در كشور به وجود آوريم. پس امروز ما پيش از گذشته نياز داريم كه به صحنه بياييم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضايي، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در همایش جبهه ایستادگی ایران اسلامی درباره لزوم وحدت پیرامون رهبری تصریح کرد: نياز به وحدت پيرامون رهبري انقلاب اسلامي ارزش‌ها و قانون اساسي داريم كه تنها به معناي رفع اختلافات نباشد، بلكه نوعي حركت جمعي را رقم بزند.

دبير مجمع تشخيص مصلح نظام در همايش جبهه ايستادگي ايران اسلامي با بيان اين‌كه ايستادگي كلمه آشنايي با زندگي سياسي ما است، اظهار داشت: از زماني كه پرچم جمهوري اسلامي در ايران بر افراشته شده، اين كلمه معناي بزرگي پيدا كرده و تبديل به يك جبهه در دنيا شده و البته راه خود را در سياست باز كرده است.

وي با اشاره به اين‌كه مدت ها پيش از كلمه ايستادگي استفاده مي‌شد، توضيح داد: جبهه مقاومت بين سوريه عراق و مصر شكل گرفت كه بيش از چند ماه طول نكشيد و خيلي زود با حمله اسرائيل از هم پاشيد، اما نظام جمهوري اسلامي از مقاوم ترين جبهه‌هايي است كه تاكنون در تاريخ سياسي معاصر به وجود آمده است و در مقابل زياده خواهي‌ها، زورگويي‌ها و انحرافات ايستاده است و ملت ايران بر صراط مستقيم ايستادگي كردند و راه امام،‌ شهدا و ولايت ايستاده است و از خود يك معناي جديدي در عالم سياست به جا گذاشته است.

پيشنهاد من نوعي پس انداز تشويقي براي كشور است

دکتر رضایی در ادامه به بيان ايده‌اي براي كمك به شرايط و مسئولان كشور پرداخت و گفت: پيشنهاد من نوعي پس انداز تشويقي براي كشور است؛ چرا كه براي توليد و ايجاد اشتغال به شدت نياز به منابع داريم، چون در بانك هاي ايران سرمايه خارجي وارد نمي‌شود و در تحريم هستيم نياز به توليد پول انبوه داريم كه از دل مردم ايران بجوشد تا توليد و اشتغال را حل كند .

وي ادامه داد: شرايط با گذشته فرق مي‌كند، مي‌توانيم از يارانه ها استفاده كنيم و آن را تبديل به منبع بزرگ توليد و اشتغال نماييم.

وي با اشاره به اين‌كه هر خانوار چهار نفره حدوداً 200 هزار تومان به صورت ماهانه دريافت مي‌كند،افزود: اگر هر خانوار در كنار حساب يارانه خود حساب پس اندازي باز كند و 200 هزار تومان را در آن حساب پس انداز كند و دولت نيز همان مقدار به صورت وام قرض الحسنه به آن خانوار بدهد و با سود 20 درصد کل این پس انداز به مشارکت گذاشته شود در سال دوم هر خانوار 80 هزار تومان؛ در سال سوم 160 هزار تومان؛ در سال چهارم 200 هزار تومان به صورت ماهانه از این پس انداز دریافت خواهد کرد و در مجموع پس از 4 سال هر خانوار 4 نفره 6 میلیون تومان سود می کند و 6 میلیون اصل سرمایه خودش هم باقی می ماند و 6 میلیون تومان وام دولت را نیز پس می دهد. با این حساب اگر فقط 50 درصد مردم پس انداز تشویقی رعایت کنند80 هزار میلیارد تومان طی 4 سال به پس انداز ملی کشور و منابع بانکی افزوده خواهد شد که با کمک آن می توان بیکاری را ریشه کن کرد.

محسن رضايي در ادامه در باره لزوم وحدت پیرامون رهبری تصریح کرد: نياز به وحدت پيرامون رهبري انقلاب اسلامي ارزش‌ها و قانون اساسي داريم كه تنها به معناي رفع اختلافات نباشد، بلكه نوعي حركت جمعي را رقم بزند.

كشور نياز به رياضت ندارد

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: امروز بايد كاري كنيم كه به سمت توليد و اشتغال برويم و صرفه جويي را مد نظر داشته باشيم. كشور نياز به رياضت ندارد، چون ميلياردها پول و طلا و امكانات در كشور وجود دارد كه اگر همه درهاي دنيا را هم به روي ما ببندند، اگر سيستم اقتصادي را عوض كنيم بدون رياضت مي توان تحولات بزرگي در كشور به وجود آوريم. پس امروز ما پيش از گذشته نياز داريم كه به صحنه بياييم.

وي افزود:‌ اين‌كه عده‌اي بخواهند به قدرت فكر كنند و دولت را تقسيم بندي كنند، به معناي تنزل ادبيات و فعاليت‌هاي سياسي در ايران است، چون امروز بيش از گذشته نياز به جهاد مبارزه و انقلاب داريم.

وي با اشاره به شرايط اوايل انقلاب كه اشخاص فداكارانه به ميدان مي آمدند، گفت:‌اگر بتوانيم با بيداري اسلامي در مصر و كشورهاي اسلامي پيوند بخوريم، براي هميشه محاصره آمريكا شكسته مي‌شود و تبديل به ملت منطقه‌اي و كشور بزرگ خواهيم شد و بايد توجه داشته باشيم كه اين فرصت‌ها 20 سال پيش وجود نداشته است و ممكن است ده سال آينده نيز وجود نداشته باشد.

رضايي با بيان اين‌كه جبهه ايستادگي مي‌تواند يك بار ديگر ادبيات انقلابي و ارزشي را زنده كند و آرمان‌ها را بالاتر بكشد، تصريح كرد:‌اين‌كه عده‌اي فقط زير پايشان را نگاه مي‌كنند و به اختلافات دامن مي زنند، كمكي به انقلاب نمي‌كند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت :وقتي رهبر انقلاب چنين پاي ارزش‌ها ايستاده است و ملت بزرگي داريم كه حاضر به فداكاري‌هاي بسيار بزرگ است، نياز داريم فعالان سياسي هم بتوانند از اين انرژي امكانات به خوبي استفاده كنند.

ايستادگي مي‌تواند يك رويكرد، راهبرد و مكتب باشد

وي با بيان اين‌كه ايستادگي حتي بايد به عنوان يك تفكر مطرح شود، تصريح كرد: ايستادگي مي‌تواند يك رويكرد، راهبرد و مكتب باشد و مفهوم ايستادگي آن‌قدر در عالم سياست جا باز كرده است كه كم كم هم به شكل استراتژي و راهبرد و هم رويكرد و هم مكتب سياسي توانسته است، ظرفيت سازي كند.

وي با اشاره به اين‌كه شايد در گذشته ايستادگي تنها به عنوان يك استراتژي بود، خاطر نشان كرد: امروز جمهوري اسلامي ظرفيتي را براي مفهوم ايستادگي در عالم سياست به وجود آورده كه حتي يك مكتب را هم مي‌تواند پوشش دهد.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين‌كه ايستادگي در مقابل زياده خواهي‌ها اهميت بالايي دارد، خاطر نشان كرد: زياده خواهي‌هاي غرب از جهان اسلام كم نبوده و كم نيست و بارها در جهان اسلام مراودات مسالمت آميز با اروپا و آمريكا شروع شده و با روي خوش به سوي غرب و‌ آمريكا رفته‌اند، اما جز تحقير و برخورد از موضع بالا دريافت نكردند.

جمهوري اسلامي جلوي زياده خواهي‌ها را گرفت

رضايي تاكيد كرد:جمهوري اسلامي جلوي زياده خواهي‌ها را گرفت و تنها جايي كه سنگ آمريكا در زياده خواهي‌ها به هدف نخورد، جايي بوده كه جمهوري اسلامي يا خودش يا دوستانش مثل لبنان، فلسطين و عراق در آنجا حضور داشتند.

وي تاكيد كرد: جمهوري اسلامي اولين مقاومت جدي مقابل زياده خواهي‌ها بود.

وي با اشاره به اين‌كه مدت ها پيش از كلمه ايستادگي استفاده مي‌شد، توضيح داد: جبهه مقاومت بين سوريه عراق و مصر شكل گرفت كه بيش از چند ماه طول نكشيد و خيلي زود با حمله اسرائيل از هم پاشيد، اما نظام جمهوري اسلامي از مقاوم ترين جبهه‌هايي است كه تاكنون در تاريخ سياسي معاصر به وجود آمده است و در مقابل زياده خواهي‌ها، زورگويي‌ها و انحرافات ايستاده است و ملت ايران بر صراط مستقيم ايستادگي كردند و راه امام،‌ شهدا و ولايت ايستاده است و از خود يك معناي جديدي در عالم سياست به جا گذاشته است.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه با بيان اين‌كه ايستادگي در مقابل ظلم نوع ديگري از ايستادگي است، تصريح كرد: ايستادگي مقابل بد اخلاقي در عرصه بين‌الملل و داخل ايران نيز از اهميت بالايي برخوردار است؛ چراكه بد اخلاقي در مرام امام، ولايت و مسير ارزش‌هاي انقلاب نيست.

وي افزود: بايد ايستادگي مقابل فقر و عقب نگه داشتن ملت‌ها داشته باشيم و مقابل خواسته‌هاي نامشروع و ضد انساني، مقابل انحراف‌ها و فتنه‌ها ايستادگي داشته باشيم، پس ايستادگي ظرفيت بزرگي دارد و جبهه ايستادگي با ظرفيت بزرگي به صحنه آمده است و مي‌خواهد مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي را نهادينه پاسداري و حفظ كند.


«ايستادگي» یعنی ايستادگي بر سر اصول

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين‌كه معناي ديگر ايستادگي، ايستادگي بر سر اصول است، خاطر نشان كرد: انقلاب اسلامي با اصولي شكل گرفته است مثل اصل مردم سالاري ديني، استقلال، آزادي و ولايت فقيه، و ايستادگي بر اصول انقلاب و ايستادگي در مسير امام و شهدا؛ چراكه امام و شهدا و جانبازان زحمت بسيار زيادي براي انقلاب كشيده‌اند كه بايد در راه آن‌ها ايستادگي كرد.

وي با بيان اين‌كه معناي ديگر ايستادگي مقاومت در مسير ولايت و رهبري است، گفت:‌ هر ملت مسير و تاريخي دارد كه اين تاريخ پشت سر رهبر و امام آن جامعه است، پس ايستادگي هم در بعد اثباتي و هم مبارزه و مقاومت ظرفيت بزرگي دارد.

رضايي با بيان اين‌كه جمهوري اسلامي از ابتدا تا كنون با ايستادگي خود هم براي ملت ايران و هم براي جهان اسلام فرصت‌هاي طلايي ايجاد كرده است، افزود: در داخل ايران جمهوري اسلامي براي ملت ايران فرصت‌هاي بسيار طلايي ايجاد كرده است ، اما اين‌كه دولت‌ها و مجلس‌هايي كه مي‌آيند و مي روند چقدر توانسته‌اند از اين فرصت‌ها استفاده كنند، مسئله ديگري است.

وي تاكيد كرد: انقلاب ما، جمهوري اسلامي ما ،اصول انقلاب، راه امام راه، رهبري و شهدا توانسته‌اند پست‌هاي بسيار طلايي براي ملت ايران درست كنند، اين مسئله اساسي است، اما دولت‌ها و پست هايي كه مي‌آيند و مي‌روند و برخي نخبگان ممكن است نتوانند از اين فرصت‌ها استفاده كنند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه با بيان اين‌كه جمهوري اسلامي براي جهان اسلام، منطقه و كشورهاي محروم فرصت‌هاي زيادي ايجاد كرده است، گفت: منازعات امروز جهان اسلام در مقابل بيداري اسلامي كاملاً‌ معنا دار است.


عده‌اي مي‌خواهند ايستادگي ملت ايران را يك شبه مصادره كنند

وي ادامه داد: عده‌اي دير آمده‌اند و مي‌خواهند زود بروند و مي‌خواهند ايستادگي ملت ايران را يك شبه مصادره كنند، شما كه مدعي هستيد ناو به سواحل غزه بفرستيد، پس اين‌كه ارتشتان را در مرزهاي سوريه متمركز كرده‌ايد و خط مقدم جهان اسلام را تهديد مي كنيد، چه معنايي دارد.

رضايي تصريح كرد: عده‌اي از شهروندان شما درغزه به صورت خودجوش حضور دارند و ارتباطي با دولت ندارند و در كنار مردم غزه شهيد شدند، اما اسراييل از يك معذرت خواهي از شما پرهيز كرد، پس چطور شما امروز سوريه را مقابل اسراييل تهديد مي كنيد، آيا به اين معنا نيست كه دير آمده ايد و مي خواهيد زود برويد .

وي ادامه داد: آيا شما متوجه هستيد كه چه كارهايي انجام مي‌دهيد، يا پوست خربزه زير پاي شما گذاشته‌اند؟ شما فكر مي كنيد با تحت فشار قرار دادن حزب الله و سوريه فرصتي كه جمهوري اسلامي و انقلاب براي جهان اسلام درست كرده است از بين مي رود، در حالي كه نهضت امام اصيل است و اسلام راستين است و به سادگي با اسلام آمريكايي قابل جايگزيني نيست.

وي ادامه داد: اگر تا امروز فلسطيني باقي مانده است، به خاطر انقلاب اسلامي ايران بوده، پس آيا يك اسلام آمريكايي مي‌تواند اسلام ناب محمدي را كنار زند.

وي با تاكيد بر اين‌كه انقلاب اسلامي فرصت‌هاي بسيار بزرگي براي جهان اسلام ايجاد كرده كه بسيار عميق، ريشه‌اي و جدي است،تصريح كرد: با هيچ فريب كاري تاثيري كه انقلاب ايران در جهان اسلام گذاشته است، قابل پاك شدن نيست.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام خاطر نشان كرد:‌ تا امروز فلسطين، لبنان و جهان اسلام مقاومت كرده‌اند به طوري كه حتي آمريكايي‌ها هم امروز عليه بنياد گران اسرائيلي فشار مي‌آورند، كه كوتاه بيايند، پس اگر امروز صهيونيسم و آمريكا هم از اسرائيل نا اميد شده است، به خاطر ايستادگي ملت ايران بوده است و اگر ملت ايران و رهبر انقلاب و امام بزرگوار ايستادگي نمي‌كردند، اسرائيل اين طور از بين نمي رفت.

اسرائيل تمام شده است

وي افزود: من امروز اعلام مي‌كنم اسرائيل گذشته كه بخواهد به رود نيل، فرات و اروند فكر كند، تمام شده است و تنها گروه كوچكي در اسرائيل مانده‌اند كه مقاومت مي‌كنند تا دو دولت تشكيل نشود كه البته در اين صورت نيز معلوم نيست، فلسطيني‌ها راضي شوند. پس آن آرزو تمام شد كه از طريق اسرائيل بخواهند گوش جهان اسلام را بپيچانند.

وي افزود: بيداري اسلامي كه شكل گرفته به نحوي است كه آمريكا و غرب مي‌خواهند از آن استفاده كنند، اما اين بيداري ريشه در امام و انقلاب اسلامي دارد و هر حكومتي تشكيل شود حكومت مسلمانان و مستقل از آمريكا خواهد بود .

وي ادامه داد: ما نيز به دنبال شكل گيري جمهوري اسلامي از نوع آنچه در ايران شكل گرفته است، نيستيم، چرا كه پيام انقلاب اين است كه مسلمين خودشان سرنوشت خودشان را به دست بگيرند تا يك جهان اسلام مستقل و متكي به خود داشته باشيم كه اين از نتايج ايستادگي خواهد بود.

وي با اشاره به اين‌كه يك سال است ايران را تحريم اقتصادي كرده‌اند و حتي سر چين و روسيه كلاه گذاشتند تا آن را امضاء كند، تصريح كرد:‌ اين ايستادگي جنبه ديگري تحت عنوان جهاد اقتصادي نيز پيدا كرده است و نوعي ايستادگي با شعار بيداري اسلامي و جهاد اقتصادي رو به روي ما قرار دارد، چرا كه بيرون از مرزها مسلمانان بيدار شده‌اند، مقابل انحرافات خواهند ايستاد، تا بيداري اسلامي راه مستقيم خود را طي كند و در داخل نيز بايد مقابل تحريم هاي اقتصادي بايستيم تا آن‌ها را خنثي كنيم.

