مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی از اساتید دانشگاه در مسیر پیشرفت علمی
مسائل علمی:
كارِ همراه با آگاهی و بصیرت در زمینه دیپلماسی علمی
توجه داشته باشيد كه طرف مقابل[جبههی دشمن] روى اين نكته بخصوص توجه دارد، روى اين نكته برنامهريزى ميكنند. بر روى همين نقطهى «ديپلماسى علمى» برنامهريزى ميكنند و اهداف خودشان را دنبال ميكنند. اگر با توجه، با آگاهى، با بصيرت، كار انجام بگيرد، ما كاملاً موافق هستيم. از پيشرفت علمى ما هم راضى نيستند. بخشى از اين كارهائى كه امروز در زمينهى تحريم و امثال اينها مشاهده ميكنيد، مربوط به همين است كه نميخواهند جامعهى ايرانى به اين اقتدار درونزا دست پيدا كند؛ كه اقتدار علمى، يك اقتدار درونزا است. ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
گره زدن تحقیقات دانشگاهی با صنعت و تجارت
بايد اصرار بر نوآورى علمى در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار بر قرار گرفتن پيشرفتهاى علمى در خدمت نيازهاى كشور، كه يكى از جهتگيرىها و معيارهاى اساسى اين است. بالاخره ظرفيتها محدود است - هم ظرفيتهاى انسانى، هم ظرفيتهاى مالى و مادى - حتماً بايد توجه شود كه كار علمى ما در جهت نياز كشور باشد. ما نيازهاى گوناگونى داريم كه دانشگاه ميتواند به اين نيازها پاسخ دهد، اين خلأها را پر كند...
ما در زمينههاى اقتصادى، در زمينههاى فرهنگى، در زمينههاى سياسى، در زمينههاى مديريتى ميتوانيم اين خلأهائى را كه وجود دارد، پر كنيم؛ دانشگاهها ميتوانند موضوعات پژوهشى را در دستور كار قرار دهند و اين خلأها را پر كنند. بنابراين يكى از معيارها و ضابطهها بايد اين باشد كه كار علمى در خدمت نيازهاى كشور قرار بگيرد.
اصرار بر گرهخوردن تحقيقات دانشگاهى با صنعت و تجارت؛ اين حرفى است كه ما ده دوازده سال آن را تكرار كرديم، به دولتها هم گفتيم، به دانشگاهها هم گفتيم؛ البته تا حدود زيادى هم تحقق پيدا كرده، اما به طور كامل نه. اين موضوع، هم براى دانشگاهها مفيد است، هم براى صنعت ما، و همچنين براى تجارت ما، و همچنين براى كشاورزى ما. ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
درگیر شدن همه ظرفيت دانشگاهى در بحث پيشرفت علم
بخش مهمى از ظرفيت دانشگاهى كشور ما هنوز درگير پيشرفت علمى نيستند. همهى ظرفيت دانشگاهى بايد درگير بحث پيشرفت علم بشود. دانشگاههاى گوناگون، اساتيد در همه جا، دانشجوها - بخصوص دانشجوهاى نخبه و خوشفكر كه در بينشان نابغه هم پيدا ميشوند - همه بايد درگير پيشرفت علم باشند. ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
وارد شدن به ميدان نوآورى علمى
فرهنگ نوآورى در دانشگاه بايد گسترش پيدا كند. همهى اين ظرفيت چند ميليونى استاد و دانشجوى ما بايد وارد ميدان نوآورى علمى بشوند؛ اين بايد بشود فرهنگ. دانشجوى ما از اول بايد به فكر فراگرفتن براى توليد كردن دانش باشد، نه فراگرفتن براى تقليد كردن و همين طور يك چيزى را پذيرفتن كه ديگر قابل تغيير هم نيست. ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
معطوف شدن تولید مقالات علمی به نیازهای كشور
بايد جورى باشد كه مقالات علمى ما متوجه به نيازهاى كشور باشد. اينجا يك آمارى را از مقالات علمى در زمينهى بهداشت و سلامت دادند. در كل مسائل علمى كشور، مقالاتى كه نوشته ميشود، نود درصد آنها بايد ناظر باشد به مسائل داخلى كشور و نيازهاى كشور. نود درصد پاياننامهها بايد متوجه به حل مشكلات كشور باشد. ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