رضايي با بيان اين‌كه اقدامات مجلس و دولت بايد در جهت پيشرفت ملت باشد، تصريح كرد: هر چه به عقب برگرديم و مسائل گذشته را زنده كنيم، اتلاف وقت و انرژي است، چرا كه ما نياز به وحدت پيرامون رهبري انقلاب اسلامي ارزش‌ها و قانون اساسي داريم كه تنها به معناي رفع اختلاف نباشد، بلكه نوعي حركت جمعي را رقم زند.

وي با بيان اين‌كه نياز به آزاد سازي مجدد انرژي ملت ايران داريم، خاطر نشان كرد: تنها رفع اختلافات مهم نيست و وحدت به معناي نبود تفرقه حداقل كار است، بايد برنامه جمعي داشته باشيم.

بايد به دولت قوه قضاييه و مجلس كمك كرد

وي با بيان اين‌كه بايد به دولت قوه قضاييه و مجلس كمك كرد، گفت: كمك كردن تنها به صورت فكري و مشورتي نيست و از هر كاري كه از دست ما بر مي آيد، نبايد كوتاهي كرد، چون كمك به قواي سه گانه كمك به رهبري و ملت ايران است و يك لحظه را نبايد از دست داد.

رضايي با بيان اين‌كه نياز به تغيير نگرش ها داريم، خاطر نشان كرد: اگر جبهه ايستادگي مثل ديگر جبهه‌ ها به دنبال مباحث انتخاباتي رود به انحراف كشيده مي‌شود، پس خوب است جبهه ايستادگي همه را براي حركت جمعي در مقابله با تحريم هاي اقتصادي به حركت در آورد و ملت ايران را به بيداري اسلامي وصل كند وانرژي ملت ايران آزاد شود.
 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا90/06/23

طی مراسمی و با حضور رهبر معظم انقلاب؛

مضجع شریف امام رضا علیه السلام غبار روبی شد 

مراسم غبار روبي مضجع شريف ثامن الحجج، حضرت امام رضا عليه السلام صبح امروز(چهارشنبه) در فضايي معنوي و با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي برگزار شد.
در طول مراسم، قاریان و مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام با قرائت آیات نورانی و مدیحه سرایی به این آیین با شکوه معنویت و روحانیت خاصی بخشیدند.

رهبر معظم انقلاب در جمع شرکت کنندگان مجمع عمومی جهانی اهل بیت(ع)

رهبر معظم انقلاب در جمع شرکت کنندگان مجمع عمومی جهانی اهل بیت(ع)90/06/23

تحولات کنونی در دنیای اسلام نوید بخش آینده ای روشن است / موضع ما حمایت ازحرکت های اسلامی است

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سه شنبه شب در دیدار علماء، نخبگان و روشنفكران شركت كننده در پنجمین مجمع عمومی جهانی اهل بیت علیهم السلام وهمچنین نمایندگان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در كشورهای مختلف، ضمن بیان ظرفیت های پیروان اهل بیت علیهم السلام و همچنین تهدیدهای پیش روی جهان تشیع و امت اسلامی، تأكید كردند: حركتهای عظیم اسلامی اخیر در دنیای اسلام، مقدمه تحولی بزرگ تر و حاكمیت اسلام است، و موضع پیروان اهل بیت علیهم السلام، حمایت از این حركت های اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار كه در تالار آئینه حرم مطهر امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس برگزار شد، در بیان ظرفیت ها و امتیازات مکتب اهل بیت علیهم السلام خاطر نشان كردند: اولین ملت و كشوری كه توانست نظام مبتنی بر اسلام و قرآن را بوجود آورد، یك ملت و كشور پیرو اهل بیت علیهم السلام بود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: امروز جوانان كشورهای اسلامی برای رسیدن به آمال و آرزوهای خود، بجای مكاتب مادی متوجه تعالیم اسلامی شده اند و این افتخار به بركت حركت ملت ایران بوجود آمده است.
ایشان حركت های اسلامی اخیر در مصر، تونس، لیبی، بحرین و یمن را از الطاف الهی خواندند و خاطر نشان كردند: موضع ما حمایت از این حركت ها و تقویت آنها است و امیدواریم این حركت های اسلامی منجر به قطع كامل سلطه دشمنان اصلی یعنی صهیونیست ها و آمریكا شود.
رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: در كنار این امتیازات و ظرفیت ها باید مراقب تهدیدها و آسیب ها نیز بود كه از جمله آنها ایجاد اختلاف میان مذاهب گوناگون اسلامی بویژه شیعه و سنی است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأكید بر اینكه ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی با انگیزه های سیاسی بین المللی انجام می گیرد، افزودند: دنیای استكبار در كنار سیاست اسلام هراسی، سیاست شیعه هراسی را نیز بصورت ویژه دنبال می كند كه باید در مقابل این تلاشها كاملا هوشیار بود.
ایشان با تأكید بر اعتقاد راسخ پیروان اهل بیت علیهم السلام بر وحدت میان امت اسلامی خاطر نشان كردند: سعادت امت اسلامی بویژه سعادت شیعیان در گرو اتحاد میان امت اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به شكست مكاتب مادی در پاسخگویی به نیازهای بشری و سوالات جدید، تأكید كردند: باید معارف دینی از جمله معارف اهل بیت علیهم السلام متناسب با نیازهای روز در اختیار مسلمانان و جوامع غیر اسلامی قرار گیرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در پایان تأكید كردند: تحولات كنونی در دنیای اسلام نوید بخش آینده روشنی است و نشانه های این آینده روشن و تحول عظیم آشكار شده است.
در ابتدای این دیدار شیخ نعیم قاسم معاون دبیركل حزب الله لبنان، شیخ حسن سلطان از بحرین، حجت الاسلام و المسلمین اكبری از افغانستان، سیدعمار حكیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق، حجت الاسلام و المسلمین شیخ العمری از عربستان و خانم هاجر حسینی از آمریكا، به بیان دیدگاههای خود در خصوص تحولات منطقه و بیداری اسلامی و رشد روزافزون گرایش به اسلام در جهان پرداختند و ضرورت هوشیاری در مقابل تهدیدهای دشمنان امت اسلامی و لزوم وحدت بیش از پیش دنیای اسلام را مورد تأكید قرار دادند.
در این دیدار همچنین حجت الاسلام و المسلمین اختری دبیركل مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام ضمن ارائه گزارشی از اجلاس پنجم مجمع عمومی، به حضور بیش از پانصد نفراز فرهیختگان و نخبگان از ١١٠ كشور جهان در این اجلاس اشاره كرد.

پیام تسليت رهبر معظم انقلاب و دکتر محسن رضایی در پی درگذشت مادر شهيدان جهان آرا

 

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروز (يكشنبه) در پيامي به مناسبت رحلت والده‌ي شهيدان جهان آرا، درگذشت اين بانوي صبور را به بازماندگان و همرزمان اين شهداي عزيز تسليت گفتند.
متن پيام به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم
درگذشت بانوي صبور، مادر شهيدان جهان آراي عزيز را به روح مطهر آن شهيدان و به همه‌ي بازماندگان و همرزمان ايشان بويژه پدر بزرگوار شهيدان تسليت مي گويم، و اميدوارم روح مطهر اين بانوي بزرگوار در كنار ارواح طيبه فرزندان عزيز خود مشمول رحمت و مغفرت و رضوان الهي باشد.

سيدعلي خامنه اي
20/شهريور/1390

http://www.leader.ir/langs/FA/index.php?p=contentShow&id=8562

 

سردار بی ادعای انقلاب ما ؛ دکتر محسن رضایی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دکتر محسن رضایی، متن پیام به این شرح است :

انا لله و انا الیه راجعون.‎ مادر مومنه و فداکار شهیدان والامقام جهان آرا پس از عمری تلاش ، مجاهدت ، صبوری و مقاومت به زیارت خدا بار یافت تا پاداش مجاهداتش را دریافت کند . بی تردید نام این بانوی نمونه از دیار مظلوم و قهرمان خرمشهر ، در تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ماندگار است و امروز محمد جهان آرا و دو برادر شهیدش در محضر الهی میزبان این مادر گرانمایه اند.

درگذشت این فقیده سعیده را به عموم مردم خوزستان به ویژه اهالی وفادار خرمشهر، بازماندگان آن مرحومه علی الخصوص به فرزندان عزیز و همسر گرانقدرش و نیز به قاطبه خانواده شهیدان تسلیت عرض می نمایم و امیدوارم حضرت حق او را در سایه لطفِ شفیعه محشر حضرت زهرای مرضیه (س) مأوا دهد.

محسن رضایی
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام

چرا شیطان بزرگ به جنگ نرم روی آورده است؟

 

آیا شیطان بزرگ فراموش کرده که میلیو نها انسان بی گناه را  در کشورهای مختلف قربانی زیاده خواهی های خود کرده است ؟

۳۰۰۰ قربانی رخداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را به خاطر دارد اما میلیونها قربانی کشور های دیگر را از یاد برده است ؟

11 سپتامبر و رویکرد جنگ نرم شیطان شیطان بزرگ

در طول تاریخِ روابط بین‌الملل تا پایان جنگ سرد، كاربرد قدرت نظامی همیشه شیوه‌ی غالب و جاافتاده‌ی قدرتمندان جهان بود برای اعمال نفوذ و تحمیل اراده‌شان بر دیگران. طبعاً كشورهایی مانند بریتانیا در قرن نوزدهم و ایالات متحده‌ی آمریكا پس از جنگ جهانی دوم كه از این حیث بر همتایان خود برتری داشتند، همواره از بیشترین ظرفیت برای تصاحب جایگاه هژمونی برخوردار بودند.

در دوران جنگ سرد به دلیل سیطره‌ی نگرش رئالیستی بر فضای ادبیات روابط بین‌الملل، صاحب‌نظران برای مشروع و طبیعی و اجتناب‌ناپذیر جلوه دادن كاربرد قدرت نظامی با هدف تأمین نظم و امنیت، به ارائه‌ی توجیهاتی علمی پرداختند. آنان همچنین دستور كار سیاست جهانی را حول محور موضوعات حادِ نظامی-امنیتی تنظیم كردند.

اگر همان شرایط تا امروز نیز ادامه می‌یافت، بی‌تردید ایالات متحده اكنون در نبود اتحاد جماهیر شوروی و با اتكا بر توانمندی‌های عظیم نظامی خود، هژمون بدون ‌چون‌و‌چرای محیط بین‌الملل به شمار می‌رفت، ولی مانع بزرگ فراروی این بازیگر ابرقدرت، این است كه متعاقب پایان عصر جنگ سرد و قدم گذاشتنِ بازیگران به فرایند جهانی شدن، تغییرات اساسیِ فراوانی در سطوح گوناگون نظام جهانی پدید آمد ولذا دستور كار، قواعد و شیوه‌های بازی را به‌كلی متحول ساخت.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif
فرصت طلایی پس از جنگ سرد
در نتیجه‌ی تغییرات مذكور، ما امروز در دنیایی روزگار می‌گذرانیم كه پرشتاب به سوی یك فضای چندجانبه‌گرا با اولویت یافتن نقش اقتصاد در معادلات بازیگران و نیز گذار از امنیت وجودی به امنیت رفاهی سیر می‌كند. نظامی‌گری دیگر همچون گذشته مجالی برای عرض اندام ندارد. به عبارت دیگر، در جهان جهانی‌شده‌ی كنونی كه شاهد تعمیق روزافزونِ وابستگی متقابل میان بازیگران كشوری و غیر كشوری در شبكه‌ای پیچیده از اندركنش‌ها با صبغه‌ی اقتصادی و تجاری هستیم، محیط جهانی برای هضم ماجراجویی‌های نظامی و إعمال قدرت به شیوه‌ی جنگ سرد، بسیار تنگ و ضیغ به نظر می‌رسد. امروزه توزیع منابع قدرت در موضوعات مختلف عمیقاً تغییر كرده و شرایط كنونی به هیچ وجه استفاده‌ی صِرف از ابزارها و اهرم‌های نظامی را در سطح وسیع برنمی‌تابد.

تحولات شگرف محیط بین‌الملل تنگنای عجیبی را در طول دهه‌ی 1990 برای ایالات متحده ایجاد كرد و این ابرقدرت جهان را دچار نوعی بحران معنا ساخت. پس از نابودی و پایان اتحاد جماهیر شوروی، آمریكا یكه‌تاز میدان بازی قدرت شد و خواست كه یك نظم نوین تك‌قطبی را با اتكا بر توان نظامیِ بی‌همتای خود بر سیستم جهانی تحمیل كند، ولی بر خلاف میل و انتظار مقامات كاخ سفید، جریان امور جهانی با سرعتی سرسام‌آور به سوی چندجانبه‌گرایی، چندقطبی شدن، وابستگی متقابل و فراملی‌گرایی پیش رفت و مسائل حاد نظامی و امنیتی به نفع موضوعات ملایم اقتصادی و رفاهی از دستور كار سیاست بین‌الملل خارج شد.

وقتی سایه‌ی سنگین و هراسناك جنگ سرد از فراز جهان رخت بربست، ایالات متحده در مورد شیوه‌ی اعمال نفوذ و پیگیری اهداف هژمونیك خود با معضلی جدی مواجه شد؛ در این حالت، قدرت عظیم نظامی و تسلیحاتی كه در درون این كشور انباشته شده بود، مجالی برای بروز و ظهور در عصر جدید پیدا نمی‌كرد. در حقیقت آمریكا حجم بسیار زیادی از كالایی را در اختیار داشت كه بازارهای جهانی دیگر همچون گذشته خواهان آن نبودند.

با از میان رفتن خطر كمونیسم كه در تمام طول دوران جنگ سرد بهترین دستاویز سیاستمداران آمریكایی برای اتخاذ راهبردهای امنیتی و داغ‌نگهداشتن تنور رقابت‌های تسلیحاتی به حساب می‌آمد، دیگر آنها توجیه قابل پذیرشی برای استمرار مشی پیشین در یك محیط چندقطبی نداشتند. این دردسر بزرگ در سراسر دهه‌ی 1990 سدّ راه ایالات متحده شد. لذا این ابرقدرت سیطره‌طلب باید برای خلاصی از تنگنای پدیدآمده، اقدامی عاجل می‌كرد و تغییر شگرفی را در روند حركت جهان صورت می‌داد. فرصت طلایی برای اجرای این پروژه‌، در طلیعه‌ی هزاره سوم و با فروریختن برج‌های دوقلوی تجارت جهانی فراهم آمد.

حوادث بی‌سابقه‌ی یازدهم سپتامبر سال 2001، صرف نظر از این‌كه حقیقتاً با آگاهی و طرح‌ریزیِ قبلی یا بدون اطلاع رهبران كاخ سفید به وقوع پیوست، بستر فراخی را فراروی آنان گسترانید تا با توجیه خطر تروریسم و بنیادگرایی، دوباره و به تأسی از دوران جنگ سرد، فضای بین‌المللی را امنیتی و نظامی كنند و موضوعاتی را در صدر دستوركار سیاست جهانی قرار دهند كه خود در آنها دست بالا را دارند.

پس از یازدهم سپتامبر همه چیز مهیا شد تا رئیس‌جمهور بوش و تیم نومحافظه‌كارانِ جنگ‌سالار همراه وی، دست به اسلحه ببرند و از بُعد نظامیِ قدرت سخت برای تحقق اهداف سیطره‌طلبانه‌ی خود در محیط بین‌الملل مدد بگیرند. آنها بدون فوت وقت و به تلافی ویرانی دو ساختمان در نیویورك، در اندك زمانی به دو كشور افغانستان و عراق یورش بردند. مهم‌تر از نفس این حملات، بدعت‌های تازه‌ای بود كه مقامات كاخ سفید از رهگذر مبارزه با دشمن نوظهور، یعنی تروریسم، سنگ بنای آن را در جهان جهانی‌شده می‌گذاشتند :

11 سپتامبر

تلاش برای دوقطبی كردن دوباره‌ی نظام جهانی از راه تحمیل آرایش و صف‌بندی جدیدی كه در یك سوی آن ائتلاف جهانیِ ضد تروریسم به سركردگی آمریكا و در سوی دیگر با حضور تروریست‌ها و چالش‌گران امنیت دنیای آزاد با تعریف و ماهیت نامشخص قرار می‌گرفتند، تلاش برای پیشبرد اهداف هژمونیك از طریق «یك‌جانبه‌گرایی » با نادیده انگاشتن نهادهای بین‌المللی و خصوصاً شورای امنیت سازمان ملل و با بی‌اعتنایی به رأی و موضع دیگر بازیگرانِ بزرگ و حتی شماری از متحدان اروپایی، همچنین تحمیل برداشت‌های خودساخته‌ای از قواعد حقوق بین‌الملل مانند دكترین «حمله‌ی پیشدستانه» و نیز تلاش برای فریب افكار عمومی جهانی از راه دروغ‌پردازی و بزرگ‌نماییِ برخی تهدیدات مانند تسلیحات كشتار جمعی رژیم صدام حسین با هدف مشروع و موجه جلوه دادن اقدامات جنگ‌افروزانه، همگی حكایت از آن داشتند كه ایالات متحده راهبرد میلیتاریسم و اتكا بر اهرم‌های نظامی قدرت را برای برون‌رفت از بحران دهه‌ی 1990 و تحقق رؤیای هژمونی در قرن جدیدِ آمریكایی برگزیده است.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif 10 سال پس از 11 سپتامبر
اما امروز كه بالغ بر ده سال از حوادث یازدهم سپتامبر می‌گذرد و می‌توان ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از كارنامه‌ی بازیگر ابرقدرت ارائه داد، شاید كمتر كسی باشد كه ایالات متحده را در نیل به خواسته‌هایش از مجرای قدرت نظامی شكست‌خورده نپندارد. پروژه‌های افغانستان و عراق علی‌رغم صرف هزینه‌های نجومی و میلیاردها دلار بیش از ارقام پیش‌بینی شده، هیچ‌كدام به سرانجام مورد نظر نرسیده است:

افغانستان با هدف مستقیمِ حذف موجودیت طالبان تسخیر شد. اكنون اما پس از چندین سال، طالبان مجدداً قسمت‌های وسیعی از خاك این كشور را تحت نفوذ خود گرفته و ائتلاف آمریكا-ناتو با وجود تلفات روزافزون و كشتار هزاران غیر نظامیِ افغان، از برقراری حداقلِ نظم و امنیت نیز عاجز مانده است. در عراق نیز هرچند رژیم مستبدّ صدام حسین ساقط شد، اما امروزه شرایط امنیتی به‌مراتب وخیم‌تر از دوران حكومت صدام است و حملات تروریستی گاه و بیگاه در عراق، این كشورِ ویران‌شده را به یكی از ناامن‌ترین مناطق خاورمیانه بدل كرده است.

علاوه بر همه‌ی موارد فوق، جنگ‌افروزی‌ها و تكروی‌های نومحافظه‌كاران در طول هشت سال حضور خود در كاخ سفید، لطمات جبران‌ناپذیری را بر وجهه و پرستیژ جهانی آمریكا وارد كرده و امواج خروشان نفرت از آمریكا را در جای‌جای جهان، حتی در قلب اروپا به راه انداخته است.

ناكامی ایالات متحده در اقدامات بین‌المللی اخیر آن‌قدر ملموس و عیان بوده كه صاحب‌نظرانی همچون «جوزف نای» را نیز واداشته كه زبان به اعتراف بگشایند. وی معتقد است:

ایالات متحده به‌تنهایی قادر به شكار سران القاعده كه در گوشه و كنار جهان مخفی شده‌اند، نیست. به همین صورت و بدون اتحاد و همكاری كشورهای دیگر نمی‌تواند در هر جا جنگی راه بیندازد، زیرا همكاری و هم‌پیمانیِ كشورهای دیگر برای برقراری مجدد صلح پس از پیروزی ضروری است. جنگ چهار هفته‌ای عراق در بهار سال 2003 نمایش خیره‌كننده‌ای بود از قدرت سخت آمریكا كه یك حاكم مستبد را از سلطنت كنار زد، اما این پیروزی آسیب‌پذیری ما را در مقابل تروریسم برطرف نكرد. ضمن این‌كه هزینه‌هایی را هم برای قدرت نرم ما در پی داشت.

پس از پایان جنگ عراق، طی یك نظرسنجی كه «مركز تحقیقات پیو » انجام داد، مشخص شد كه میزان مقبولیت آمریكا نزد مردم نسبت به سال قبل به‌شدت كاهش یافته است. حتی نزد مردم كشورهایی مانند ایتالیا و اسپانیا كه دولت‌هاشان در جنگ از آمریكا حمایت كرده بودند، چنین پدیده‌ای مشاهده شد. همچنین جایگاه آمریكا در كشورهای اسلامی، از مراكش گرفته تا تركیه و دیگر كشورهای آسیای جنوب غربی نیز افت كرده است. این در حالی است كه ایالات متحده برای تعقیب جریان‌های تروریستی و سلاح‌های خطرناك نیاز به كمك این كشورها دارد.1

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif درس‌های 11 سپتامبر
مهم‌تر از همه چیز این است كه روند حوادثِ پس از یازدهم سپتامبر به رهبران كاخ سفید آموخت كه هرگز قادر به تغییر چهره‌ی جهان و اعاده‌ی شرایط جنگ سرد نیستند. آنان بسیار كوشیدند تا همچون دهه‌های گذشته باز هم مسائل نظامی و امنیتی را در رأس دستور كار سیاست جهانی خود بگنجانند، اما به محض این‌كه گرد و غبارِ به‌پا‌خاسته از انفجار برج‌های دوقلو در دنیا فرونشست، مجبور شدند دوباره به تعامل با دیگر كنش‌گران بر اساس مدل‌های اقتصاد سیاسی بین‌الملل تن دهند.

اوضاع جهانِ امروز دیگر به گونه‌ای نیست كه یك بازیگر، هرقدر هم كه قدرتمند باشد، بتواند موجب بروز تغییرات ماهویِ پایداری در جریان آن گردد. بسیاری از عرصه‌ها نسبت به گذشته دستخوش دگرگونی‌های عمیقی شده است؛ تا جایی كه حتی امور نظامی و جنگی نیز از تبعات این دگرگونی‌ها در امان نمانده و ما اكنون با پدیده‌های نوظهوری همچون «خصوصی‌سازی جنگ» روبه‌رو هستیم. نای در این زمینه می‌نویسد:

حمله‌ی تروریستی یازدهم سپتامبر یك نشانه‌ی وحشتناك از دگرگونی‌های عمیقی بود كه در جهان در حال وقوع است. انقلاب تكنولوژیك در عرصه‌ی اطلاعات و ارتباطات، قدرت را از انحصار دولت‌ها خارج كرده است و به افراد و گروه‌ها نیز قدرت بخشیده تا در سیاست جهان ایفای نقش كنند. [...] خصوصی‌سازی رو به افزایش است و تروریسم، خصوصی‌سازی جنگ به شمار می‌آید.2

پس اگر ایالات متحده تا دیروز با كشورهایی مواجه بود كه ارتش‌های كلاسیك و سازمان‌یافته داشتند و اصول و تاكتیك‌های جاافتاده در مسائل نظامی-استراتژیك و نیز قواعد حقوق بین‌المللِ جنگ، رفتار آنها را تا حدودی عقلانی و قابل پیش‌بینی می‌كرد، امروز درگیر نبرد نامتقارن با بازیگرانی غیر دولتی همچون حزب‌الله لبنان است. امروزه شیوه‌های رزم نامنظم و چریكی به‌راحتی و حتی با بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی هم مهارشدنی نیست. لذا شاهد هستیم كه در تابستان 2006، ارتش مقتدر و تا دندان مسلح رژیم صهیونیستی علی‌رغم پشتیبانی همه‌جانبه‌ی آمریكا، پس از 33 روز در مقابل مقاومت جانانه‌ی چریك‌های حزب‌الله به زانو درآمد.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif چرا قدرت نرم؟
ابرقدرت بلامنازع نظامیِ جهان لاجرم باید این واقعیت تلخ را بپذیرد كه صحنه‌ی كنونی جهانی با صحنه‌ی فیلم‌های پر از زدوخورد وسترن تفاوت‌های فاحشی دارد و بازیگران قادر نیستند به سبك كابوی‌های تگزاسی هر زمان كه بخواهند، دست به اسلحه ببرند. «امروزه در بسیاری از موضوعات كلیدی مانند ثبات مالیِ بین‌المللی، قاچاق مواد مخدر یا تغییرات جهانی آب و هوا، قدرت نظامی نمی‌تواند به‌سادگی تولید موفقیت نماید و كاربرد آن در پاره‌ای اوقات ممكن است حتی «ضد مولد » باشد.»

بنابراین ما با دو حقیقت متضاد روبه‌رو هستیم؛ از یك طرف ایالات متحده دارنده‌ی بی‌رقیبِ عظیم‌ترین حجم قدرت نظامی دنیا است و از سوی دیگر، جهانِ پساجنگ سرد دیگر همچون گذشته پذیرای نظامی‌گری در سطوح كلان روابط بین‌الملل نیست. لذا این مشكل كه ابرقدرت سیطره‌طلب نمی‌تواند چندان به اهرم‌های نظامی و تسلیحاتی خود برای نیل به اهداف هژمونیك اتكا كند، نه ناشی از بضاعت و قابلیت كمِ مضروف، كه ناشی از گنجایش اندكِ ظرف است. در مقام تمثیل، حكایت امروز آمریكا از حیث قدرت نظامی، حكایت شناگر بسیار ماهری است كه در یك استخر بزرگ، اما نیمه‌خالی قرار دارد. جوزف نای معتقد است:

پیشرفت علم و فناوری در قرن گذشته بر قدرت نظامی اثر معكوس گذاشته است؛ از یك طرف، آمریكا را به ابرقدرت یكه‌تاز نظامیِ جهان تبدیل كرده و از طرف دیگر به‌تدریج هزینه‌های اجتماعی و سیاسیِ حاصل از كاربرد قدرت نظامی را افزایش داده است. سلاح‌های هسته‌ای به لحاظ قدرت بازدارندگی قابل پذیرش است، اما وحشت‌زایی و ویرانگری آنها به اثبات رسیده است. این سلاح‌ها برای استفاده در جنگ، بیش از حد پرهزینه‌اند و از لحاظ نظری نیز نباید از آنها جز در شرایط بسیار وخیم استفاده كرد. ویتنامِ غیر هسته‌ای بر آمریكای هسته‌ای در جنگ ویتنام فائق آمد. همچنین هسته‌ای بودن انگلستان نتوانست مانع از حمله‌ی آرژانتینِ غیر هسته‌ای به «جزایر فالكلند» شود.3

با بررسی تحولات نظام جهانی در دو دهه‌ی اخیر و خصوصاً با عنایت به وقایع درس‌آموزِ پس از یازدهم سپتامبر، می‌توان گفت ایالات متحده‌ی آمریكا نخواهد توانست رؤیای نشستن بر اریكه‌ی هژمونی و در دست گرفتن رهبری دیگر بازیگران را از طریق بُعد نظامیِ قدرت سخت محقق سازد. به همین خاطر است كه شاهد هستیم طی سال‌های اخیر مقامات آمریكایی در تعاملات خود با دیگر كشورها توجه بیشتری به «دیپلماسی عمومی» نشان می‌دهند و با درك شرایط متحول جهانی می‌كوشند كه منافع خود را حتی‌الإمكان از رهگذر كاربرد قدرت نرم به دست آورند.

پی‌نوشت:
1. جوزف نای،قدرت نرم،ترجمه‌ی سید محسن روحانی و مهدی ذوالفقاری، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و پژوهشكده‌ی مطالعات و تحقیقات بسیج،چاپ اول 1387، صص 26 و 25
2. Joseph S. Nye, The Paradox of American Power: Why the World’s Only Superpower Can’t Go It Alone, Oxford University Press, 2002,
P. X

3. Ibid, P. XV
4. نای، قدرت نرم، همان، ص
 

پاورپوینت | توصیه‌های رهبر انقلاب به دولت دهم 19/6/1390

http://farsi.khamenei.ir/roadmap-content?id=17232

ازسوی رئیس جمهور: اساسنامه دانشگاه غیردولتى ـ غیرانتفاعى ادیان و مذاهب ابلاغ شد

 
بر طبق این اساسنامه، پذیرش دانشجو برای دانشگاه با مجوز وزارت و به شیوه‌ای که این وزارت تعیین می‌کند، صورت می‌پذیرد و دانشگاه تابع تمامی قوانین، مقررات، ضوابط و آیین‌نامه‌های مربوط به‌مؤسسات آموزش عالی غیردولتی ـ غیرانتفاعی مصوب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سایر ضوابط و مقررات مربوط است .

  ادامه  http://dolat.ir/Nsite/FullStory/?Id=205931

 

نشست سران سه قوه - شنبه 19/06/90

نشست سران سه قوه 90/06/19

http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1844096

http://sharghnewspaper.ir/News/90/06/20/10692.html

 

انعطاف پذیری دستگاه ولایت برای تصحیح ،اصلاح و ترمیم مسیر و بنای نظام

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خيلى خوش آمديد آقايان محترم، برادران عزيز. اين ديدارِ شش ماه يك بار، علاوه بر جنبه‌هاى قانونى و موقعيتى، براى ما اين حسن را هم دارد كه دوستان و رفقا و اعزّه و برادران خوبمان را از نزديك زيارت ميكنيم؛ كه اين هم براى من مغتنم است.
 
دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری90/06/17

خوشبختانه اين اجلاس شما در دنباله‌ى فضاى معنوى ماه رمضان اتفاق افتاد، كه خود اين حتماً بر فضاى اين جلسه حاكم بوده؛ و آنطورى كه از گزارشها برمى‌آمد و بنده هم قبلاً تا حدودى در جريان قرار گرفتم، نكاتى كه آقايان تذكر دادند، نكات خوب و مهمى بود؛ كه اينها همه نشانه‌ى رحمت الهى است و بايد خدا را شكر كرد.

ماه رمضانِ امسال با يك نگاه اجمالى كه انسان نگاه ميكند، باز هم بهتر و شيرين‌تر و باصفاتر از ماه رمضانهاى گذشته بود؛ و ما اين را بحمداللَّه هر سال احساس ميكنيم. جلسات تلاوت قرآن، كه گاهى در يك روز شايد هزار نفر يا بيشتر مى‌نشينند و تلاوتها را استماع ميكنند، اين نه در يك شهر، نه در دو شهر، در بسيارى از شهرهاى كشور تكرار ميشود. واقعاً انسان نميداند چطور خدا را شكر كند كه كشورِ دورافتاده‌ى از قرآن و تلاوت قرآن و انس با قرآن در دوران طاغوت، امروز اينجور آميخته باشد با آيات كريمه‌ى الهى. انسان مى‌بيند جوانهائى را، نوجوانهائى را كه آنجا نشسته‌اند و يك ساعت تلاوت ميكنند؛ چه تلاوت شيوائى؛ صحيح، دقيق، متوجه به معنا، و مردم هم گوش ميكنند. اگر در سطح كشور انسان ملاحظه كند، ميتوان گفت اين انس با قرآن و تلاوت قرآن در ماه مبارك رمضان، اعداد ميليونى دارد.

 همين طور، جلسات دعا. شما تصور بفرمائيد كه در شبهاى ماه رمضان و سحرهاى ماه رمضان، يك جمعيت ميليونى دارند دعاى ابوحمزه ميخوانند؛ چه آنهائى كه در جلسات حضور دارند، چه آنهائى كه از طريق تلويزيون و راديو اين دعا را ميشنوند و داخل منزل حال ميكنند، صفا ميكنند، اشك ميريزند؛ اينها چيزهاى كمى نيست؛ اينها نشانه‌هاى لطف الهى است.

 بعد نوبت ميرسد به حضور سياسى مردم در روز قدس. باز انسان دست قدرت الهى را مشاهده ميكند كه اينطور دلهاى مردم را جذب ميكند و مى‌آورد توى آن هواى گرم، با دهان روزه، وسط خيابانها؛ وفادارى خودشان را به انقلاب، به آرمانهاى انقلاب نشان ميدهند، فرياد ميكنند؛ پيرمرد مى‌آيد، بچه‌ى كوچك مى‌آيد، زنها مى‌آيند، مردها مى‌آيند.

 بعد نوبت ميرسد به روز عيد فطر و نمازهاى عيد. اين تضرع و دعائى كه در روز عيد فطر در سرتاسر كشور خوانده ميشود، مردم جمع ميشوند، دعا ميخوانند، تضرع ميكنند، از خداى متعال عالى‌ترين خواسته‌ها را درخواست ميكنند، با حالت توجه، با حالت تضرع، ما كِى اين چيزها را داشتيم؟ كِى در طول تاريخ - تاريخ قرنها، نه تاريخ سالها - كشور ما اينجور مشحون به آيات الهى و كلمات تضرع‌آميز در مقابل پروردگار و دعا و توجه و ذكر بوده؟ كِى اين همه مردم در اين وادى وارد ميشدند؟ براى كى مى‌آيند؟ به كى ميخواهند خودشان را نشان بدهند؟ جز اخلاص، جز ايمان، جز علاقه و عقيده‌ى به مبانى اسلامى، هيچ عامل و انگيزه‌ى ديگرى در اينجا قابل تصور نيست. خب، اينها همه‌اش موجبات رحمت الهى است؛ «اللّهمّ انّى اسئلك موجبات رحمتك».(1) اينها همان چيزهائى است كه باران فيض الهى را بر سر ما ميبارد.