جلوگیری از تشكیل حلقههای بسته در فضای تدریس دانشگاهی
من طرفدار اين نيستم كه در عالم تدريس، حلقههاى بستهاى درست شود كه جوانهائى كه فرزندان آن اساتيد هستند و ميخواهند وارد ميدان شوند، راهى به آنها داده نشود؛ نه، بايستى از تشكيل حلقههاى بسته در سطوح هيئت علمى و آموزشى مانع شد؛ بايد اجازه داد جوانها بيايند. اما اساتيد پيشكسوت، اساتيد باتجربه، سابقهدار در رشتههاى مختلف، از ذخائر نظام هستند؛ از اينها بايد حداكثرِ استفاده بشود. ۱۳۸۷/۰۷/۰۳
تحرك، مطالعه و توجه به اطلاعات و نشریات علمی
هرگونه تدريسى كه در يك كلاس، ناشى از بىحوصلگى، ناشى از كموقتى، ناشى از بىاهتمامى و بىاعتنايى به درس، بىاعتنايى به دانشجو، بىاعتنايى به وقت و ساعت انجام بگيرد، مناسب شأن دانشگاه امروزِ كشور ما نيست. من تأييد مىكنم كه ما بايستى اساتيد استخواندار و قديمىِ قوى و باارزش را با اصرار در دانشگاه حفظ كنيم - كه دوستان اشاره كردند - در كنار اين مؤكداً عرض مىكنم كه بايستى از اساتيد جوان و پرانگيزه هم استفاده بشود و وارد بشوند. ما نبايد در هيچ بخشى دچار كمبود استاد و خلاء استاد باشيم. امروز راه هم براى اين باز است. خوشبختانه دانشجوهايى كه دورههاى تكميلى را مىگذرانند، رتبههاى خوبى دارند، رتبههاى بالايى دارند و استعدادهاى خوبى دارند، مىتوانند در تدريس دانشگاهها نقش ايفا كنند. بخشنامهها و دستورالعملهاى قديمى، آيهى قرآن نيست كه نشود آن را عوض كرد. به موقعيتها نگاه كنيد و دانشگاه را از لحاظ تدريس به يك ميدان پرتحرك تبديل كنيد؛ با تعامل دانشجو با استاد، تحرك استاد، مطالعهى استاد، دسترسى استاد به مراكز علمى و اطلاعات علمى و نشريات علمى - كه امروز خوشبختانه با رواج اينترنت و چيزهاى ديگر، خيلى از گذشته آسانتر شده - دانشگاه را به يك مجلس عمومىِ دائماً در حال مباحثه و در حال كار تبديل كنيد؛ دانشجو را رشد بدهيد و تربيت كنيد. ۱۳۸۶/۰۲/۲۵
هدایت دانشجویان به سوی فضای نوآوری علمی
دربارهى بحث توليد علم و مسألهى جنبش نرمافزارى - كه ما مطرح كرديم - مراكز تحقيقى جواب دادند، دانشگاهها هم در سطوح محققين و اساتيد جواب دادند و از اين جهت بنده حقيقتاً خشنودم؛ منتها در سطح دانشجويان و جوانان اين معنا جدى گرفته نشده و تحقق پيدا نكرده؛ در حالى كه از استعداد جوان و نيروى جوان، خيلى بايد استفاده كرد. اين كار، كار اساتيد است. بخصوص دانشجويان دورههاى تكميلى، اگر بوسيلهى استاد راهنمايى بشوند، مىتوانند حقيقتاً در نوآورى علمى، همان اساتيد خودشان را در مواردى پشت سر بگذارند. گاهى استاد، شاگردى را راهنمايى مىكند و دستگيرىِ علمى مىكند و آن شاگرد با دستگيرىِ استاد، از خود استاد جلوتر مىرود؛ از اين قبيل موارد زياد اتفاق افتاده است. اين را بايستى تحقق بخشيد. ۱۳۸۶/۰۲/۲۵
توجه به كارگاههای آموزشی و اردوهای علمی
يك مسأله هم در مورد رشد دادن به دانشجوها - كه اشاره كردم - كارهايى است كه به عهدهى اساتيد و به عهدهى مديريتهاست؛ اينجا مخاطب فقط اساتيد نيستند؛ مديريتها هم هستند. اين كارها را واقعاً در برنامه بگذاريد: مثل كارگاههاى آموزشى؛ مثل اردوهاى علمى؛ مثل جايزه به نوآورىها؛ مثل مطالبهى دستگاه صنعت از محقق جوانى كه در دانشگاه دارد يك كارى را انجام مىدهد.. ۱۳۸۶/۰۲/۲۵