 البته ما اشتباه ميكنيم؛ گاهى نميفهميم اين تفضل الهى را، نمى‌بينيم دست عطوفت الهى را در قضاياى مختلف كه بر سر ما گذاشته ميشود. گاهى هم از اين جهت اشتباه ميكنيم كه خيال ميكنيم مائيم كه داريم اين كارها را ميكنيم، در حالى كه ما نيستيم؛ «لو انفقت ما فى الارض جميعا ما الّفت بين قلوبهم و ليكنّ اللَّه الّف بينهم».(2) «قلب المؤمن بين اصبعى الرّحمن». كى اين مؤمنين را ميكِشد مى‌آورد توى اين ميدانها، اينجور اينها را متوجه به خدا ميكند؟ جز دست الهى، جز قدرت الهى، چيز ديگرى نيست. اينهاست كه ما را اميدوار ميكند.

 من نميخواهم فقط شرح ماوقع را عرض كنم - كه خب، اين ماوقع را همه داريم مى‌بينيم - من ميخواهم اين استنتاج را بكنم: «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛(3) خداى متعال تأييد خودش را در كنار نصرت به وسيله‌ى مؤمنين ميگذارد، كه على‌الظاهر مراد در اينجا نصرتهاى معنوى است؛ مثل همان «انّى ممدّكم بألف من الملائكة مردفين»(4) و امثال اينها. «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛ مؤمنين هستند كه موجب نصرت ميشوند؛ مؤمنين هستند كه نظام را پابرجا نگه ميدارند؛ مؤمنين هستند كه در ميدانهاى مختلف، جاده را صاف ميكنند تا نظام اسلامى بتواند كارهاى بزرگى را انجام دهد. ما اينها را «انّما اوتيته على علم عندى»(5) نبايد تصور كنيم؛ خيال نكنيم ما هستيم داريم ميكنيم؛ اينها را خدا دارد ميكند. اين نكته‌ى اول؛ كه به نظر من مردم ما به توفيق الهى، به لطف پروردگار، مردم خوبى هستند؛ خوبى‌شان هم به وفادارى آنها به ايمان است، به رسوخ ايمان در دلهاست.

 شما ببينيد امروز وسائلى كه براى اغواى دل جوانها هست، چقدر است؛ قابل مقايسه‌ى با گذشته نيست. اين ماهواره‌ها، اين اينترنت‌ها، اين انواع و اقسام وسائل ارتباطات، اينها دلها را اغوا ميكند، جذب ميكند، از راه به در ميبرد، انگيزه‌هاى معنوى را در انسان سست ميكند، شهوات را در انسان بيدار ميكند. با وجود همه‌ى اينها، اين مجالسى كه اشاره شد و شما ديديد، اكثرشان همين جوانهايند. بعضى اوقات شايد ظواهرشان هم نشان نميدهد كه اينها دل در گرو محبت الهى دارند، اما دارند؛ مى‌آيند، با خدا حرف ميزنند، اشك ميريزند. اشك آنها مايه‌ى غبطه‌ى انسان است. انسان نگاه ميكند، مى‌بيند اين جوان آنجا نشسته، همين‌طور اشك بر روى چهره‌ى او جارى است. انسان به حال اينها غبطه ميخورد. اينها دلهاشان پاك است، اينها صافند، نزديك به خدايند؛ همين، مايه‌ى نصرت است؛ «هوالّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين».

 مطلبى كه من امروز ميخواهم عرض بكنم - كه ان‌شاءاللَّه سعى كنم كوتاه عرض بشود - اين است كه فقه سياسى در شيعه، سابقه‌اش از اولِ تدوين فقه است. يعنى حتّى قبل از آنكه فقه استدلالى در قرن سوم و چهارم تدوين بشود - در عهد روايات - فقه سياسى در مجموعه‌ى فقه شيعه حضور روشن و واضحى دارد؛ كه نمونه‌اش را شما در روايات مى‌بينيد. همين روايت «تحف‌العقول» كه انواع معاملات را چهار قسم ميكند، يك قسمش سياسات است - امّاالسّياسات - كه خب، در آنجا مطالبى را بيان ميكند. در اين روايت و روايات فراوان ديگر، شاخصها ذكر ميشود. اين روايت معروف صفوان جمّال: «كلّ شى‌ء منك حسن جميل الّا اكرائك الجمال من هذا الرّجل» و ديگر رواياتى كه فراوان است، از اين قبيل است. بعد كه نوبت به عصر تدوين فقه استدلالى ميرسد - دوران شيخ مفيد و بعد از ايشان - باز انسان مشاهده ميكند كه فقه سياسى در آنجا وجود دارد؛ در ابواب مختلف، آن چيزهائى كه مربوط به احكام سياست و اداره‌ى جامعه است، در اينها هست.

 بنابراين سابقه‌ى فقه سياسى در شيعه، سابقه‌ى عريقى است؛ ليكن يك چيز جديد است و آن، نظام‌سازى بر اساس اين فقه است؛ كه اين را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ايشان كس ديگرى از اين ملتقطات فقهى در ابواب مختلف، يك نظام به وجود نياورده بود. اولْ كسى كه در مقام نظر و در مقام عمل - توأماً - يك نظام ايجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردم‌سالارى دينى را مطرح كرد، مسئله‌ى ولايت فقيه را مطرح كرد. بر اساس اين مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. اين، اولين تجربه هم هست. چنين تجربه‌اى را ما در تاريخ نداريم؛ نه در دوران صفويه داريم، نه در دوره‌هاى ديگر. اگرچه در دوران صفويه كسانى مثل «محقق كركى»ها وارد ميدان بودند، اما از اين نظام اسلامى و نظام فقهى در آنجا خبرى نيست؛ حداكثر اين است كه قضاوت به عهده‌ى يك ملائى، آن هم در حد محقق كركىِ با آن عظمت بوده است؛ ايشان ميشود رئيس قضات، تا مثلاً قضات را معين كند؛ بيش از اينها نيست؛ نظام حكومت و نظام سياسى جامعه بر مبناى فقه نيست. ايجاد نظام، كارى است كه امام بزرگوار ما انجام داد. همان طورى كه جناب آقاى مهدوى در نطقشان اشاره كردند - كه من اجمالاً اطلاع پيدا كردم - امام مسئله‌ى ولايت فقيه را در نجف استدلالى كردند و بحث كردند؛ بعد هم در مقام عمل، اين را پياده كردند و آوردند، شد يك نظام اسلامى. خب، اينجا دو تا مطلب وجود دارد كه ما بايد به اين دو مطلب توجه كنيم.

 يك مطلب اين است كه يك چالش بزرگى همواره بر سر راه حفظ هويت اين نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از اين هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بين وفادارى و حفظ خطوط اصلى - يعنى اصول و مبانى نظام - از يك طرف، و دستاوردهاى پيشرفت مادى و معنوى براى نظام از طرف ديگر. اين فكر گاهى اوقات پيش مى‌آيد؛ البته دليل هم دارد كه اين فكر پيش مى‌آيد؛ چون آن هدفهاى مترتب بر آن مبانى، اينجور نيست كه هدفهاى زودرسى باشد، كه حالا در ظرف ده سال و بيست سال حتماً اين هدفها تأمين شود؛ گاهى اوقات بايد نسلها بگذرد تا اين اهدافى كه بر مبناى آن اصول ترسيم شده است، تحقق پيدا كند. وقتى كه اين اهداف در ميان‌مدت يا در كوتاه‌مدت تحقق پيدا نكرد، اين وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان مى‌آيد كه نكند پايبندى ما به اين اصول است كه مانع ميشود ما به اين اهداف دست پيدا كنيم. اين يك چالش بسيار مهمى است.

 من مدتها قبل در يك صحبتى اشاره كردم كه يكى از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در اين قضيه. البته دوران ايشان، دوران كوتاهى بود - ده سال بيشتر طول نكشيد - اما در همين دوران، ايشان پايه‌ها را محكم چيد. يكى از كارهاى امام اين بود كه به خاطر مشكلاتى كه احياناً پيش مى‌آمد - چه در زمينه‌ى مسائل داخلى، چه در زمينه‌ى چالشهاى بين‌المللى - ايشان از مبانى و اصول كوتاه نيامد؛ يعنى صبر كرد. من تعبير كردم به صبر امام. صبر ايشان به اين معنا بود كه تحمل كرد. در برابر فشارهائى كه مى‌آمد، كه آقا اگر چنانچه اين حكم را نكنيد، اگر قضيه‌ى سلمان رشدى را مطرح نكنيد، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممكن است ما به اين موفقيتها دست پيدا كنيم، ايشان تسليم نشد؛ ايشان پافشارى كرد. اين چالش تا امروز هم وجود دارد.

 خب، عده‌اى ممكن است به اين فكر بيفتند كه پايبندى ما به اصول موجب شده است كه ما به اين اهداف دست پيدا نكنيم؛ ناكامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى يا در سطح مسائل بين‌المللى، ما را دچار مشكل كند. اين چالش مهمى است؛ با اين چالش بايد هوشيارانه برخورد كرد. نه، درست، عبارت است از اينكه ما هر دو هدف را به موازات يكديگر دنبال كنيم و بدانيم كه اين دو هدف با يكديگر سازگار است؛ يعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هويت نظام از يك طرف، و از طرف ديگر، دست يافتن به آن اهدافى كه نظام تعريف كرده است؛ چه اهداف مادى و پيشرفتهاى مادى و علمى و معيشتى و تمدنى و امثال اينها، و چه اهداف معنوى مثل استقرار عدالت و از اين قبيل چيزها. بايد بدانيم اينها سازگار است. و ما نميتوانيم به آن اهداف برسيم، مگر اينكه به اين اصول پابند باشيم. يعنى به خاطر اينكه مشكلاتى در رسيدن به آن هدفها پيش مى‌آيد، از اصول دست برنداريم، حالت قناعتِ حداقلى پيدا نكنيم؛ و بدانيم كه اگر ما از اصول دست برداشتيم، حتّى هويت نظام كه از بين خواهد رفت، به آن هدفها هم نميرسيم. ما در همين انقلابهاى گوناگون، نظائرش را ديديم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هيچ وجه به آنها كمك نكرد.

 اينكه ما بيائيم مسئله‌ى عقلانيت را مطرح كنيم و بگوئيم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، اين ما را به نتيجه نميرساند. من يادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جمله‌ى حرفهائى كه زده ميشد، اين بود كه بايستى ما انقلاب را سر عقل بياوريم! يعنى عقلانيت را به عنوان يك وسيله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پايه‌هاى اصلى صرف نظر كنند؛ اين نبايد انجام بگيرد. «و ان تطع اكثر من فى الارض يضلّوك عن سبيل‌اللَّه ان يتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا يخرصون».(6) نبايستى اصول را پامال كرد. البته اين كار مهمى است؛ پيچيدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان ترديدهائى پيش مى‌آيد. به عنوان يك اصل قطعىِ موضوعى، بايد اين را مسلّم گرفت كه پايبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.

 بر اساس اين، بايد دنبال پيشرفتها گشت. ما امتحان كرديم، ديديم كه ميشود اصول را حفظ كرد، به پيشرفتها هم رسيد. امروز كشور ما از لحاظ پيشرفت علمى، از لحاظ پيشرفت فناورى، از لحاظ آگاهى‌ها و پختگى‌هاى سياسى، از لحاظ پيدا كردن راه و رسم‌هاى گوناگون در نهادهاى مختلف - نهادهاى اقتصادى و غيره - با اوائل انقلاب قابل مقايسه نيست؛ ما خيلى جلو رفتيم، خيلى پيشرفته‌تريم؛ در عين حال اصول را هم حفظ كرديم. اگر جائى از اصول كوتاه گذاشته باشيم، بايد از آن توبه كنيم. از اصول نبايستى كم گذاشت. همچنين بايد بدانيم نصرت الهى هم بسته‌ى به همين است كه ما اين مبانى و اصول را حفظ كنيم. اين يك نكته.

 نكته‌ى دومى كه در اين زمينه عرض ميكنيم، اين است كه نظام‌سازى - كه گفتيم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظام‌سازى كرد - يك امر دفعى و يكباره نيست؛ معنايش اين نيست كه ما يك نظامى را بر اساس فقه كشف كرديم و استدلال كرديم و اين را گذاشتيم وسط، و اين تمام شد؛ نه، اينجورى نيست. نظام‌سازى يك امر جارى است؛ روزبه‌روز بايستى تكميل شود، تتميم شود. ممكن است يك جائى اشتباه كرده باشيم اما مهم اين است كه ما بر اساس اين اشتباه، خودمان را تصحيح كنيم، خودمان را اصلاح كنيم؛ اين جزو متمم نظام‌سازى است. نه اينكه گذشته را خراب كنيم. اينكه ما ميگوئيم نظام‌سازى جريان دارد، معنايش اين نيست كه هرچه را ساختيم و بنا كرديم، خراب كنيم؛ قانون اساسى‌مان را خراب كنيم، نظام حكومتى و دولتى‌مان را ضايع كنيم؛ نه، آنچه را كه ساختيم، حفظ كنيم، نواقصش را برطرف كنيم، آن را تكميل كنيم. اين كار، يك كار لازمى است.

 من تصورم اين است كه بُعد مهمى از قيد اطلاق كه امام منضم كردند به ولايت فقيه - كه در قانون اساسىِ اول قيد «مطلقه» نبود؛ اين را امام اضافه كردند - ناظر به همين است؛ يعنى انعطاف‌پذيرى. دستگاه ولايت - كه دستگاه عظيم ولايت، يعنى در واقع مجموعه‌ى آن دستگاه‌هاى تصميم‌ساز و تصميم‌گير كه در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، يك مجموعه است - بايد بتواند به طور دائم خودش را پيش ببرد، متحول كند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاريخ بشرى است. ما اگر چنانچه خودمان تحول ايجاد نكنيم و پيش نرويم، تحول بر ما تحميل خواهد شد. تحول يعنى تكميل، پيش رفتن به سمت آنچه كه درست‌تر است، آنچه كه كاملتر است. يعنى آنچه را كه ساختيم، ببينيم نقصهايش كجاست، آن را برطرف كنيم؛ ببينيم كجا كم داريم، آن را اضافه كنيم. اين جريان بايستى ادامه پيدا كند.

 البته دشمنان، «ولايت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛ يعنى ميل فقيه عادل به صورت دلبخواه. اين معنا در دلِ خودش يك تناقض دارد: اگر عادل است، نميتواند مستبد باشد؛ اگر مستبد است و بر اساس دلخواه عمل ميكند، پس عادل نيست. دشمنان، اين را ملتفت نميشوند و اين معنا را نميفهمند. اين نيست مسئله‌ى «ولايت مطلقه» كه فقيه هر كار دلش خواست، بكند؛ يك وقت يك چيزى به نظرش رسيد كه بايد اين كار انجام بگيرد، فوراً انجام دهد؛ قضيه اين نيست. قضيه اين است كه يك حالت انعطافى در دست كليددار اصلى نظام وجود دارد كه ميتواند در آنجائى كه لازم است، مسير را تصحيح و اصلاح كند، بنا را ترميم كند.

 البته در اينجا هم خطرى كه وجود دارد - كه بايد از اين خطر برحذر بود - اين است كه ما تصور كنيم اين انعطاف بايستى تحت تأثير فشارهاى بيرونى و تغييرِ در جهت انعطاف به قالبهاى غربى باشد. سر قضيه‌ى قصاص به ما اعتراض ميكنند و فشار مى‌آورند، سر قضيه‌ى ديه به ما فشار مى‌آورند، سر قضاياى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسليم شويم؛ انعطاف به اين معنا باشد. نه، اين انحراف است؛ اين انعطاف نيست. بايد توجه كنيم، همان آيه‌ى شريفه‌ى «و ان تطع اكثر من فى الارض» اينجا هم جارى است. نبايد به خاطر اينكه راديوهاى بيگانه و تبليغات خصمانه و اتاقهاى فكر دشمن و كمربسته‌ى عليه نظام اسلامى، راجع به فلان حكم، راجع به فلان مبنا اعتراض ميكنند، فرياد ميكشند، ما بيائيم بگوئيم حالا تجديد نظر كنيم براى اينكه با دنيا هماهنگ شويم؛ نه، اين خطاست، اين انحراف است؛ به اين انحراف نبايد دچار شد.