اهتمام جدی به شاگردپروری
اساتيد بايد يكى از اهتمامهايشان شاگردپرورى باشد. ارزش استاد، اعتبار استاد در بيرون، به شاگردانِ اوست. در حوزههاى علميهى ما هم همينطور است. آن استاد، آن فقيه يا اصولى يا حكيمى ارزش بيشترى در چشمها دارد كه آثار وجودى او به شكل شاگردان و تلامذهى برجستهى او، خودش را نشان بدهد. شاگردپرورى كنيد. اين افرادى كه مىآيند در كلاسهاى درس شما - چه در دورههاى كارشناسى، چه در دورههاى تحصيلات تكميلى - مىنشينند و شما با اينها به عنوان استاد مواجه ميشويد، اينها را نبايد به حساب يك مستمعِ يك سخنرانى، يك منبر به حساب آورد؛ نه، بايد مثل مصنوعى كه اينها را ميخواهيد با دست خودتان بسازيد، با اينها برخورد كنيد. البته استعدادها يكسان نيست، شوقها يكسان نيست، زمينهها و فضاهاى گوناگون يكسان نيست؛ اما اين هدف براى اساتيد، به نظر من يك هدف جدى بايد باشد. نگاه كنيد ببينيد چقدر شاگرد پرورش داديد. شاگرد فقط آن كسى نيست كه سر كلاس حاضر ميشود؛ آنى است كه به وسيلهى شما ساخته ميشود و تحويل داده ميشود به دنياى علم به عنوان يك نيروى كارآمد و علمى. ۱۳۸۶/۰۷/۰۹
جدی گرفتن مسئله تحقیق
تحقيق، منبع تغذيهى آموزش است. ما اگر تحقيق را جدى نگيريم، باز سالهاى متمادى بايستى چشم به منابع خارجى بدوزيم و منتظر بمانيم كه يك نفر در يك گوشهى دنيا تحقيقى بكند و ما از او يا از آثار تأليفى بر اساس تحقيق او استفاده كنيم و اينجا آموزش بدهيم. اين نميشود؛ اين وابستگى است؛ اين همان ترجمهگرائى و عدم استقلال شخصيت علمى براى يك كشور و براى يك مجموعهى دانشگاهى است. دانشگاه يك كشور، محيط علمى يك كشور ضمن اينكه ارتباطات علمى خودش را با دنيا حفظ ميكند، از تبادل علمى، از گرفتن علمى هيچ ابائى ندارد. من بارها گفتهام كه ما از شاگردى ننگمان نميكند كه شاگردى كنيم؛ استاد پيدا بشود، ما پيش او شاگردى ميكنيم؛ اما از اين ننگمان ميشود كه هميشه و در همهى موارد شاگرد باقى بمانيم؛ اين كه نميشود. براى يك مجموعهى علمى، اين مايهى منقصت است كه در پژوهش و تحقيق كه منشأ و منبع رويش علمى است، ضعيف باشد؛ بايد بتواند از لحاظ علمى متكى به خود باشد. البته از ديگران هم استفاده كند، با دنيا هم تبادل كند، آن وقت در اين صورت جايگاه شايستهى خودش را هم در تبادلهاى علمى در دنيا پيدا خواهد كرد؛ وقتى متكى است به دانش و تحقيق و كاركرد علمىِ خود. اين در دنيا و در مبادلات علمى هم تأثير خودش را ميگذارد. اين هم تأكيد چندباره دربارهى تحقيق. ۱۳۸۶/۰۷/۰۹
شجاعت علمی داشتن و پرهیز از كار تقلیدی در همه بخشها
آنچه كه اساتيد ما براى پيشرفت علم، وجههى همت خودشان بايد قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمى» در همهى بخشهاست؛ هم در بخشهاى علوم انسانى، هم در بخشهاى علوم تجربى، هم در بخشهاى نزديك به عمل و فناورى، و هم در بخشهاى علوم پايه. نظريه را دنبال كنند، توليد كنند، خلق كنند، ابداع كنند، نقد كنند؛ چشمبسته و تقليدى نبايد كار را دنبال كرد. مشكل ما در گذشته هميشه اين بوده كه در زمينههاى مختلف - در همهى زمينههاى علمى - چشمبسته و تقليدى نگاه كرديم كه ببينيم غربيها چه ميگويند. درست است كه غربيها حداقل دو قرن، دو قرن و نيم از ما در حركت علمى جلوتر بودند و به مناطق خيلى عجيب و باورنكردنىاى هم رسيدند؛ در اين ترديدى نيست. ما هم عقب مانديم؛ با همهى افتخارات گذشتهمان، به خاطر تنبليها و سوءسياستها؛ در اين ترديدى نيست. اما من قبلاً هم گفتهام، ما از شاگردى كردنِ پيش كسى كه بلد است، ننگمان نميآيد؛ ولى ميگوييم نبايد فكر كنيم كه ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. معناى اين نگاه تقليدى، اين است: ما هميشه بايد شاگرد بمانيم. نوآورى لازم است. اعتماد به نفسِ شخصى و اعتماد به نفسِ ملى در اساتيد ما، يك ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و كار علمى بكند. به آن كار علمىاش تكيه بكند و افتخار كند. ثانياً، اعتماد به نفسِ ملى داشته باشد. به قابليت و تواناييهاى اين ملت اعتماد داشته باشد. اگر اين معنا در يك استاد وجود داشته باشد، اين سرريز خواهد شد در محيط درس، در كلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثير تربيتى خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پركارى؛ ما يك مقدارى از ناحيهى كمكاريهايمان و تنبليهايمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خورديم. بايد كار كرد و از كار نبايد خسته شد. بنابراين نوآورى و ابتكار، شجاعت علمى، اعتماد به نفس شخصى و ملى و كارِ متراكم و انبوه، علاج كارِ پيشرفت علمى ماست. مخاطب اين هم اساتيد دانشگاهند. ۱۳۸۵/۰۷/۱۳
تلاش برای شكستن مرزهای دانش
من ميگويم در زمينهى علم و فناورى، آن كارى را كه ذهن بشر به آن دست نيافته است، آن را وجههى همت قرار بدهيد و دنبال بكنيد؛ اين طورى است كه ما خط مقدم علم را شكستهايم و يك قدم به جلو برداشتهايم. آن وقت ميتوانيم اين را ادعا بكنيم؛ و اين ممكن است. البته برداشتن قدمهاى جديد، مستلزم پيمودن راههاى رفتهشده و طىشدهى به وسيلهى ديگران است؛ در اين شكى نيست. اما هيچوقت نبايد ذهن را از كاوش و جستجو براى يافتن راههاى ميانبر محروم و ممنوع كرد. ما اين را در كشور لازم داريم. ۱۳۸۵/۰۷/۱۳
مسائل فرهنگی-تربیتی:
استفاده از پيشرفت علمى براى گسترش و نفوذ زبان فارسى
از پيشرفت علمى در كشور براى گسترش و نفوذ زبان فارسى استفاده شود. زبان خيلى مهم است برادران و خواهران عزيز! اهميت زبان ملى يك كشور براى خيلىها هنوز دانسته و شناخته نيست. زبان فارسى بايد گسترش پيدا كند. بايد نفوذ فرهنگىِ زبان فارسى در سطح جهان روزبهروز بيشتر شود. فارسى بنويسيد، فارسى واژهسازى كنيد و اصطلاح ايجاد كنيد. كارى كنيم كه در آينده، آن كسانى كه از پيشرفتهاى علمى كشور ما استفاده ميكنند، ناچار شوند بروند زبان فارسى را ياد بگيرند. اين افتخارى نيست كه ما بگوئيم حتماً زبان علمى كشور ما فلان زبان خارجى است. زبان فارسى اينقدر ظرفيت و گنجايش دارد كه دقيقترين و ظريفترين علوم و دانشها ميتوانند با اين زبان بيان شوند. ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
پرورش امید به حركت در جوانان دانشجو
الان در سطح جهان، رتبهى شانزدهم علمى متعلق به ايران است. كسى باورش مىآمد؟ اين را مراكز آمارىِ معتبر دنيا اعلان كردند. آن وقت يك مركزى پيشبينى ميكند، ميگويد تا سال ۲۰۱۸ ايران به رتبهى علمىِ چهارم در دنيا خواهد رسيد. امكانات كشور و توانائىهاى كشور اينجورى است. سهم ايران در توليد علم، الان در دنيا دو درصد است؛ يعنى دو برابرِ آنچه كه به طور طبيعى ايران ميتواند و بايد در توليد علم دنيا سهم داشته باشد. اينها چيزهاى برجستهاى است، اينها چيزهاى مهمى است.