 در عين حال مسائل جديدى وجود دارد. در زمينه‌ى اقتصاد، مسائل تازه‌اى وجود دارد. مثلاً ما بانكدارى اسلامى را به وجود آورده‌ايم. امروز مسائل تازه‌اى در زمينه‌ى پول و بانكدارى وجود دارد؛ اينها را بايستى حل كرد؛ بايد اينها را در بانكدارى اسلامى - بانكدارى بدون ربا - ديد. كى بايد اينها را انجام بدهد؟ فقه متكفل اين چيزهاست. البته من همين‌جا عرض بكنم كه نياز ما به كرسى‌هاى بحث آزاد فقهى در حوزه‌ى قم - كه مهمترين حوزه‌هاست - برآورده نشده است. من اين را الان اينجا عرض ميكنم - آقايانى هم از قم اينجا تشريف داريد - اين نياز برآورده نشده. در قم بايد درسهاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالشهائى را كه بر سر راه حكومت قرار ميگيرد و مسائل نو به نو را كه هى براى ما دارد پيش مى‌آيد، از لحاظ فقهى مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحثهاى متين فقهى انجام بگيرد؛ بعد اين بحثها مى‌آيد دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاهى و غير دانشگاهى، اينها را به فرآورده‌هائى تبديل ميكنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجويان، براى افكار ملتهاى ديگر قابل استفاده است. اين كار بايستى انجام بگيرد، ما اين را لازم داريم. محصول اين كاوشهاى عالمانه ميتواند در معرض استفاده‌ى ملتها و نخبگان ديگر كشورها هم قرار بگيرد.

 الان شما ملاحظه كنيد؛ تقريباً در مدت هشت ماه، در يكى از آرامترين و ساكت‌ترين نقاط عالم - يعنى شمال آفريقا و حول و حوش شمال آفريقا و جزيرةالعرب - چهار تا نظام سرنگون شده؛ يعنى چهار تا ديكتاتورِ چسبيده به صندلىِ متكى به غرب و متكى به آمريكا، زير و رو شدند: مصر، تونس، ليبى و يمن. خب، اين خيلى حادثه‌ى مهمى است. من عرض كرده‌ام، باز هم عرض ميكنم؛ ما واقعاً نميتوانيم الان ابعاد عظمت اين حادثه را درست ترسيم كنيم. خيلى كار بزرگى انجام گرفته است. خب، اينجا ملتها در معرض حوادثى هستند. يكى از اين حوادث - كه ان‌شاءاللَّه اين پيش بيايد - اين است كه نخبگان دينى ملتها بتوانند زمام امور اين ملتها را در دست بگيرند و راه درست را كه برخاسته‌ى از اسلام و برخاسته‌ى از شريعت و برخاسته‌ى از نيازهاى بومى و اقليمى باشد، براى مردم ترسيم كنند؛ اين بهترين راه است. اما چقدر احتمال دارد كه اين راه پيش بيايد؟ انسان دلش ميلرزد.

 يك احتمال ديگر اين است كه همان كسانى كه عواملشان از در بيرون رفته‌اند، دوباره از پنجره وارد شوند؛ همان كسانى كه در مقابل اسلام، در مقابل حركت ضد صهيونيستى ملت مصر، سى سال از يك ديكتاتورى حمايت كردند، باز زمينه‌ساز يك ديكتاتورى ديگرى بشوند. خب، اول كه ديكتاتور نميگويد من ديكتاتورم؛ يك شكلى به آن ميدهند؛ دستگاه‌هاى تبليغاتى هم دارند، پول هم دارند، امكانات هم دارند، مزدور و آدم هم حتماً دارند. بنابراين يك بيم اين است كه اينها باز بيايند يك نظامهائى را خودشان درست كنند، يا يك نظامهاى الگوگرفته‌ى كامل از غرب روى كار بيايند. اين خطر بسيار بزرگى است براى همين كشورها، كه به اسم دموكراسى و به اسم آزادى و اين حرفها بيايند نظامهاى غربى را در اينجا حاكم كنند. و انواع و اقسام خطرهائى كه در اينجا وجود دارد.

 آن چيزى كه اينجا ميتواند به اين كشورها كمك كند، تفكر مردم‌سالارى دينى است. مردم‌سالارى دينى كه ابتكار امام بزرگوار ماست، ميتواند نسخه‌اى براى همه‌ى اين كشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دين برخاسته است.

 البته ممكن است فقهاى اهل سنت - چه فقهاى شافعى در مصر، چه مالكى‌ها در بعضى ديگر از كشورهاى آن منطقه، چه حنفى‌ها در بعضى از كشورهاى ديگر - معتقد به ولايت فقيه نباشند؛ خيلى خوب، ما نميخواهيم حتماً مبناى فقهى خودمان را به آنها عرضه كنيم يا اصرار بورزيم؛ اما مردم‌سالارى دينى ممكن است شكلهاى گوناگونى پيدا كند. بايد اين مبناى مردم‌سالارى دينى را ما براى اينها تبيين كنيم، تفهيم كنيم؛ مثل هديه‌اى در اختيارشان بگذاريم. مطمئناً اين مردم، مردم‌سالارى دينى را خواهند پسنديد. اين كارى است كه بر عهده‌ى ماست و بايستى انجام بگيرد تا دشمنان اين ملتها از خلأيى كه به وجود آمده، استفاده نكنند. اين خلأ را بايد به وسيله‌ى اسلام پر كنند.

اميدواريم خداوند متعال به ما توفيق بدهد، بتوانيم اولاً وظائفمان را بشناسيم، ثانياً ان‌شاءاللَّه به بهترين وجهى عمل كنيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) مفاتيح الجنان، تعقيب نماز ظهر
2) انفال: 63
3) انفال: 62
4) انفال: 9
5) قصص: 78
6) انعام: 116
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خيلى خوش آمديد آقايان محترم، برادران عزيز. اين ديدارِ شش ماه يك بار، علاوه بر جنبه‌هاى قانونى و موقعيتى، براى ما اين حسن را هم دارد كه دوستان و رفقا و اعزّه و برادران خوبمان را از نزديك زيارت ميكنيم؛ كه اين هم براى من مغتنم است.

خوشبختانه اين اجلاس شما در دنباله‌ى فضاى معنوى ماه رمضان اتفاق افتاد، كه خود اين حتماً بر فضاى اين جلسه حاكم بوده؛ و آنطورى كه از گزارشها برمى‌آمد و بنده هم قبلاً تا حدودى در جريان قرار گرفتم، نكاتى كه آقايان تذكر دادند، نكات خوب و مهمى بود؛ كه اينها همه نشانه‌ى رحمت الهى است و بايد خدا را شكر كرد.

ماه رمضانِ امسال با يك نگاه اجمالى كه انسان نگاه ميكند، باز هم بهتر و شيرين‌تر و باصفاتر از ماه رمضانهاى گذشته بود؛ و ما اين را بحمداللَّه هر سال احساس ميكنيم. جلسات تلاوت قرآن، كه گاهى در يك روز شايد هزار نفر يا بيشتر مى‌نشينند و تلاوتها را استماع ميكنند، اين نه در يك شهر، نه در دو شهر، در بسيارى از شهرهاى كشور تكرار ميشود. واقعاً انسان نميداند چطور خدا را شكر كند كه كشورِ دورافتاده‌ى از قرآن و تلاوت قرآن و انس با قرآن در دوران طاغوت، امروز اينجور آميخته باشد با آيات كريمه‌ى الهى. انسان مى‌بيند جوانهائى را، نوجوانهائى را كه آنجا نشسته‌اند و يك ساعت تلاوت ميكنند؛ چه تلاوت شيوائى؛ صحيح، دقيق، متوجه به معنا، و مردم هم گوش ميكنند. اگر در سطح كشور انسان ملاحظه كند، ميتوان گفت اين انس با قرآن و تلاوت قرآن در ماه مبارك رمضان، اعداد ميليونى دارد.

 همين طور، جلسات دعا. شما تصور بفرمائيد كه در شبهاى ماه رمضان و سحرهاى ماه رمضان، يك جمعيت ميليونى دارند دعاى ابوحمزه ميخوانند؛ چه آنهائى كه در جلسات حضور دارند، چه آنهائى كه از طريق تلويزيون و راديو اين دعا را ميشنوند و داخل منزل حال ميكنند، صفا ميكنند، اشك ميريزند؛ اينها چيزهاى كمى نيست؛ اينها نشانه‌هاى لطف الهى است.

 بعد نوبت ميرسد به حضور سياسى مردم در روز قدس. باز انسان دست قدرت الهى را مشاهده ميكند كه اينطور دلهاى مردم را جذب ميكند و مى‌آورد توى آن هواى گرم، با دهان روزه، وسط خيابانها؛ وفادارى خودشان را به انقلاب، به آرمانهاى انقلاب نشان ميدهند، فرياد ميكنند؛ پيرمرد مى‌آيد، بچه‌ى كوچك مى‌آيد، زنها مى‌آيند، مردها مى‌آيند.

 بعد نوبت ميرسد به روز عيد فطر و نمازهاى عيد. اين تضرع و دعائى كه در روز عيد فطر در سرتاسر كشور خوانده ميشود، مردم جمع ميشوند، دعا ميخوانند، تضرع ميكنند، از خداى متعال عالى‌ترين خواسته‌ها را درخواست ميكنند، با حالت توجه، با حالت تضرع، ما كِى اين چيزها را داشتيم؟ كِى در طول تاريخ - تاريخ قرنها، نه تاريخ سالها - كشور ما اينجور مشحون به آيات الهى و كلمات تضرع‌آميز در مقابل پروردگار و دعا و توجه و ذكر بوده؟ كِى اين همه مردم در اين وادى وارد ميشدند؟ براى كى مى‌آيند؟ به كى ميخواهند خودشان را نشان بدهند؟ جز اخلاص، جز ايمان، جز علاقه و عقيده‌ى به مبانى اسلامى، هيچ عامل و انگيزه‌ى ديگرى در اينجا قابل تصور نيست. خب، اينها همه‌اش موجبات رحمت الهى است؛ «اللّهمّ انّى اسئلك موجبات رحمتك».(1) اينها همان چيزهائى است كه باران فيض الهى را بر سر ما ميبارد.

 البته ما اشتباه ميكنيم؛ گاهى نميفهميم اين تفضل الهى را، نمى‌بينيم دست عطوفت الهى را در قضاياى مختلف كه بر سر ما گذاشته ميشود. گاهى هم از اين جهت اشتباه ميكنيم كه خيال ميكنيم مائيم كه داريم اين كارها را ميكنيم، در حالى كه ما نيستيم؛ «لو انفقت ما فى الارض جميعا ما الّفت بين قلوبهم و ليكنّ اللَّه الّف بينهم».(2) «قلب المؤمن بين اصبعى الرّحمن». كى اين مؤمنين را ميكِشد مى‌آورد توى اين ميدانها، اينجور اينها را متوجه به خدا ميكند؟ جز دست الهى، جز قدرت الهى، چيز ديگرى نيست. اينهاست كه ما را اميدوار ميكند.

 من نميخواهم فقط شرح ماوقع را عرض كنم - كه خب، اين ماوقع را همه داريم مى‌بينيم - من ميخواهم اين استنتاج را بكنم: «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛(3) خداى متعال تأييد خودش را در كنار نصرت به وسيله‌ى مؤمنين ميگذارد، كه على‌الظاهر مراد در اينجا نصرتهاى معنوى است؛ مثل همان «انّى ممدّكم بألف من الملائكة مردفين»(4) و امثال اينها. «هو الّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين»؛ مؤمنين هستند كه موجب نصرت ميشوند؛ مؤمنين هستند كه نظام را پابرجا نگه ميدارند؛ مؤمنين هستند كه در ميدانهاى مختلف، جاده را صاف ميكنند تا نظام اسلامى بتواند كارهاى بزرگى را انجام دهد. ما اينها را «انّما اوتيته على علم عندى»(5) نبايد تصور كنيم؛ خيال نكنيم ما هستيم داريم ميكنيم؛ اينها را خدا دارد ميكند. اين نكته‌ى اول؛ كه به نظر من مردم ما به توفيق الهى، به لطف پروردگار، مردم خوبى هستند؛ خوبى‌شان هم به وفادارى آنها به ايمان است، به رسوخ ايمان در دلهاست.

 شما ببينيد امروز وسائلى كه براى اغواى دل جوانها هست، چقدر است؛ قابل مقايسه‌ى با گذشته نيست. اين ماهواره‌ها، اين اينترنت‌ها، اين انواع و اقسام وسائل ارتباطات، اينها دلها را اغوا ميكند، جذب ميكند، از راه به در ميبرد، انگيزه‌هاى معنوى را در انسان سست ميكند، شهوات را در انسان بيدار ميكند. با وجود همه‌ى اينها، اين مجالسى كه اشاره شد و شما ديديد، اكثرشان همين جوانهايند. بعضى اوقات شايد ظواهرشان هم نشان نميدهد كه اينها دل در گرو محبت الهى دارند، اما دارند؛ مى‌آيند، با خدا حرف ميزنند، اشك ميريزند. اشك آنها مايه‌ى غبطه‌ى انسان است. انسان نگاه ميكند، مى‌بيند اين جوان آنجا نشسته، همين‌طور اشك بر روى چهره‌ى او جارى است. انسان به حال اينها غبطه ميخورد. اينها دلهاشان پاك است، اينها صافند، نزديك به خدايند؛ همين، مايه‌ى نصرت است؛ «هوالّذى ايّدك بنصره و بالمؤمنين».

 مطلبى كه من امروز ميخواهم عرض بكنم - كه ان‌شاءاللَّه سعى كنم كوتاه عرض بشود - اين است كه فقه سياسى در شيعه، سابقه‌اش از اولِ تدوين فقه است. يعنى حتّى قبل از آنكه فقه استدلالى در قرن سوم و چهارم تدوين بشود - در عهد روايات - فقه سياسى در مجموعه‌ى فقه شيعه حضور روشن و واضحى دارد؛ كه نمونه‌اش را شما در روايات مى‌بينيد. همين روايت «تحف‌العقول» كه انواع معاملات را چهار قسم ميكند، يك قسمش سياسات است - امّاالسّياسات - كه خب، در آنجا مطالبى را بيان ميكند. در اين روايت و روايات فراوان ديگر، شاخصها ذكر ميشود. اين روايت معروف صفوان جمّال: «كلّ شى‌ء منك حسن جميل الّا اكرائك الجمال من هذا الرّجل» و ديگر رواياتى كه فراوان است، از اين قبيل است. بعد كه نوبت به عصر تدوين فقه استدلالى ميرسد - دوران شيخ مفيد و بعد از ايشان - باز انسان مشاهده ميكند كه فقه سياسى در آنجا وجود دارد؛ در ابواب مختلف، آن چيزهائى كه مربوط به احكام سياست و اداره‌ى جامعه است، در اينها هست.

 بنابراين سابقه‌ى فقه سياسى در شيعه، سابقه‌ى عريقى است؛ ليكن يك چيز جديد است و آن، نظام‌سازى بر اساس اين فقه است؛ كه اين را امام بزرگوار ما انجام داد. قبل از ايشان كس ديگرى از اين ملتقطات فقهى در ابواب مختلف، يك نظام به وجود نياورده بود. اولْ كسى كه در مقام نظر و در مقام عمل - توأماً - يك نظام ايجاد كرد، امام بزرگوار ما بود؛ كه مردم‌سالارى دينى را مطرح كرد، مسئله‌ى ولايت فقيه را مطرح كرد. بر اساس اين مبنا، نظام اسلامى بر سر پا شد. اين، اولين تجربه هم هست. چنين تجربه‌اى را ما در تاريخ نداريم؛ نه در دوران صفويه داريم، نه در دوره‌هاى ديگر. اگرچه در دوران صفويه كسانى مثل «محقق كركى»ها وارد ميدان بودند، اما از اين نظام اسلامى و نظام فقهى در آنجا خبرى نيست؛ حداكثر اين است كه قضاوت به عهده‌ى يك ملائى، آن هم در حد محقق كركىِ با آن عظمت بوده است؛ ايشان ميشود رئيس قضات، تا مثلاً قضات را معين كند؛ بيش از اينها نيست؛ نظام حكومت و نظام سياسى جامعه بر مبناى فقه نيست. ايجاد نظام، كارى است كه امام بزرگوار ما انجام داد. همان طورى كه جناب آقاى مهدوى در نطقشان اشاره كردند - كه من اجمالاً اطلاع پيدا كردم - امام مسئله‌ى ولايت فقيه را در نجف استدلالى كردند و بحث كردند؛ بعد هم در مقام عمل، اين را پياده كردند و آوردند، شد يك نظام اسلامى. خب، اينجا دو تا مطلب وجود دارد كه ما بايد به اين دو مطلب توجه كنيم.