بنابراين ما بايد اميد را افزايش دهيم؛ من اين را ميخواهم عرض كنم. ما بايد كارهاى زيادى را در سطوح دولتى، در سطوح مسئولانِ بالا انجام دهيم؛ اما آنچه كه اساس قضيه است، اين است كه شما در كلاسهاى درس، چه در آموزش و پرورش، چه در دانشگاه، اميد به حركت را در اين جوان و مخاطبِ خودتان پرورش دهيد؛ اين مثل يك گلولهاى خواهد شد و پيش خواهد رفت. اگر يك چنين اتفاقى بيفتد، كشور از وجود او حداكثر استفاده را خواهد كرد. سعى كنيم نشاط ايجاد كنيم، اميد ايجاد كنيم. خطراتى بر سر راه جوانها وجود دارد؛ يكى از خطرات، نااميدى است؛ كه بايد از القاء نااميدى بشدت پرهيز كرد. ۱۳۹۱/۰۷/۲۰
توسعه فرهنگ مجاهدت براى جبههى حق در دانشگاه
فرهنگ تلاش و مجاهدت براى جبههى حق بايد در دانشگاه توسعه پيدا كند. از جملهى مطالبى هم كه دوستان گفتند، يكى همين است؛ فرهنگ معنويت و اخلاق، يا آنچنان كه يكى از آقايان بيان كردند، هنر به معناى آزادگى، به معناى سربلندى، به معناى ارزش؛ اين كاملاً درست است. اين فرهنگ بايد در دانشگاه توسعه پيدا كند. در اين مورد، نقش اساتيد، نقش بسيار برجستهاى است؛ و اين همان فرماندهى جنگ نرم است كه من مكرر مطرح كردم و گفتم اساتيد فرماندهان جنگ نرمند. ۱۳۹۱/۰۵/۲۲
ایفای نقش تربیتی برای دانشجویان
نقش استاد در محيطهاى آموزشى نقش بسيار برجسته و مهمى است. استاد فقط آموزندهى دانش نيست؛ بلكه منش استاد و روش استاد ميتواند مربى باشد؛ استاد، تربيت كننده است. تأثير استاد روى شاگرد، علىالظاهر از تأثير بقيهى عوامل مؤثر در پيشرفت علمى و معنوى و مادى متعلم بيشتر است؛ از بعضى كه خيلى بيشتر است. گاهى استاد ميتواند يك كلاس را، يك مجموعهى دانشجو يا دانشآموز را با يك جملهى بجا تبديل كند به انسانهاى متدين. لازم هم نيست حتماً رشتهى علوم دينى يا معارف را تدريس كند؛ نه، شما گاهى يك جا در درس فيزيك، يا در درس رياضى، يا در هر درس ديگرى - علوم انسانى و غير انسانى - ميتوانيد يك كلمه بر زبانتان جارى كنيد، يا يك استفادهى خوب از يك آيهى قرآن بكنيد، يا يك انگشت اشاره به قدرت پروردگار و صنع الهى بكنيد كه در دل اين جوان ميماند و او را تبديل ميكند به يك انسان مؤمن. استاد اينجورى است. ۱۳۸۹/۰۴/۰۲
مسئول دانستن خود در قبال نسل دانشجو
حقيقتاً حمايت از دانشگاهيان بايد سياست هميشگى باشد. اما توجه بشود كه دانشگاهيان در سايهى اين حمايتى كه از آنها ميشود - چه حمايت معنوى، چه حمايت مادى - حقيقتاً خودشان را در قبال نسل دانشجو، در قبال آيندهى علم در كشور، در قبال اصلاح نظام آموزشى - كه حتماً نياز به اصلاح دارد - مسئول بدانند؛ حضورشان را در دانشگاهها تقويت كنند؛ خودشان را در معرض استفادهى معنوى و علمى فكرىِ دانشجويان قرار بدهند. ۱۳۸۸/۰۶/۰۸
قدرت تحلیل دادن به دانشجو و امیدبخشی به او
اگر در زمينههاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى، مسائل كشور، آن چيزهائى كه به چشم باز، به بصيرت كافى احتياج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما كه استاد او هستيد، رتبهى بالاترِ افسر جوانيد؛ شما فرماندهاى هستيد كه بايد مسائل كلان را ببينيد؛ دشمن را درست شناسائى بكنيد؛ هدفهاى دشمن را كشف بكنيد؛ احياناً به قرارگاههاى دشمن، آنچنانى كه خود او نداند، سر بكشيد و بر اساس او، طراحى كلان بكنيد و در اين طراحى كلان، حركت كنيد. در رتبههاى مختلف، فرماندهانِ بالا اين نقشها را ايفا ميكنند.