 يك مطلب اين است كه يك چالش بزرگى همواره بر سر راه حفظ هويت اين نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از اين هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بين وفادارى و حفظ خطوط اصلى - يعنى اصول و مبانى نظام - از يك طرف، و دستاوردهاى پيشرفت مادى و معنوى براى نظام از طرف ديگر. اين فكر گاهى اوقات پيش مى‌آيد؛ البته دليل هم دارد كه اين فكر پيش مى‌آيد؛ چون آن هدفهاى مترتب بر آن مبانى، اينجور نيست كه هدفهاى زودرسى باشد، كه حالا در ظرف ده سال و بيست سال حتماً اين هدفها تأمين شود؛ گاهى اوقات بايد نسلها بگذرد تا اين اهدافى كه بر مبناى آن اصول ترسيم شده است، تحقق پيدا كند. وقتى كه اين اهداف در ميان‌مدت يا در كوتاه‌مدت تحقق پيدا نكرد، اين وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان مى‌آيد كه نكند پايبندى ما به اين اصول است كه مانع ميشود ما به اين اهداف دست پيدا كنيم. اين يك چالش بسيار مهمى است.

 من مدتها قبل در يك صحبتى اشاره كردم كه يكى از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در اين قضيه. البته دوران ايشان، دوران كوتاهى بود - ده سال بيشتر طول نكشيد - اما در همين دوران، ايشان پايه‌ها را محكم چيد. يكى از كارهاى امام اين بود كه به خاطر مشكلاتى كه احياناً پيش مى‌آمد - چه در زمينه‌ى مسائل داخلى، چه در زمينه‌ى چالشهاى بين‌المللى - ايشان از مبانى و اصول كوتاه نيامد؛ يعنى صبر كرد. من تعبير كردم به صبر امام. صبر ايشان به اين معنا بود كه تحمل كرد. در برابر فشارهائى كه مى‌آمد، كه آقا اگر چنانچه اين حكم را نكنيد، اگر قضيه‌ى سلمان رشدى را مطرح نكنيد، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممكن است ما به اين موفقيتها دست پيدا كنيم، ايشان تسليم نشد؛ ايشان پافشارى كرد. اين چالش تا امروز هم وجود دارد.

 خب، عده‌اى ممكن است به اين فكر بيفتند كه پايبندى ما به اصول موجب شده است كه ما به اين اهداف دست پيدا نكنيم؛ ناكامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى يا در سطح مسائل بين‌المللى، ما را دچار مشكل كند. اين چالش مهمى است؛ با اين چالش بايد هوشيارانه برخورد كرد. نه، درست، عبارت است از اينكه ما هر دو هدف را به موازات يكديگر دنبال كنيم و بدانيم كه اين دو هدف با يكديگر سازگار است؛ يعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هويت نظام از يك طرف، و از طرف ديگر، دست يافتن به آن اهدافى كه نظام تعريف كرده است؛ چه اهداف مادى و پيشرفتهاى مادى و علمى و معيشتى و تمدنى و امثال اينها، و چه اهداف معنوى مثل استقرار عدالت و از اين قبيل چيزها. بايد بدانيم اينها سازگار است. و ما نميتوانيم به آن اهداف برسيم، مگر اينكه به اين اصول پابند باشيم. يعنى به خاطر اينكه مشكلاتى در رسيدن به آن هدفها پيش مى‌آيد، از اصول دست برنداريم، حالت قناعتِ حداقلى پيدا نكنيم؛ و بدانيم كه اگر ما از اصول دست برداشتيم، حتّى هويت نظام كه از بين خواهد رفت، به آن هدفها هم نميرسيم. ما در همين انقلابهاى گوناگون، نظائرش را ديديم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هيچ وجه به آنها كمك نكرد.

 اينكه ما بيائيم مسئله‌ى عقلانيت را مطرح كنيم و بگوئيم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، اين ما را به نتيجه نميرساند. من يادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جمله‌ى حرفهائى كه زده ميشد، اين بود كه بايستى ما انقلاب را سر عقل بياوريم! يعنى عقلانيت را به عنوان يك وسيله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پايه‌هاى اصلى صرف نظر كنند؛ اين نبايد انجام بگيرد. «و ان تطع اكثر من فى الارض يضلّوك عن سبيل‌اللَّه ان يتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا يخرصون».(6) نبايستى اصول را پامال كرد. البته اين كار مهمى است؛ پيچيدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان ترديدهائى پيش مى‌آيد. به عنوان يك اصل قطعىِ موضوعى، بايد اين را مسلّم گرفت كه پايبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.

 بر اساس اين، بايد دنبال پيشرفتها گشت. ما امتحان كرديم، ديديم كه ميشود اصول را حفظ كرد، به پيشرفتها هم رسيد. امروز كشور ما از لحاظ پيشرفت علمى، از لحاظ پيشرفت فناورى، از لحاظ آگاهى‌ها و پختگى‌هاى سياسى، از لحاظ پيدا كردن راه و رسم‌هاى گوناگون در نهادهاى مختلف - نهادهاى اقتصادى و غيره - با اوائل انقلاب قابل مقايسه نيست؛ ما خيلى جلو رفتيم، خيلى پيشرفته‌تريم؛ در عين حال اصول را هم حفظ كرديم. اگر جائى از اصول كوتاه گذاشته باشيم، بايد از آن توبه كنيم. از اصول نبايستى كم گذاشت. همچنين بايد بدانيم نصرت الهى هم بسته‌ى به همين است كه ما اين مبانى و اصول را حفظ كنيم. اين يك نكته.

 نكته‌ى دومى كه در اين زمينه عرض ميكنيم، اين است كه نظام‌سازى - كه گفتيم امام بزرگوار ما بر اساس مبانى فقهى، نظام‌سازى كرد - يك امر دفعى و يكباره نيست؛ معنايش اين نيست كه ما يك نظامى را بر اساس فقه كشف كرديم و استدلال كرديم و اين را گذاشتيم وسط، و اين تمام شد؛ نه، اينجورى نيست. نظام‌سازى يك امر جارى است؛ روزبه‌روز بايستى تكميل شود، تتميم شود. ممكن است يك جائى اشتباه كرده باشيم اما مهم اين است كه ما بر اساس اين اشتباه، خودمان را تصحيح كنيم، خودمان را اصلاح كنيم؛ اين جزو متمم نظام‌سازى است. نه اينكه گذشته را خراب كنيم. اينكه ما ميگوئيم نظام‌سازى جريان دارد، معنايش اين نيست كه هرچه را ساختيم و بنا كرديم، خراب كنيم؛ قانون اساسى‌مان را خراب كنيم، نظام حكومتى و دولتى‌مان را ضايع كنيم؛ نه، آنچه را كه ساختيم، حفظ كنيم، نواقصش را برطرف كنيم، آن را تكميل كنيم. اين كار، يك كار لازمى است.

 من تصورم اين است كه بُعد مهمى از قيد اطلاق كه امام منضم كردند به ولايت فقيه - كه در قانون اساسىِ اول قيد «مطلقه» نبود؛ اين را امام اضافه كردند - ناظر به همين است؛ يعنى انعطاف‌پذيرى. دستگاه ولايت - كه دستگاه عظيم ولايت، يعنى در واقع مجموعه‌ى آن دستگاه‌هاى تصميم‌ساز و تصميم‌گير كه در رأسش رهبرى قرار دارد؛ اما مجموعه، يك مجموعه است - بايد بتواند به طور دائم خودش را پيش ببرد، متحول كند؛ چون تحول جزو سنتهاى زندگى انسان و تاريخ بشرى است. ما اگر چنانچه خودمان تحول ايجاد نكنيم و پيش نرويم، تحول بر ما تحميل خواهد شد. تحول يعنى تكميل، پيش رفتن به سمت آنچه كه درست‌تر است، آنچه كه كاملتر است. يعنى آنچه را كه ساختيم، ببينيم نقصهايش كجاست، آن را برطرف كنيم؛ ببينيم كجا كم داريم، آن را اضافه كنيم. اين جريان بايستى ادامه پيدا كند.

 البته دشمنان، «ولايت مطلقه» را به معناى «استبداد» گرفته‌اند؛ يعنى ميل فقيه عادل به صورت دلبخواه. اين معنا در دلِ خودش يك تناقض دارد: اگر عادل است، نميتواند مستبد باشد؛ اگر مستبد است و بر اساس دلخواه عمل ميكند، پس عادل نيست. دشمنان، اين را ملتفت نميشوند و اين معنا را نميفهمند. اين نيست مسئله‌ى «ولايت مطلقه» كه فقيه هر كار دلش خواست، بكند؛ يك وقت يك چيزى به نظرش رسيد كه بايد اين كار انجام بگيرد، فوراً انجام دهد؛ قضيه اين نيست. قضيه اين است كه يك حالت انعطافى در دست كليددار اصلى نظام وجود دارد كه ميتواند در آنجائى كه لازم است، مسير را تصحيح و اصلاح كند، بنا را ترميم كند.

 البته در اينجا هم خطرى كه وجود دارد - كه بايد از اين خطر برحذر بود - اين است كه ما تصور كنيم اين انعطاف بايستى تحت تأثير فشارهاى بيرونى و تغييرِ در جهت انعطاف به قالبهاى غربى باشد. سر قضيه‌ى قصاص به ما اعتراض ميكنند و فشار مى‌آورند، سر قضيه‌ى ديه به ما فشار مى‌آورند، سر قضاياى گوناگون در مسائل مختلف به ما فشار مى‌آورند؛ لذا ما تسليم شويم؛ انعطاف به اين معنا باشد. نه، اين انحراف است؛ اين انعطاف نيست. بايد توجه كنيم، همان آيه‌ى شريفه‌ى «و ان تطع اكثر من فى الارض» اينجا هم جارى است. نبايد به خاطر اينكه راديوهاى بيگانه و تبليغات خصمانه و اتاقهاى فكر دشمن و كمربسته‌ى عليه نظام اسلامى، راجع به فلان حكم، راجع به فلان مبنا اعتراض ميكنند، فرياد ميكشند، ما بيائيم بگوئيم حالا تجديد نظر كنيم براى اينكه با دنيا هماهنگ شويم؛ نه، اين خطاست، اين انحراف است؛ به اين انحراف نبايد دچار شد.

 در عين حال مسائل جديدى وجود دارد. در زمينه‌ى اقتصاد، مسائل تازه‌اى وجود دارد. مثلاً ما بانكدارى اسلامى را به وجود آورده‌ايم. امروز مسائل تازه‌اى در زمينه‌ى پول و بانكدارى وجود دارد؛ اينها را بايستى حل كرد؛ بايد اينها را در بانكدارى اسلامى - بانكدارى بدون ربا - ديد. كى بايد اينها را انجام بدهد؟ فقه متكفل اين چيزهاست. البته من همين‌جا عرض بكنم كه نياز ما به كرسى‌هاى بحث آزاد فقهى در حوزه‌ى قم - كه مهمترين حوزه‌هاست - برآورده نشده است. من اين را الان اينجا عرض ميكنم - آقايانى هم از قم اينجا تشريف داريد - اين نياز برآورده نشده. در قم بايد درسهاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالشهائى را كه بر سر راه حكومت قرار ميگيرد و مسائل نو به نو را كه هى براى ما دارد پيش مى‌آيد، از لحاظ فقهى مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحثهاى متين فقهى انجام بگيرد؛ بعد اين بحثها مى‌آيد دست روشنفكران و نخبگان گوناگون دانشگاهى و غير دانشگاهى، اينها را به فرآورده‌هائى تبديل ميكنند كه براى افكار عموم، براى افكار دانشجويان، براى افكار ملتهاى ديگر قابل استفاده است. اين كار بايستى انجام بگيرد، ما اين را لازم داريم. محصول اين كاوشهاى عالمانه ميتواند در معرض استفاده‌ى ملتها و نخبگان ديگر كشورها هم قرار بگيرد.

 الان شما ملاحظه كنيد؛ تقريباً در مدت هشت ماه، در يكى از آرامترين و ساكت‌ترين نقاط عالم - يعنى شمال آفريقا و حول و حوش شمال آفريقا و جزيرةالعرب - چهار تا نظام سرنگون شده؛ يعنى چهار تا ديكتاتورِ چسبيده به صندلىِ متكى به غرب و متكى به آمريكا، زير و رو شدند: مصر، تونس، ليبى و يمن. خب، اين خيلى حادثه‌ى مهمى است. من عرض كرده‌ام، باز هم عرض ميكنم؛ ما واقعاً نميتوانيم الان ابعاد عظمت اين حادثه را درست ترسيم كنيم. خيلى كار بزرگى انجام گرفته است. خب، اينجا ملتها در معرض حوادثى هستند. يكى از اين حوادث - كه ان‌شاءاللَّه اين پيش بيايد - اين است كه نخبگان دينى ملتها بتوانند زمام امور اين ملتها را در دست بگيرند و راه درست را كه برخاسته‌ى از اسلام و برخاسته‌ى از شريعت و برخاسته‌ى از نيازهاى بومى و اقليمى باشد، براى مردم ترسيم كنند؛ اين بهترين راه است. اما چقدر احتمال دارد كه اين راه پيش بيايد؟ انسان دلش ميلرزد.

 يك احتمال ديگر اين است كه همان كسانى كه عواملشان از در بيرون رفته‌اند، دوباره از پنجره وارد شوند؛ همان كسانى كه در مقابل اسلام، در مقابل حركت ضد صهيونيستى ملت مصر، سى سال از يك ديكتاتورى حمايت كردند، باز زمينه‌ساز يك ديكتاتورى ديگرى بشوند. خب، اول كه ديكتاتور نميگويد من ديكتاتورم؛ يك شكلى به آن ميدهند؛ دستگاه‌هاى تبليغاتى هم دارند، پول هم دارند، امكانات هم دارند، مزدور و آدم هم حتماً دارند. بنابراين يك بيم اين است كه اينها باز بيايند يك نظامهائى را خودشان درست كنند، يا يك نظامهاى الگوگرفته‌ى كامل از غرب روى كار بيايند. اين خطر بسيار بزرگى است براى همين كشورها، كه به اسم دموكراسى و به اسم آزادى و اين حرفها بيايند نظامهاى غربى را در اينجا حاكم كنند. و انواع و اقسام خطرهائى كه در اينجا وجود دارد.

 آن چيزى كه اينجا ميتواند به اين كشورها كمك كند، تفكر مردم‌سالارى دينى است. مردم‌سالارى دينى كه ابتكار امام بزرگوار ماست، ميتواند نسخه‌اى براى همه‌ى اين كشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دين برخاسته است.

 البته ممكن است فقهاى اهل سنت - چه فقهاى شافعى در مصر، چه مالكى‌ها در بعضى ديگر از كشورهاى آن منطقه، چه حنفى‌ها در بعضى از كشورهاى ديگر - معتقد به ولايت فقيه نباشند؛ خيلى خوب، ما نميخواهيم حتماً مبناى فقهى خودمان را به آنها عرضه كنيم يا اصرار بورزيم؛ اما مردم‌سالارى دينى ممكن است شكلهاى گوناگونى پيدا كند. بايد اين مبناى مردم‌سالارى دينى را ما براى اينها تبيين كنيم، تفهيم كنيم؛ مثل هديه‌اى در اختيارشان بگذاريم. مطمئناً اين مردم، مردم‌سالارى دينى را خواهند پسنديد. اين كارى است كه بر عهده‌ى ماست و بايستى انجام بگيرد تا دشمنان اين ملتها از خلأيى كه به وجود آمده، استفاده نكنند. اين خلأ را بايد به وسيله‌ى اسلام پر كنند.