خوب، حالا استادى كه بتواند اين نقش را ايفا كند، آن استاد شايستهى حال و آيندهى نظام جمهورى اسلامى است. توقع از اساتيد محترم اين است. جوانهايتان را توجيه كنيد. منظورم اين نيست كه بنشينيد زيد و عمرو سياسى را برايشان معرفى كنيد. نه، اصلاً من موافق هم خيلى نيستم. اسم آوردن از زيد و عمرو و بكر و ... اين چيزها، كمكى به حل مشكل نميكند. به اينها قدرت تحليل بدهيد. به اينها توان كار و نشاط كار بدهيد. چه جور؟ با اميد دادن؛ با اميد بخشيدن. فضاى كلاس را، فضاى محيط درس و دانشگاه را فضاى اميد كنيد؛ اميد به آينده. بدترين بلائى كه ممكن است بر سر يك نسل در يك كشور بيايد، نااميدى است، يأس است. اينكه ميگويند: آقا! چه فايده دارد؟ فايدهاى ندارد. اين روحيهى «فايدهاى ندارد» - يأس از آينده - سم مهلك همهى فعاليتهاست؛ چه فعاليتهاى اجتماعى و سياسى، چه حتّى فعاليتهاى علمى، فعاليتهاى پژوهشى. ۱۳۸۸/۰۶/۰۸
ترویج خودباوری در دانشگاه
هم دستگاههاى مديريتى، هم اساتيد، در داخل دانشگاهها خودباورى را ترويج كنيد. جوانى كه تحت تربيت و تحت آموزش و تعليم شماست، بايد به خود اعتماد داشته باشد - آن اعتماد به نفس ملى كه عرض كرديم. بحثِ اين نيست كه شخصى به خودش اعتماد دارد، بحثِ اين است كه ما به خصال ملى خودمان، به امكانات ملى خودمان، به ذخائر فرهنگى خودمان، يك اعتماد به نفس عمومى داشته باشيم كه به آن گفتيم اعتماد به نفس ملى - اين حالت بايست در يكايك جوانهاى ما بروز پيدا كند؛ يعنى جوان ما وقتى كه مىايستد اينجا حرف ميزند، بايد اعتماد به نفس ملى خود داشته باشد؛ چون جوان، مظهر اميد است. ۱۳۸۷/۰۷/۰۳
ارتباط و تعامل مستمر با دانشجویان
ارتباط استاد و دانشجو به سر كلاس منحصر نماند و دانشجو فرصت داشته باشد كه به استاد مراجعه كند، از او بپرسد، از او توضيح بخواهد، از او بيشتر فرا بگيرد؛ بلكه در مواردى استاد، شاگرد را بخواهد در اطاق خود و يك نكته اضافى و تكميلى را به او تفهيم كند يا يك تكليف را از او بخواهد، يك مأموريت علمى و تحقيقى به او بدهد، كه همهى اينها متوقف است بر حضور اساتيد در دانشگاهها. ۱۳۸۶/۰۷/۰۹
پایبند كردن جوانِ دانشجو به هویت و باور ملی
تربيت دينى دانشجويان، بايستى يكى از اهداف مجموعهى اساتيد دانشگاهى كشور باشد. دانشجو را بايد هم متدين و هم داراى باورهاى ملى - همان اعتماد به نفس ملى كه عرض كرديم - بار آورد. خلاف اين را من گاهى از بعضى از دانشگاهها و بعضى از كلاسهاى درس ميشنوم. استادى ميآيد طورى دربارهى كشور حرف ميزند كه دانشجو از اينكه ايرانى است، بيزار ميشود. اين بىانصافى است؛ اين برخلاف مصلحت اين جوان و برخلاف مصلحت اين نسل عمل كردن است. بايد جوان را به هويت ملى و باورهاى ملى خودش پايبند كرد؛ طورى كه افتخار كند كه ايرانى است و افتخار هم دارد. واقعاً افتخار دارد ايرانى بودن؛ آن هم ايرانى كه امروز به خاطر مواضع سياسىاش و مواضع بينالمللىاش در دنياى اسلام، عزيزترين است. اگر شما امروز در همه جاى دنياى اسلام برويد، نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران، عزيزترين ملت در چشم ملتها هستند؛ از شرق دنياى اسلام بگيريد تا غرب دنياى اسلام؛ از آسيا تا آفريقا؛ همه جا همينطور است. خوب، جوان ايرانى به اين موقعيتى كه دارد، علاوهى بر مواريثِ فرهنگىِ تاريخىاش و افتخارات تاريخىاش، و علاوه بر استعدادهاى موجود كشور - انسانى و طبيعى - چرا دلخوش نباشد؟ چرا او را مأيوس كنيم؟ ۱۳۸۵/۰۷/۱۳