اميدواريم خداوند متعال به ما توفيق بدهد، بتوانيم اولاً وظائفمان را بشناسيم، ثانياً ان‌شاءاللَّه به بهترين وجهى عمل كنيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) مفاتيح الجنان، تعقيب نماز ظهر
2) انفال: 63
3) انفال: 62
4) انفال: 9
5) قصص: 78
6) انعام: 116

سيزدهمين همايش سزاسزی اساتيد بسيجی دانشگاههای كشور /مشهد مقدس

 

http://khabarfarsi.com/ext/1044883

http://www.iqna.ir/fa/photos_detail.php?goz_tas_id=24955

كتاب «نقشه‌ی نقش بر آب» منتشر شد

     كتاب «نقشه‌ی نقش بر آب» مروری بر بیانات حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مدظلّه‌العالی) رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره‌ی فتنه‌ی سال 88 منتشر شد.

     در این كتاب دیدگاههای معظم‌له با موضوع فتنه‌ی سال 88 در 5 محور، كه در طول بیش از 2 سال گذشته در دیدارها، سخرانی‌ها و خطبه‌های نماز جمعه بیان شده است، جمع‌آوری و با مقدمه‌ای از دكترمحمدحسین صفارهرندی در اختیار علاقه‌مندان قرار میگیرد. [متن كامل مقدمه كتاب را از اینجا بخوانید]
     «دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری»، «مواضع رهبری پس از انتخابات تا نماز جمعه 29  خرداد»، «حوادث پس از انتخابات»، «كسب بصیرت» و «جنگ نرم»، پنج فصل این كتاب 250 صفحه‌ای را تشكیل می‌دهند.
     علاقه‌مندان برای تهیه این كتاب، كه كه توسط مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی (دفترحفظ و نشر آثار  حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای) منتشر شده، میتوانند با شماره تلفن 66410649-021 تماس حاصل نمایند و یا به نشانی پست الكترونیك Book -at- khamenei.ir پیام ارسال نمایند.

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=17160

عید سعید فطر مبارک

چهار شنبه ٩ شهریور، روز اول شوال و عید سعید فطر

دفتر مقام معظم رهبری در اطلاعیه ای اعلام کرد فردا نهم شهریور ماه، روز اول شوال و عید سعید فطر است.
متن اطلاعیه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات ملت عزیز در ماه مبارک رمضان، به اطلاع عموم مردم شریف ایران می رساند، براساس گزارش های راصدان مورد وثوق و خبره که از نقاط مختلف کشور واصل شده است، رؤیت هلال ماه شوال المکرم در غروب سه شنبه ٨/شهریور/١٣٩٠ مطابق با ٢٩ رمضان المبارک ١٤٣٢ هجری قمری برای رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) محرز گردیده است، بنابراین فردا چهارشنبه نهم شهریور عید سعید فطر خواهد بود.
ضمن عرض تبریک این عید سعید به تمامی برادران و خواهران ایمانی و ملت مؤمن و بزرگوار ایران، نماز پرشکوه عید سعید فطر در سراسر کشور اقامه خواهد شد.
دفتر مقام معظم رهبری
٨/شهریور/١٣٩٠
 

عید سعید فطر مبارک -   (09/06/90)

 عید سعید فطر - 9شهریور 1390 برابر با اول شوال 1432 نماز عید سعید فطر - 9 شهریور 1390 برابر با اول شوال 1432

اتحاد و همدلی، تحرک و نشاط ضرورت اساسی کشور
ملت های منطقه مراقب مصادره پیروزی هایشان از سوی سلطه گران باشند
عید سعید فطر، امروز در پرتو انوار یکتاپرستی و ایمان مردم شریف این سرزمین، به همایش عظیم ایرانیان در حمد و ستایش پروردگار تبدیل شد و ملت مؤمن و موحد، در طلب عیدی، بهترین آرزوها و حاجات خود را از معبود کریم خویش مسئلت کرد.
در کانون این شور و نشاط ملی، مردم تهران، به شکرانه یک ماه روزه داری و عبادت نماز عید سعید فطر را با شکوهی مثال زدنی به امامت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای، در دانشگاه تهران و کیلومترها از خیابانهای اطراف اقامه کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه اول نماز با تبریک عید سعید فطر به ملت عزیز ایران و امت بزرگ اسلامی، تلاش مردم را برای حفظ دستاوردها و محصولات ماه مبارک رمضان، موجب استمرار برکات و توفیقات الهی در تمام طول سال خواندند و خاطرنشان کردند: حفظ دستاوردهای بزرگ رمضانی، همچون «تقوا، انس با قرآن، مناجات با خداوند و صفای نفسانی»، زندگی فردی و اجتماعی را به محیطی امن  و امان تبدیل می کند و مهربانی و عطوفت را در جامعه جاری می سازد.
رهبر انقلاب، حضور پرنشاط جوانان، مردان، زنان و گروههای مختلف اجتماعی با رویه ها و سلیقه های مختلف را در مراسم لیالی قدر و دیگر محافل نورانی ماه رمضان، نشانه لطف و رحمت پروردگار و جلوه هایی زیبا از چهره عمومی ملت ایران دانستند و افزودند: جامعه جوان و نسل با طراوت کشور، با تمرین تقوا و در پرتو علم و معرفت و بصیرت، در صراط مستقیم الهی در حال حرکت است و این حقیقت، مژده بزرگی برای آینده «کشور و امت اسلامی»، به شمار می رود.
ایشان در خطبه دوم نماز با تشکر صمیمانه از حضور ارزشمند و با شکوه ملت در راهپیمایی روز قدس افزودند: «بصیرت و همت عمومی» مردم، نعمت بزرگ الهی است که باید قدردان آن بود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حضور گسترده تر ملتهای مسلمان در راهپیمایی روز جهانی قدس خاطرنشان کردند: حوادث منطقه موجب شد که برخی ملتهای مسلمان دیگر هم در آزمایش روز قدس شرکت کنند و به این حرکت عظیم ضد استکباری بپیوندند.
رهبر انقلاب اسلامی، در بخش دیگری از خطبه های نماز عید سعید فطر، در تبیین ضرورتها و نیازهای امروز کشور، اتحاد و همدلی «قشرهای مختلف مردم، مردم با مسئولان و مسئولان با یکدیگر» را نیازی بزرگ و ضرورتی اساسی برشمردند.
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: به علت حوادث جاری در منطقه، مقطع مهمی از تاریخ جهان در حال شکل گیری است و ملت و مسئولان در این شرایط بسیار حساس، باید کاملاً هوشیار باشند و اجازه ندهند در این مقطع تعیین کننده تاریخ، اختلاف و کدورت، مانع از ایفای وظایف بزرگ ملت ایران و نظام اسلامی شود.
حضرت آیت الله خامنه ای، «احساس کار و تحرک و نشاط» را دومین ضرورت اساسی کشور خواندند و تأکید کردند: ایران، به کار و تحرک اقتصادی، علمی، اجتماعی و سیاسی نیاز دارد و هرکس در حیطه شغل و وظیفه خود، برای تأمین این نیاز اساسی تلاش کند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه سال جاری، ذات انتخابات را توأم با نوعی چالش خواندند و افزودند: انتخابات، تجلی حضور مردم، مظهر مردم سالاری دینی و ذخیره و پشتوانه امنیت کشور است و باید مراقب بود که این پشتوانه بزرگ، به چالشی برای امنیت کشور تبدیل نشود.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تجربه و درک عینی ملت ایران از تلاش دشمنان برای سوءاستفاده از انتخابات و ضربه زدن به امنیت کشور تأکید کردند: آحاد مردم، مسئولان مختلف، «منبرداران و فعالان سیاسی» و همه کسانی که می توانند با مردم حرف بزنند باید از انتخابات به عنوان نعمتی الهی پاسداری کنند و هوشیارانه، مراقب چالشهای ضد امنیتی و تلاشهای دشمنان باشند.
ایشان همچنین حوادث بزرگ ماههای اخیر دنیای اسلام را، نتیجه و نشان دهنده عظمت حضور مردم در صحنه دانستند و خاطرنشان کردند: سه دهه قبل، ملت ایران، عظمت و اقتدار ملتها را ثابت کرد و توانست در مسیر تاریخ منطقه و جهان تحول ایجاد کند و امروز دیگر ملتهای منطقه به میدان آمده اند و با حضور خود گره های ناگشودنی را باز می کنند.
رهبر انقلاب افزودند: چه کسی تصور می کرد عوامل امریکا و صهیونیست در منطقه، یکی پس از دیگری سقوط کنند اما دست قدرت ملتها، با تکبیر و یاد خدا، این بتها را پی در پی شکست و نشان داد امت اسلامی، دستی چنین مقتدر دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای، تحولات منطقه را آغاز راهی طولانی خواندند و با دعوت از ملتهای مصر، لیبی، تونس، یمن و بقیه ملتها برای هوشیاری در مقابل موج سواری و سوءاستفاده سلطه گران افزودند: در انقلاب اسلامی ملت ایران نیز، استکبار برای جبران منافع از دست رفته و مصادره انقلاب تلاشهای مختلفی کرد اما هوشیاری ملت و رهبری پیامبرگونه امام راحل عظیم الشأن، نگذاشت اهداف آنان تحقق یابد و ملتهای منطقه نیز امروز برای دستیابی به پیروزی نهایی به همین هوشیاری نیاز دارند.
ایشان با اشاره به قدرتهایی که برای مصادره تحولات لیبی تلاش می کنند افزودند: اینها، تا همین چندی قبل، هم¬دست ستمگران حاکم بر لیبی بودند اما امروز مدعی تحولات این کشور شده اند، که مردم لیبی باید در مقابل این سلطه گران، هوشیار و مراقب باشند.
رهبر انقلاب اسلامی با ابراز نگرانی شدید از وضع ملت بحرین افزودند: به این مردم مظلوم، ظلم و جفا می شود و به وعده های داده شده عمل نمی شود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته هر حرکتی که برای خدا باشد به طور قطع به پیروزی می رسد و این سنت الهی، در همه جا صادق است.
دعوت مردم و مسئولان به ادامه کمک به مردم قحطی زده سومالی آخرین نکته خطبه های حضرت آیت الله خامنه ای در عید سعید فطر بود.
ایشان اوضاع مردم سومالی را غصه ای بزرگ خواندند و با تشکر از کمکهای خوب مردم افزودند: مردم و مسئولان هرچه بیشتر به کمک مردم رنجدیده سومالی بشتابند.

http://www.leader.ir/langs/FA/index.php?p=contentShow&id=8532


عید سعید فطر مبارک

رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و اقشار مختلف مردم:

عظمت امت اسلام مستلزم بازگشت به قدرت اسلام، اتکا به خدا و شناخت توانایی های شگرف خود است

دیدار مسئولان و اقشار مختلف مردم 90/06/09دیدار مسئولان و اقشار مختلف مردم 90/06/09

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار جمعی از مسئولان و قشرهای مختلف مردم در حسینیه امام خمینی (ره)، بیداری اسلامی در منطقه را، بازگشت مسلمانان به هویت اصیل اسلامی خود دانستند و تأکید کردند: شکوه و عظمت امت اسلامی در بازگشت به قدرت اسلام و اتکال به خداوند متعال و شناخت توانائیهای شگرف خود است.
ایشان با تأکید بر اینکه بیداری اسلامی در منطقه و حضور مردم در صحنه برای به دست گرفتن سرنوشت خود، تجربه ای بسیار مهم و ارزشمند در تاریخ اسلام است، افزودند: حوادثی که امروز در مصر، تونس، یمن، لیبی، بحرین و برخی کشورهای دیگر در حال وقوع است، حوادثی تعیین کننده و سرنوشت ساز برای ملتهای مسلمان است.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: اگر اراده ملتهای اسلامی بر کسانی که سعی در مداخله در کشورهای اسلامی دارند، غلبه پیدا کند، کشورهای اسلامی تا مدتهای طولانی، حرکتی پیش رونده خواهند داشت.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اما اگر دنیای استکبار و سردمداران سلطه و صهیونیزم جهانی از جمله رژیم مستکبر و ظالم آمریکا، بتوانند بر این امواج سوار شوند و مدیریت صحنه را بدست بگیرند، قطعاً دنیای اسلام تا دهها سال دچار مشکلات بزرگ خواهد بود.
ایشان وظیفه امت اسلامی بویژه نخبگان سیاسی و فرهنگی دنیای اسلام را برای جلوگیری از بروز چنین اتفاق ناگواری، بسیار مهم و حساس خواندند و تأکید کردند: امروز، روز امتحان بزرگ کشورها و ملتهای اسلامی است زیرا ملتهای مسلمان به توانایی خود و قدرت شگرف و کارآئی آن، شناخت پیدا کرده اند.
رهبر انقلاب اسلامی، عملکرد ملت بزرگ ایران در سی سال گذشته را نمونه آشکاری از استقامت و بهره گیری از همه توان، در مسیر صراط مستقیم برشمردند و افزودند: اکنون نتایج این استقامت سی ساله آشکار شده و مقطع فعلی یکی از درخشان ترین مقاطع حیات تاریخی ملت ایران است.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: در این سی سال، نسلهای پی در پی، با یک هدف و انگیزه در مقابل فشارهای استکبار از جمله تحریم ها، و تهدیدهای نظامی، سیاسی و امنیتی ایستادگی کردند و امروز ملت ایران، ملتی عزیز، مقتدر، پیش رونده، امیدوار به آینده و دارای چشم انداز روشنی است.
در ابتدای این دیدار آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ضمن تبریک عید سعید فطر، تمرین اخلاص و عبودیت محض، تمرین محبت و گذشت و امید به آینده را سه درس بزرگ ماه رمضان بیان کرد و گفت عید فطر، عید حاکمیت ارزشهای الهی و عید ولایت، و عشق و امید است.
رئیس جمهور با اشاره به ظلم و جنایت مستکبران عالم به بشریت بویژه اصرار دولت آمریکای جنایتکار و صهیونیست های شقی برای تجاوز و کشتار در سرزمین فلسطین تاکید کرد وظیفه همه موحدان و مومنان ایستادگی بر آرمان آزادی فلسطین از چنگال صهیونیست های درنده خو، است تا به لطف خداوند، آزادی قدس، مقدمه حکومت صالحان و برقراری عدالت باشد.

http://www.leader.ir/langs/FA/index.php?p=contentShow&id=8533


حضرت آیت الله سید علی خامنه ای : عقب ماندن در کار فرهنگی به کشور لطمه خواهد زد

بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت - بیست و هفتم رمضان‌المبارك 1432 بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت-بیست و هفتم رمضان‌المبارك 1432  

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17106

تعیین مقدار و نحوه پرداخت زكات فطره

در آستانه‌ی حلول ماه شوال و فرارسیدن عید سعید فطر، سؤالاتی درباره‌ی تعیین مقدار زكات فطره، نحوه‌ی پرداخت آن و نیز برخی مسائل دیگر برای عزیزان روز‌ه‌دار مطرح می‌شود. صوتی كه می‌شنوید پاسخ‌های حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسین فلاح‌زاده، كارشناس مسائل فقهی به مهم‌ترین سؤالات درباره‌ی زكات فطره است.

این گفت‌وگو را از اینجا بشنوید.

سی روز، سی گفتار | بیست و نهم: وداع...

سه شنبه 90/06/08

پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌ای در نظر دارد در ایام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه گفتار و توصیه‌هایی اخلاقی از رهبر معظم انقلاب را منتشر كند. این رهنمودها تحت عنوان «سی روز، سی گفتار» و در سحرگاه ایام ماه مبارك بر روی خروجی سایت قرار خواهد گرفت. روز بیست و نهم: «وداع...»

«السّلام علیك یا شهر اللَّه الأكبر»؛ بدرود اى بزرگترین ماه خدا و اى جشن اولیاء خدا. «السّلام علیك یا أكرم مصحوب من الأوقات»؛ بدرود اى شریف‌ترین و عزیزترین مصاحب از وقت‌ها و زمان‌ها و اى بهترین ماه از لحاظ روزها و ساعت‌ها. «السّلام علیك من شهر قربت فیه الآمال»؛ بدرود اى ماهى كه آرزوها در آن به ما نزدیك شد؛ یعنى ما با تلاش خودمان، تلاش مضاعفان، به آمال و آرزوهاى حقیقى و انسانى خودمان نزدیك شدیم.

به همین ترتیب با این جملات و كلمات، امام سجاد این ماه مبارك را بدرود مى‌گوید و از لیلةالقدر و از دعا و از قرآن و از مغفرت در این ماه به گرمى و مشتاقانه حرف مى‌زند و بعد از خداى متعال درخواست مى‌كند كه: خدایا آنچه را كه در این ماه به ما رسیده، براى ما نگه دار؛ و آنچه را كه ما از این ماه به‌دست نیاوردیم، این محرومیت ما را به‌عنوان یك نقص، به‌عنوان یك ضعف، مورد ترحم خودت قرار بده و براى ما جبران كن. و بعد امام سجاد آرزو مى‌كند كه یك‌بار دیگر این ماه برگردد.

این یك نمونه از دعاهاى این ماه شریف بود كه در پایان این ماه از زبان سیدالساجدین و معلم دعا و ذكر و یاد، مقدارى از آن را معنا كردیم. من اعتقادم این است كه این دعاها با ترجمه‌هاى خوبى باید ترجمه بشود. كسانى كه قادر بر ترجمه خوب این دعاها هستند، منهاى تفصیل و تشریح و تفسیر و توضیح، خودِ دعا را با یك زبان گویا و روشن و شیوا كه تا حدى متناسب با بیانات خود امام سجاد باشد، ترجمه كنند و در اختیار فارسى‌زبان‌هایى كه عربى نمى‌دانند، بگذارند تا این‌ها در این دعاها تدبر كنند و ببینید كه چگونه مى‌شود با خدا حرف زد...

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  از دست ندهید!
این مایه تقوایى را كه در این ماه براى شما به‌دست آمد، قدر بدانید؛ این را حفظ كنید؛ این از دست مى‌رود. شما با حضورتان در مجامع بندگى خدا مثل مساجد، نمازها، پاى صحبت‌ها -بحمداللَّه جوّ غالب جامعه ما جوّ توجه و تذكر است؛ قرآن، دعا و مناجات است- و تنفس در این فضاى معنوى یقیناً مایه‌اى از تقوا را براى خودتان در این ماه تحصیل كرده‌اید. روزه كمك بسیار بزرگى بوده؛ این روزه بسیار چیز قیمتى و ارزشمندى است. لازم نیست خودِ انسان مثل این‌كه وزنش را مى‌رود امتحان مى‌كند كه چقدر كم یا زیاد شده، بتواند درست بفهمد كه چقدر آن معنویت و صفا برایش پیدا شده -البته اگر انسان به اعمال و رفتار با آن قلب خاضع و متذكر خودش توجه كند، آثار این عبادات را مى‌بیند و حس مى‌كند- اما آن‌طور هم نیست كه خیلى محسوس باشد، لكن بدانید یك مقدار صفا، معنویت، لطف در شما پیدا شده؛ این را نگهش دارید. نگه داشتن آن در درجه اول به این است كه تا آن‌جایى كه مى‌توانید سعى كنید گناه نكنید.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  غفلت از گناه
یكى از مشكلات ما این است كه گناه‌هاى خودمان را نمى‌شناسیم. آن كسى كه مثلاً به غیبت كردن عادت كرده، توجه ندارد كه یك گناهى را به‌طور مرتب انجام مى‌دهد؛ آن كسى كه به دروغ‌گویى عادت كرده، با این گناه انس گرفته و توجه ندارد؛ آن كسى كه عادت كرده به ایذاء مردم و با زبان و با عمل و با رفتار و با كردار خودش افرادى را كه دم چَك او هستند اذیت مى‌كند، توجه ندارد به این گناه و به آن عادت كرده؛ آن كسى كه به شهوات گوناگون جنسى، از طریق چشم و از طرق گوناگون دیگر عادت كرده، توجه ندارد كه دچار چنین بلیه و گناهى است؛ آن كسى كه عادت كرده به حیف و میل بیت‌المال یا اموال مردم، توجه ندارد كه چه گناه بزرگى مرتكب مى‌شود؛ نه این‌كه نمى‌داند؛ یعنى غفلت در انسان یك انس به‌وجود مى‌آورد و انسان انس مى‌گیرد. اول متوجه نیست كه گناه كرده و دارد گناه مى‌كند؛ وقتى هم متوجه بشود، گناه خودش به نظرش كوچك مى‌آید. وقتى انسان با گناهى انس گرفت، آن گناه به چشم انسان كوچك مى‌آید و این خودش یك گناه است؛ یعنى آن گناهى كه از كبائر محسوب مى‌شود، این است كه انسان تخلف و معصیت خودش از امر الهى را كوچك بداند و بگوید این گناه كه من انجام مى‌دهم، چیزى نیست؛ خودِ این یك گناه است.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  گناه اختصاصی!
ما اگر بخواهیم گناه نكنیم، اول باید گناه خودمان را بشناسیم؛ و این به‌وسیله خود ما ممكن است، دیگران گناه ما را نمى‌دانند. خود ما باید در كار خودمان دقت كنیم؛ در رفتار شبانه‌روزى‌مان دقت كنیم. هر كسى یك گناهى دارد؛ ممكن است بنده یك گناهى بكنم كه از دست شما اصلاً برنیاید؛ شما یك گناه بكنید كه آن برادر دیگرتان به آن گناه راهى نداشته باشد. غیر از گناه‌هاى مشترك كه همه انسان‌ها در آن گناه‌ها به‌خاطر وسوسه‌هاى نفسانى غالباً شریكند -كم و زیادش متفاوت است- بعضى گناه‌ها اختصاصى است. گاهى یك انسان كم‌كارى‌اش یك گناه است، یك انسان دیگر نه؛ مثلاً فرض كنید یك نفر براى خودش كار مى‌كند؛ تجارت مى‌كند؛ كارگرى مى‌كند؛ این شخص اگر چنانچه كم‌كارى كرد، حالا ممكن است در وضع نیاز جامعه آن هم یك گناه باشد، اما بالاخره یك گناه كوچك و محدود است؛ اما یك نفر یك كار حساس را براى جامعه انجام مى‌دهد كه كم‌كارى او ضربات جبران‌ناپذیرى مى‌زند؛ این یك گناه بزرگ است. یك نفر با مسائل مالى كلان سر و كار دارد كه بى‌توجهى او به مسائل مالى یك گناه است؛ در حالى كه دیگرى كه با آن مسائل با آن عظمت و با آن ابعاد سر و كار ندارد، بى‌توجهى او به مسائل مالى به این بزرگى نیست؛ یك نفر رفتار و روش و اخلاق و كردارش، درس و الگو براى جامعه است؛ مثل ما عمامه‌اى‌ها كه رفتارمان از نظر مردم به‌صورت یك ملاك و معیار شناخته مى‌شود یا برادرانى كه لباس‌هاى مقدس انقلابى را به تن دارند -غالب این یونیفرم‌هایى كه در جامعه ماست، لباس‌هاى مقدس انقلابى است؛ مخصوصاً آن‌هایى كه از انقلاب جوشیده مثل برادران پاسدارِ سپاه. البته بقیه یونیفرم‌پوش‌ها هم همین‌طورند. نیروهاى ارتش و انتظامىِ امروز كه نظام، نظام اسلامى است، این‌ها هم لباسشان لباس مقدسى است- بایستى به كارهایشان بیشتر توجه كنند و بیشتر اهمیت دهند؛ چرا؟ چون از نظر دیگران الگو هستند. مسؤولان مملكتى در هر سطحى، از دیگران وظیفه بیشترى دارند.

شما برادران یا خواهرانى كه در بخش‌هاى گوناگون دستگاه‌هاى دولتى كار مى‌كنید یا خواهرانى كه همسر مسؤولان و موظفان و مأموران عالى‌رتبه نظام جمهورى اسلامى هستند، وظیفه‌شان سنگین‌تر است؛ چون شما گناهان اختصاصی‌اى دارید كه اگر دیگرى آن‌ها را مرتكب شود، آن‌قدر اهمیت ندارد كه شماها انجام دهید. پس ببینید مهم این است كه ما گناهمان را بشناسیم؛ گاهى گناه خودمان را نمى‌شناسیم. البته «المؤمن مرآت المؤمن»؛ یك برادر مى‌تواند گناه‌هاى یك برادر دیگر را اگر دید، به او بگوید؛ منتها نه به‌صورت آبروریزى و ایذاء، بلكه به شكل لطیفى به او بفهماند و او را متوجه و متذكر بكند و این هم خیلى خوب است كه بتواند خودش را اصلاح كند. خلاصه حفظ مایه تقوا و آن صفا و معنویت در درجه اول به ترك گناه است. كوشش كنیم گناه را ترك كنیم و از خودمان مواظبت كنیم كه گناه نكنیم.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif  نیاز نظام
امروز جامعه و نظام ما به انسان‌هاى پاك، نیرومند و بااستقامتى كه دل‌هایشان از معرفت الهى استوار و سیراب شده و گناه در روحیه آن‌ها تزلزل و رخنه‌اى ایجاد نكرده، نیاز دارد. همان‌طور كه مى‌دانید دنیاى كفر و استكبار، ما را كه یك جامعه اسلامى و انقلابى هستیم، تهدید مى‌كند. این تهدید خشك و خالى هم نیست و اگر دستش برسد و اگر بتواند و برایش مقرون به صرفه باشد، تهدیدش را عملى هم مى‌كند؛ منتها حُسن كار این است كه تضادهاى جهانى و مشكلات بزرگ و مسائلى كه امروز ابرقدرت‌ها دارند، این میدان و این امكان را به آن‌ها نمى‌دهد كه بخواهند تهدیدشان را عملى كنند؛ خودشان مشكلاتى چندین برابر بزرگتر دارند. ولى خب اگر بتوانند ضربه را وارد مى‌كنند. در چنین میدانى كه ما باید هوشیار و قوى باشیم، نیازمند انسان‌هاى مؤمن، هوشیار، آگاه، خالص و صمیمى هستیم. و اگر بتوانیم، یك نسل خودمان -همین نسل موجود- را با اخلاق و تربیت اسلامى آمیخته كنیم، یقیناً حركت آینده نسل‌هاى ما بر این روال و به این سمت خواهد بود و دیگران هم از ما یاد خواهند گرفت.
سخنرانى در روز 29 ماه مبارك رمضان‌؛ 7/3/1366

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17108

دعاي روز بيست و نهم ماه مبارك رمضان - سه شنبه 08/06/90

سه شنبه 90/06/08

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.


خدایا بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزى كن مرا در آن توفیق و خوددارى و پاك كن دلم را از تیرگیها و گرفتگى‌هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

ستاد استهلال دفترمقام معظم رهبری

عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري گفت: از نظر نجومي در قابل رويت بودن هلال در غروب سه‌شنبه ترديدي وجود ندارد و چهارشنبه مي‌تواند اول ماه شوال و عيد فطر باشد اما از نظر شرعي اثبات شرعي اول ماه با حكم مقام معظم رهبري و ولي فقيه، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي خواهد بود.

عليرضا بوژمهراني در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار كرد: استهلال براي ماه قمري در غروب روز بيست و نهم ماه قمري انجام مي‌شود و مقارنه ماه و خورشيد براي هلال شوال در صبح روز دوشنبه هفتم شهريورماه كه امروز باشد به وقت رسمي ايران حدود ساعت 7:34 بامداد روي داده است، منتهي در غروب روز دوشنبه هلال ماه در ايران تحت هيچ شرايطي قابل رويت نيست.

وي افزود: در كشورهاي ديگر اسلامي نيز همين‌طور است. يعني در غروب روز دوشنبه در هيچ كشور اسلامي هلال ماه شوال چه با چشم عادي و چه با چشم مسلح قابل رويت نخواهد بود و علت اين‌كه كشورهاي همجوار ما فردا را به عنون روز عيد فطر اعلام كرده‌اند يا اعلام خواهند كرد اين است كه امروز، روز سي‌ام ماه رمضان آنها است و ماه قمري هم نمي‌تواند بيش از سي روز باشد. به همين خاطر فردا را به عنوان اول شوال و عيد فطر اعلام كرده‌اند و اين اعلام اصلا ربطي به رويت‌پذيري هلال ندارد.

اين عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري اظهار كرد: در ايران سه‌شنبه هشتم شهريور، بيست و نهم ماه رمضان است و روزي است كه انشاءالله براي رصد هلال عيد اقدام خواهد شد.

مهراني گفت: گروه‌هاي استهلال وابسته به ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري كه بيش از150 گروه هستند از بعدازظهر فردا كار خود را آغاز مي‌كنند و پيش‌بيني ما اين است كه هلال ماه در غروب سه‌شنبه در تمام ايران با چشم مسلح قابل رويت است و اگر شرايط جوي اجازه دهد و هوا ابر نداشته باشد و گرد و غبار نداشته باشيم حتي مي‌توان هلال را در ايران با چشم عادي هم مشاهده كرد وهرچه از شمال ايران به سمت جنوب حركت كنيم امكان رويت با چشم عادي بيشتر فراهم مي‌شود.

عضو ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبري گفت: بنابراين از نظر نجومي در قابل رويت بودن هلال در غروب سه‌شنبه ترديدي اصلا وجود ندارد و چهارشنبه مي‌تواند اول ماه شوال و عيد فطر باشد اما از نظر شرعي اثبات شرعي اول ماه با حكم مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و ولي فقيه خواهد بود.

مهراني اظهار كرد: در ستاد استهلال فردا بعدازظهر كارشناساني حضور خواهند داشت و گزارش‌هاي استهلال كه از سرتاسر كشور مي‌رسد توسط آنان مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد و تمام تلاش ما اين است كه در كوتاه‌ترين زمان بعد از غروب خورشيد گزارش نهايي آماده شود و خدمت مقام معظم رهبري براي اتخاذ تصميم تقديم شود.

مهراني در پاسخ به اين سوال كه برخي اين سوال را مطرح مي‌كنند كه در حال حاضر نرم‌افزارهايي وجود دارد كه در آنها رفتار كرات مختلف در طول ساليان بسيار قابل اتخاذ است و در آنها با محاسبات پيچيده‌اي به ارايه‌ي موقعيت هريك از آنها پرداخته شده است. پس ديگر چه نيازي به استهلال است، گفت: اين بحث در حوزه‌ي فقه و توسط متخصصان اين حوزه بايد پاسخ داده شود منتهي من در حد اطلاعات خود بايد بگويم آن‌چه كه در شريعت بر آن تاكيد شده است رويت هلال است و اين عمل بايد توسط يك راصد انجام شود و كار ارتباطي با محاسبه ندارد و تمامي فقهاي شيعه بدون استثناء قائل به اين هستند كه هلال ماه حتما بايد رويت شود و از طريق محاسبه و پيش‌بيني يا پيش‌گويي اول ماه اثبات نمي‌شود.

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1836888&Lang=P

دومین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس مهرماه برگزار می شود  

 

دومین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس مهرماه سال جاری در مشهد مقدس برگزار می شود.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني مجلس ايثارگران به نقل از خبرگزاري حیات ، نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس با مشارکت سازمان حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه و بسیج، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سپاه استان خراسان رضوی، مهرماه سال جاری در مشهد مقدس برگزار می شود.
ناشرانی که حداقل 10 عنوان اثر با موضوعات ادبیات پایداری و مقاومت، دفاع مقدس و جنگ تحمیلی به چاپ رسانده اند، می توانند در این نمایشگاه شرکت کنند.

آشنایی هرچه بهتر و بیشتر فعالان حوزه دفاع مقدس با منشورات این عرصه، آشنایی نویسندگان و فعالان این عرصه با امکانات موجود و نیازهای مخاطبان، ارزیابی عملکرد ناشران دفاع مقدس در گذشته و ترسیم مسیر آینده و تهیه و تنظیم سند چشم انداز در حوزه نشر دفاع مقدس، تبادل نظر و آسیب شناسی نشر دفاع مقدس، تلاش در جهت شکل گیری یک حوزه قوی و اثرگذار مقابل جنگ نرم و تحریف دفاع مقدس، تقویت حوزه نشر به خصوص ناشران خصوصی در جهت فروش بیشتر محصولات، آشنایی ناشران با توزیع هرچه بهتر و ایجاد شبکه های توزیع، تعامل ناشران با فعالان این حوزه به منظور بهبود کمی و کیفی آثار، برگزاری نشست های فرهنگی پیرامون چالش های موجود در مقابل این عرصه، ترویج فرهنگ ایثار و شهادت توسط آثار مکتوب، ترویج فرهنگ کتابخوانی دفاع مقدس در سطح ملی از مهمترین اهداف برگزاری این دور از نمایشگاه است.

علاقه مندان می توانند برای شرکت در دومین نمایشگاه ملی کتاب دفاع مقدس با مراجعه به آدرس www.zmnf.fatehan.ir فرم های مربوطه را تکمیل و تا 20 شهریورماه ارسال دارند.

http://www.majless.isaar.ir/DesktopModules/News/NewsView.aspx?TabID=7445&Site=mashverati&Lang=fa-IR&ItemID=65127&mid=20494&wVersion=Staging

بزرگترین طرح فراخوان آثارمربوط به جریان فتنه

 
 
 
  BLOGFA.COM