مسائل گفتمانی- تحلیلی:
حفظ و تقویت گفتمان علم و پیشرفت علمی در دانشگاه
خب، نكتهاى كه بر اين اساس بنده اصرار دارم در ذهن آقايان و خانمها و اساتيد محترم مطرح باشد، اين است كه «گفتمان علم و پيشرفت علمى» و «گفتمان پيشرفت عمومى كشور» - يعنى انگيزه براى سهيم شدن دانشگاه در پيشرفت كشور - در دانشگاه بايد حفظ شود؛ كه البته امروز وجود دارد، اما بايد حفظ و تقويت شود. هيچ چيزى نبايد با اين گفتمان در دانشگاه مزاحمت كند. ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
جلوگیری از حركت دانشگاه به سمت مسائل پوچ
همه مراقبت كنند - هم استادان، هم مديران، هم مؤثرين و متنفذين در دانشگاهها - كه فضاى دانشگاه به سمت مسائل پوچ حركت نكند؛ فضا، فضاى دنبالهگيرى مسائل اصلى و اساسى باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پيشرفت علمى و گفتمان پيشرفت عمومى كشور بر دانشگاهها همچنان حاكم باشد. البته اينجا هم دشمنانى هستند كه مايلند حتّى مسائل صنفى در دانشگاهها به سمت مسائل سياسى و جنجالهاى سياسى گرايش پيدا كند؛ از اين بايد پرهيز كرد. اين براى يك دانشگاه افتخار نيست كه مسائل اساسى آن تحتالشعاع مسائل كوچك و كماهميت و احياناً تحت تأثير جريانهاى سياسى واقع شود. فضاى دانشگاه بايد يك فضائى باشد كه در آنجا علم و عالِم بتواند زيست مناسب خودش را داشته باشد. ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
توجه به الگوى پيشرفت ايرانى - اسلامى
ما اگر دنبال پيشرفت هستيم و پيشرفت علمى را شرط لازم پيشرفت عمومى كشور ميدانيم، توجه داشته باشيم كه مراد ما از پيشرفت، پيشرفت با الگوى غربى نيست. دستور كار قطعى نظام جمهورى اسلامى، دنبال كردن الگوى پيشرفت ايرانى - اسلامى است. ما پيشرفت را به شكلى كه غرب دنبال كرد و پيش رفت، نميخواهيم؛ پيشرفت غربى هيچ جاذبهاى براى انسان آگاهِ امروز ندارد. ۱۳۹۲/۰۵/۱۵
توجه به تركیب علم و دین
اگر دانشگاه ما يك دانشگاه علمىِ محض باشد، اما تويش دين و اخلاق نباشد، همان بلائى بر سر جامعهى ما و كشور ما و آيندهى ما خواهد آمد كه بر سر جامعهى دانشمند غرب آمد. غرب جامعهى دانشمندى است، اما جامعهى خوشبختى نيست. در آنجا امنيت اخلاقى نيست، امنيت روانى نيست، انسجام خانوادگى نيست، اخلاق نيست، معنويت نيست. خلأهاى عمدهى بشر اينهاست. اينها خوشبختى نيست؛ ما اين را نميخواهيم. ما خوشبختى ميخواهيم، ما امنيت حقيقى و معنوى ميخواهيم. بدون علم نميشود، با علم بدون دين هم نميشود؛ دين لازم است. جامعه بايد جامعهى دينى باشد؛ در رأس آن هم دانشگاه است. دانشگاه بايد دانشگاه متدين باشد. در مفهوم «متدين» از عرايض من تلقى غلط نشود. تدين به معناى معرفت عميق دينى، ايمان عميق و باور ژرف به دين و معارف دينى است، كه طبعاً عمل به دنبالش مىآيد؛ بايد دنبال اين باشيم. اين وظيفهى همه است، از جمله شما اساتيد محترم. ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
آشنایی با واقعيات كشور و حقايق جهان
اساتيد عزيز دانشگاه، هم با واقعيات و حقايق كشور، و هم با حقايق جهان بايد آشنا باشند؛ اين يك تلاشى را ميطلبد. در همهى حوزههاى علمى، همين جور است. عالمِ معلمى كه جماعتى از او استفاده ميكنند، اگر به زمان خود عالم نباشد، دچار مشكلات خواهد شد. «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللّوابس»؛ كسى كه زمانه را ميشناسد، يعنى وقتى اوضاع و احوال محيط خود و محيط پيرامونىاش و محيط جهان را ميداند و ميفهمد جريانهاى گوناگون جهانى كىهايند، كجايند، اهدافشان چيست، چه جور با هم مواجه ميشوند، دچار اشتباه نميشود؛ در قضاياى گوناگون، قضاوت اشتباه نميكند و دچار اشتباه نميشود. ۱۳۹۰/۰۶/۰۲
برخورد ایجابی با رویكردهای غربی
يكى از آقايان اشاره كردند كه ما در برخورد با علوم انسانىِ كنونى، به جاى برخورد سلبى با رويكردهاى غربى، برخورد ايجابى بكنيم؛ به معناى اينكه رويكردهاى اسلامى را مطرح كنيم. بله، اساس قضيه همين است؛ شكى نيست. در خلأ كه نميشود زندگى كرد. وقتى مسئله مطرح شد، پاسخ ميخواهد؛ يا پاسخ اوست، يا پاسخ ماست؛ منتها مهم دو چيز است: يكى اينكه همين پاسخى كه ما داريم، بايد تدوين شود - اين كار را شما بايد بكنيد، اين را اساتيد حوزه و دانشگاه بايد بكنند؛ كى اين كار را بكند؟ اين كه ديگر كار دولتى نيست - دوم اينكه جرأت مناقشهى در رويكرد كنونىِ غربىِ ناشى از ليبرال دموكراسى به وجود بيايد؛ اين دو چيز لازم است. اين هر دو چيز دست شماست؛ دست اساتيد متخصص در علوم انسانى است. ۱۳۸۹/۰۶/۱۴
توجه به كمبودها همراه با نگاه امیدوارانه
بايد پيش برويم و بايد باور كنيم كه «ميتوانيم». من حرفم اين است. شما [اساتید دانشگاه] با اين باور و با اين نگاهِ همراه با اذعان و قبول قابليتِ اين جوانهاى مؤمن ما و پيشرفتى كه كردهاند، كمبودها را يكى يكى بشمريد؛ هيچ اشكالى ندارد. اين ما را تشويق خواهد كرد به اين كه اين كمبودها را كم كنيم و روزبهروز پيش برويم. جوانى هم كه از شما اين را ميشنود، همچنين تشويق خواهد شد به اينكه پيش برود و شوق و اميد پيشرفت در دل او بيشتر خواهد شد؛ برخلاف اينكه ما نگاهمان، نگاه منفى باشد، نگاه مأيوسكننده باشد، كه اين را من قبول ندارم. ۱۳۸۵/۰۷/۱۳
استفاده از فرهنگ عمیق اسلامی برای تولید علم در زمینه علوم انسانی
ما در زمينه علوم انسانى احتياج به تحقيق و نوآورى داريم. مواد و مفاهيم اساسىاى هم كه بر اساس آن مىتوان حقوق، اقتصاد، سياست و ساير بخشهاى اساسى علوم انسانى را شكل داد و توليد و فراورى كرد، به معناى حقيقى كلمه در فرهنگ عريق و عميق اسلامى ما وجود دارد كه بايد از آن استفاده كنيم. البته در اين قسمت، حوزه و استادان مؤمن و معتقد به اسلام مىتوانند با جستجو و تفحّص، نقش ايفا كنند. اينجا از آنجاهايى است كه ما بايد به توليد علم برسيم. ۱۳۸۲/۰۸/۰۸